مبارزه و تولید زندگی، ضیا نبوی

این جنبش زندگی را تولید می کند .

« ما برای تحقق آزادی در آینده تلاش نمی‎کنیم، بلکه این دو [آزادی و عدالت] در دل هر اقدام معطوف به آن‌ها حضور دارند.»
میشل بن‎سایق

۱- سال‎ها پیش که کتاب «مقاومت آفرینش است» میشل بن‎سایق را می‎خواندم جملات بالا بیشتر از همه در ذهنم نشست. جملاتی که واقعاً دوست‎شان داشتم و پاسخی بود برای کلنجارهای ذهنی و پرسش‎هایی که از ابتدای ورودم به عالم سیاست داشتم. این پرسش که چرا برای تحقق آرمانی که قرار است در آینده بیاید، امروزمان را می‎بایست قربانی کنیم. اینکه چه محرکی می‎تواند مجاب‎مان کند که زیستِ امروزمان را به خطر بیافکنیم برای آن احتمالی که در آینده شاید که قرار است محقق شود. زمینة این پرسش‎ها البته تاریخچة شکستی بود که در دل آن متولد شده بودم. برای خانواده‎ای که حاصلش از مداخله در سیاستِ دهة شصت، چیزی جز اعدام و زندان و انزوا نبود، عجیب نبود که پرسش‎هایی ازین دست را در ذهن جوانانِ ماجراجویش به میراث بگذارد. سرنوشت سوژه‎های سیاسی برآمده از آن وضعیت و آن هزینة سترگی که بر دوش خانواده به جا مانده بود، بدیهی بود که چنین «چرا»ی بزرگی را بپروراند. به هر روی پاسخی که میشل بن‎سایق به این پرسش داده بود دستکم به نظر من زیباترین و شعف‎برانگیزترین پاسخ بود. من خوش داشتم خود را اینگونه قانع کنم که آزادی چیزی نیست که قرار است در آینده بیاید، آزادی درون همین کنشی نهفته است که ما عطف به آزادی انجام می‎دهیم. اینکه ما طلب‎مان از آزادی را نسیه نمی‎گذاریم و اتفاقاً در لحظة کنش نقدش می‎کنیم.

۲- در سال‎های زندان اما این تعریف از سیاست و آزادی را رمانتیک یافتم. دقیقاً ‌به خاطر دارم که گاهی که به یاد جملة بن‌‏سایق می‎افتادم با خودم می‎گفتم که از آن دست جملات انگیزشی است که امر سیاسی را با روانشناسی خلط می‎کند. اینکه درست است کنشگری حسی از رهایی را در آدمی ایجاد می‎کند، اما هزینة حاصل از چنین کنشگری در ساختارهای سرکوبگر اینقدر زیاد است که نمی‎توان به این سادگی و شاعرانگی از آن سخن گفت. راستش به وضعیت خودم فکر می‎کردم و با خودم می‎گفتم، برای آدمی که قرار است به خاطر دفاع از حق ابتدایی تحصیل، ده سال در زندان بماند، چنین جملاتی دل‎خوش‎کنک است. برای کسی که از پی تلاشش برای احیای حق تحصیل، حقِ زیستِ آزادنه‎اش را نیز از دست داده است این حرف‎ها سست و بی‎اساس به نظر می‎رسد و برای ادامه دادن و ایستادن به تعریفی دقیق‎تر از سیاست و انگیزه‎ای عمیق‎تر و محکم‎تر نیاز است. به بیان دقیق‎تر اینکه آن تجربة زندان عمل‎گراترم کرد. سیاستی که هیچ دستاورد قابل لمسی نداشت، هیچ رنجی را التیام نمی‎بخشید و هیچ پیروزی‎ای را حاصل نمی‎کرد از چشمم افتاد. با خودم می‎گفتم، ورود ما به سیاست باید چیزی را در این جهان تغییر دهد، چیزی بیشتر از حس خوشایند و رهایشی که درون خود احساس می‎کنم. چیزی که بتوان به آن اشاره کرد، آن را نشان داد…

۳- این روزها که در متن جنبش « زن، زندگی، آزادی‌» آزادی نفس می‎کشیم،‌ وقتی حضور متفاوت زنان را در خیابان‎ها می‎بینم، وقتی دخترانی را می‎بینم که حجاب از سر بر می‎دارند یا دختری که رقص‎کنان روسری‎اش را در آتش می‎اندازد، یا دانشجویانی که تفکیک جنسیتی در دانشگاه را بهم می‎زنند و از این مرزکشی‎های ارتجاعی عبور می‎کنند، دوباره به یاد جمله میشل بن سایق افتادم. به یاد اینکه آزادی و عدالت این بار حقیقتاً و نه استعاری، درونِ کنش معطوف به آن‎ها وجود دارد. در واقع آن‎کس که به حجاب اعتقادی ندارد و از حجاب کردن در عمل امتناع می‎کند، فقط به حجاب اجباری اعتراض نمی‎کند، بلکه او شیوه زیست واقعی و آزادنة خود را محقق می‎کند! همینطور دانشجویانی که مقررات تفکیک جنسیتی را برسمیت نمی‎شناسند و سلف سرویس دانشگاه را از آن خود می‎کنند، فقط اعتراض خود را به قوانین متحجرانه نشان نمی‎دهند، آن‎ها در عمل تفکیک جنسیتی را ملغی می‎کنند! نکته اینجاست که این جنبش بر عکس عموم اعتراضات عمومیِ پس از انقلاب که پیروزی‎شان امری منوط به تسلیم حاکمیت در موارد مناقشه‎برانگیز ( بستن مطبوعات، تقلب در انتخابات، گران کردن بنزین، سقوط هواپیما…) بود، این استعداد را دارد که دستاوردهای خودش را در بطن اعتراضات محقق کند. آنچه که رخداد این روزها را منحصر بفرد می‎کند، این است که هر شهروندی حتی به تنهایی می‎تواند با کنش خود تمامیت ساختار ارتجاعی را به سخره گرفته و پیروزی خود را جشن بگیرد! این جنبش به فقدان زندگی اعتراض نمی‎کند، بلکه زندگی را تولید می‎کند. اگر خیابان را بر او ببندی، مدرسه و دانشگاه و اداره را میدان مبارزه‎اش قرار می‎دهد. درست است که این جنبش در سطح مطالبة آزادی حجاب متوقف نمانده و دگرگونی اساسی وضعیت را مطالبه می‎کند ولیکن از امری جزیی، کلیتِ وضعیت را هدف قرار داده که بنظر مقاومت ساختار در برابر آن را ناممکن کرده است…

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»