امشب، ۵ آبان، در محلهی سینا (نواب شمال، محبوبمجاز شرقی) جنگ خیابانی است. اما با فراخوان و رجزخوانی جوانان محله!
دیشب جوانان محلهی سینا از تقاطع نواب و داخل خوشیاران جنوبی تا خرمشهر با سرکوبگران درگیر شده بودند. سطل زبالههای واژگون گواهی میداد خوراک خوبی تقدیم سربازان بدنام امام زمان و فرزندان اراذل و اوباش سیدعلی کردهاند!
اما هیچ فیلم و عکسی منتشر نشد، چون کسانی که فیلم میگرفتند، بازداشت شدند. ساعت دهونیم که درگیری تمام شده و مردم دسته دسته مشغول صحبت بودند، ریختند به برخی خانههایی که نشان کرده بودند، در خانهها شکستند و جوانها را دستگیر کردند.
امشب جوانهای محله با ایجاد سر و صدا فراخوان دادند به تلافی بازداشتها. ساعت ده و نیم سر و کلهی موتوریها از طرف نواب پیدا شد و گاز اشکآور زدند و به سمت خرمشهر رفتند؛ غافل از اینکه جوانها با روغن سوخته کف خیابان منتظرشان هستند!
کل محله در گاز اشکآور فرو رفته و ما نتوانستیم جلوتر برویم، اما سر و صداها نشان میداد که قطعا استقبال خوبی از اوباش سرکوبگر شده. مردم، زن مرد، پیر و جوان، از کوچههای مختلف به خیابان اصلی میروند و ترسی ندارند.
۲۰ مهر، در پایین محله، تجمعی که در میدان گمرک شکل گرفته بود تا تقاطع قزوین-نواب و خیابان عباسی آمد؛ اما مردم را تا بریانک شرقی تعقیب کردند و شیشهها را شکستند. آنشب نه جوانها تا ساعات بعد از نیمه شب دور هم جمع بودند و از اولین اکت سیاسیشان با افتخار میگفتند، که اهالی مسنتر لذتشان از آمدن انقلاب به محله را کتمان نمیکردند. بالاخره عروسی به کوچهی ما هم رسید!
حالا دو شب است که در بالای محله تجمع است و الان هم مردم شعار “مرگ بر دیکتاتور” و “مرگ بر خامنهای” میدهند. این اتفاقات سمت شرقی نواب را بگذارید کنار اعتراضات سمت غربی نواب؛ تجمع ۱۶ مهر هاشمی-سلسبیل و تجمع مردم کارون-مرتضوی در اعتراض به تجاوز به هنرستان صدر در ۲ آبان.
این محله در کل انقلاب ۵۷ یک روز شلوغی هم نداشت، مگر روزهای آخر که در پایین محله، قلعه را آتش زدند و در بالا، خیابان بابائیان (کمیل)، آبجوسازی شمس را تخریب کردند. امسال اما ماجرای دیگری است؛ “امسال سال خونه، سدعلی سرنگونه!”
این خیابان به نام داود محبوبمجاز نامگذاری شده؛ عضو “حزب ملل اسلامی” که زیر شکنجهی ساواک مشاعرش را از دست داد و بعد در سانحهای در زندان کشته شد تا همحزبی توابش، جواد منصوری، به معاونت روحالله حسینیان جنایتکار در مرکز اسناد انقلاب برسد یا رفیق همحزبیاش، مهندس کیوان مهشید که در زندان مارکسیست شده بود، به دست لاجوردی جنایتکار شکنجه و با حکم هیات مرگ ۶۷ اعدام شود.
جوانها شاید تاریخ شهدای محلهشان در انقلاب را ندانند، اما میدانند ساس و واواک امروز از ساواک و… هم جانیترند؛ ولی ترسی ندارند و آنها را به مبارزه فرامیخوانند، زیرا ابهت دیکتاتور ریخته و دیکتههایش تکراری شده. مردم بیدار شده و خواب خلیفه و خلیفهزاده را آشفتهاند. شعار دخترهای جوان خیابان نواب، هاشمی، در ۱۶ مهر را به یاد بیاورید: “مجتبی بمیری، رهبریو نبینی”!
ارسالی از یاران #همراه_سرخط