شناسایی محیط فعالیت مدنی و صنفی بخشی از پیشنیاز تعیین گامها، برنامهها، عملکردها و واکنشهاست. قضایاهای حساستبرانگیز در سطح کلان جامعه بر واکنشهای جمعی گروهها تاثیر میگذارد و کثتمان پرسشها به جای رسیدگی به موقع به آنها، انرژی یک گروه را به تحلیل میبرد.
یک گروه تغییرخواه مجهز و دلگرم به ارزشهای انسانی، میتواند انتظار داشته باشد که جریان ناقض ارزشهای انسانی ممکن است دست به حقه بیالاید و از نمایش وقاحت به عنوان یک شیوه سرکوب روانی بهره ببرد.
هنگامی که فعالان یک جنبش تغییر با شناسایی داشتهها و بایستههای جمعی خود در تلاشند که به عدالت، برابری، کار و دستمزد شایسته و پرسشگری برای شفافیت سامان بدهند و از خیر کوتاه مدت شخصی برای اجرای خیر جمعی بلندمدت هزینه میکنند، سمت مقابل حقوق میگیرد که با دروغ و ترفند و دستکاری ارزشهای انسانی، برای مدتی ترس و تردید را به جای آنها ترویج کند.
تکنیکهای هراسافکنی و شایعهسازی معمولا از سمت سرکوبگران قابل شناسایی با شفافیت اعلام نمیشوند که مسئولیتپذیری به همراه داشته باشد، بلکه دامن زدن به شایعات برای تضعیف روحیه همیشه از راه زمزمهها، افراد گمنام و غیرواقعی و جریانهای غیرشفاف معمولا در قالب مردم، تظاهراتکننده یا اعتصابکننده ترویج میشوند.
فعالان انتظار دارند که خیرخواهی و دلسوزی در پوشش و چهره دوست یا مردم معترض هم میتواند به دستور کار سرکوبگر کمک کند. آمادگی نسبت به شایعات سیستماتیک، به واکنش به موقع و جمعی مناسب کمک میکند.
فعالان خوشفکر و پر ایده نسل جوان نشان دادهاند که در برخورد با شایعات تضعیفکننده روحیه معمولا استراتژیها و رفتارهای متنوعی دارند.
رهبری موثر یک گروه کوچک در برخورد با شایعه یا یک مورد تضعیفکننده روحیه جمعی استراتژیهای هوشمند و منعطف زیر را به کار میگیرد:
– پرسش و جوی حرفهای برای درک دقیق حدود یک واقعه و صحت و سقم آن: تحقیق درست درباره یک مورد نقض کرامت انسانی باید با استفاده از نظر دست کم یک کارشناس صورت بگیرد.
دروغ و یا راست یک رفتار ناقض حقوق انسانی، در هر صورت به نفع جمعیت تحولخواه است.
پس باید اطمینان حاصل کرد که دست کم سه برچسب برچسب فرضی در میان گروه فعال باشد
الف:راست-مستند ب:جعلی/دستکاری شده/ دروغ و ج- برچسب «قابل تردید»
رهبری موثر:
– پس از راستیآزمایی یک جریان خبرساز، شایعات را رو میکند ولی برملا کردن شایعه را معمولا در حاشیه رفتارهای جمعی کنترل میکند تا تمرکز جمع به آن تخصیص پیدا نکند.
– برای خنثی کردن میزان شرارت نهفته در حقیقت برملا شده، به طنز و خوشدلی در جمع دامن میزند.
– طیفی از هنرهای گفتاری، نوشتاری، اجرایی و بصری را برای تاکید حضور جمعی در دستور کار قرار میدهد.
– از فرهنگ، نمادها و روایتهای منسجمکننده گروهی استفاده میکند که نقش افراد در گروه تقویت شود.
در تمام مراحل و شیوههای بالا، تقویت شجاعت، توانایی و به ویژه چرخش بهینه انرژی در مقیاس یک گروه با شناخت فردی از روحیات انسانی افراد به جای امر و نهیهای کلی یک اصل مهم و اساسیست.
مطالعه موردی:
مثلا وقتی که شایعه تجاوز به دختران زیبا و دستگیر شده به وسعت از افراد گمنام منتشر میشود، میتوان مطمئن بود که سرکوبگر یکی از دو نوع اشتباه را مرتکب شده است: یا واقعا به این کار دست زده و یا از انتشار آن برای تضعیف روحیه جمعی مردم با دامن زدن به شرم و سرافکندگی جمعی استفاده میکند.
در این صورت، فعالان با برگزاری یک جلسه غیررسمی یا رسمی بایستههای جمع را بررسی میکنند که:
آیا قربانی باید شرمنده باشد؟
آیا نیاز است که معیارهای اجتماع در سرافکنده کردن قربانی مورد بازبینی و نقد قرار بگیرد؟
آیا شرمندهکردن متجاوز به جای قربانی کافی است؟
آیا واقعا تجاوز اتفاق افتاده است؟
آیا شمار تجاوزها به اندازهای است که میتوان از موارد مستندشده برای پاسخگو کردن و تعزیر سرکوبگر استفاده کرد؟
آیا سرکوبگر در یک جنبش اجتماعی فقط به خاطر ترس از نوجوانان انتشار شایعه را در دستور کار قرار داده؟
آیا جمع به اندازه کافی به سلاح طنز و هنر مجهز هست که حضور خود را تقویت کند؟
کانال داوطلب