تقسیم جامعه به اکثریت مخالف و اقلیت موافق
دوستان در کامنت ها یا دیدارهای حضوری از من سوال می کنند آخرش چی میشه؟
واقعیت قضیه این است که کشورمان در چنان وضع غامضی گیر کرده که به سختی می توان آینده را پیشبینی کرد.از طرفی با حکومتی طرفیم که در برخورد با بحران فعلی هیچ راهکاری برای ارائه ندارد.نه تنها هیچ راهکاری ندارد بلکه حتی قدرت مانور خود را هم از دست داده است.با این حال شدت و گستره اعتراض ها هم هنوز به آن مرحله ای نرسیده که توازن جاری را بر هم بزند.به رغم تظاهرات مدنی و مسالمت آمیز سقز، که از حیث گستردگی بی نظیر بود، و به رغم تظاهرات مدنی گسترده دانشجویان،هنوز اقشار وسیعی از مردم به صحنه اعتراضات مدنی نیامده اند.اما این احتمال هست که اتفاق مذکور رخ دهد و اگر چنین شود قطار تحول خواهی تا رسیدن به مقصد نهایی از حرکت باز نخواهد ایستاد.
اما فعلا حکومت چندان دست و پا بسته نیست.همچنان بخش هایی از جمعیت حامی حکومت هستند و به رغم همه ریزش ها هنوز بدنه نیروی نظامی و انتظامی در خدمت حاکمان است و حکومت نفت می فروشد و وضع مالی اش هنوز شکننده نشده است.
پیش بینی شخصی من این است که ما وارد یک مرحله پات خواهیم شد ؛مرحله ای که دو طرف دارای نیروی مساوی اند.به این معنا که نه حکومت آن قدر قدرتمند است که مخالفان را نابود کند و نه مخالفان آن قدر قدرتمندند که حکومت را ساقط کنند.
گزینه اصلاح حکومت نیز منتفی است چرا که حاکمیت خوب می داند که بدترین زمان اصلاح هنگامی است که حکومت ضعیف شده و با بحران روبروست.جدای از این حکومت ایران اساسا دچار رفرم فوبیا(ترس از اصلاحات) است. سوالی که پیش می آید این است که آیا کشور می تواند این مرحله پات(تساوی نیروهای معارض)را برای یک مدت طولانی تاب بیاورد؟ جوابم این است که بله می تواند تاب بیاورد.نمونه مشخص چنین وضعی را هم اکنون در ونزوئلا شاهدیم.
به نظرم ما وارد مرحله ای خواهیم شد که جامعه به دو قسمت مخالف(اکثریت جامعه) و موافق(اقلیت حاکم و طرفدارانش) تبدیل میشود. البته چنین وضعی اصلا برای کشور مطلوب نیست چون چرخ اقتصاد از حرکت باز می ایستد، خدمات رفاهی صرفا معطوف طرفداران حکومت میشود، آنهایی که طرفدار حکومت نیستند تحت فشار بیشتری قرار میگیرند و شیوه و منش حامی پروری از سوی حکومت به شدیدترین شکل ممکن دنبال میشود.
تحت چنین شرایطی حکومت پابرجا می ماند اما مخالفان هم در صحنه حاضرند و هر از گاه در قالب قیام های مقطعی، که سرکوب میشود و دوباره شعله ور میشود،خودنمایی می کنند. این وضعی است که من آن را ونزوئلایی شدن ایران می نامم.