بنابر گزارشی که رادیو فردا بر اساس گفتگو با سه شاهد عینی از آخرین لحظات زندگی مهرشاد شهیدینژاد منتشر کرده، «او روز چهارم آبان به دست ۷-۸ مامور حکومتی مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. ماموران او را ابتدا با شوکر و بعد با باتوم زدنند. بعد از چند دقیقه ضرب و جرح، پسر جوان که روی زمین بدون حرکت مانده را بلند کرده و کشانکشان با خود بردند و این آخرین باری است که مهرشاد شهیدینژاد دیده شده است.»
هر سه شاهد میگویند «مطمئن نیستند مهرشاد همانجا در خیابان جان باخته یا بعد از آنکه ماموران امنیتی او را با خود بردهاند. ماموران امنیتی به خانواده مهرشاد گفتهاند که او دچار ایست قلبی شده، برای احیا به بیمارستان منتقل شده اما احیا نشده است.»
در این گزارش از قول یکی از نزدیکان مهرشاد شهیدینژاد آمده است: «روز یکشنبه چند تن از مسئولان استانی از جمله فرماندار و دادستان اراک به خانه او رفتند. بر این اساس، این مقامها گفتهاند برای دلجویی آمدهاند و از بالا به پایین نگاه میکردند که خانواده مهرشاد بترسند. زینب، مادر مهرشاد اما به آنها گفته اگر بشنوم به پسر من انگی بزنید، بگویید سگ گاز گرفته یا از ساختمان افتاده یا مشروب خورده، ما ساکت نمینشینیم از حق بچهمان دفاع میکنیم»
بر اساس این روایت مهرشاد شهیدینژاد تنها دو روز مانده به تولد ۲۰ سالگیش توسط مامورین حکومتی کشته شد. او دانشجوی دانشگاه علمی-کاربردی اراک و سرآشپز رستوران بوته اراک بود.
این روایت در حالی منتشر میشود که گزارشهای متعددی از تحت فشار بودن خانوادههای کشتهشدگان اعتراضات جاری حکایت دارند. بسیاری از آن ها به زور نهادهای امنیتی مجبور به «اعترافهای اجباری» و طرح روایتهای ناقص و خلاف واقع در مورد مرگ عزیزانشان میشوند. بسیاری از آنها پس از چندی «روایات جعلی» را تکذیب کرده و علیرغم خطراتی که همچنان تهدیدشان می کند به روشنگری در مورد چرایی کشتهشدن نزدیکانشان میپردازند.