روایت رزم شبانه‌ی جوانان محله‌ی سلسبیل تهران

نواب، خیابان رودکی
چهارشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۱

تا محله‌ی سینا در شرق نواب نفسی تازه کند، محله‌ی سلسبیل در غرب نواب دوباره در آتش انقلاب خواهد دمید. هرچند حتی پس از سه شب اعتراض پیاپی، مردم خیابان سینا (محبوب‌مجاز) و سالار (جوانمرد) هر شب شعار “مرگ بر دیکتاتور” و “مرگ بر خامنه‌ای” دادند و جوان‌ها گاهی سطل زباله آتش زدند تا هر شب آتش‌نشانی مجبور به حضور باشد و موتوری سرکوبگر در کوچه‌ها تا نزدیک ساعت ۱۱ کشیک بکشد، بس‌آنکه مردم از جمع شدن و بحث درباره‌ی انقلاب هراسی داشته باشند.
اما دوباره نوبت آن‌سوی نواب بود که اول بار، ۱۶ مهر به خیابان آمده بودند.

چهار هفته بعد، ۱۱ آبان، مردم سلسبیل باز هم به خیابان آمدند و شعار “مرگ بر دیکتاتور” دادند تا بگویند پای انقلاب ایستاده‌اند. اعتراض حالا دیگر تفریح شبانه‌ و خانوادگی مردمی است که ترسی ندارند. هوا رو به سردی می‌رود، اما آتش‌ها تازه روشن شده و جمع‌های کوچک و بزرگ را گرد آورده‌اند.

در یکی از همین جمع‌ها، جوانی را دیدم که مکرر می‌گفت: “اگر شایعه‌ی حضور حشدالشعبی در مشهد برای سرکوب درست باشد و بخواهد به ناموس ما دست‌درازی کند، در دفاع از زن‌هایمان تعارف نداریم.” نمی‌دانم این شایعه چقدر جدی است، اما اینکه کلیدواژه‌های حکومت برای تحریک عامه‌ی مذهبی – همچون ناموس که با بلندگوهایشان در اکباتان فریاد می‌کردند – هم از انحصارش خارج شده، جالب نیست؟

ادبیات رژیم منقضی و منسوخ است، اما در آخرین لحظات، چه بسا همان‌ها که به تحریک احساساتشان دل خوش می‌کرد، با همان احساسات و انگیزه‌ها به او پشت کنند و مثل تاریخ انقضایش را رقم بزنند.

تاریخی که روحانیون فاسد و مرتجع را برای همیشه چونان گروه ضدانقلاب خواهد نمایاند؛ از مشروطه تا امروز. این را نوجوانان شاید در کتاب‌های درسی دیگرگونه خوانده باشند، اما این بار که خودشان در میدان انقلاب‌اند و علیه آخوند شعار می‌دهند، از نو می‌نویسند.

تاریخ انقلابی این محله از تاریخ سکونت اهالی‌اش طولانی‌ترست. این‌سوی اتوبان امروزی محل قشون قاجار بود و آن‌سوی اتوبان، همگی باغ که پای انقلاب بدینجا باز شد. میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین را مثلث استبداد قاجاری، ارتجاع شیخ‌فضل‌اللهی و استعمار تزاری بالای اینجا، در باغشاه، خفه کردند و در همین محله، جنب بیمارستان لقمان‌الدوله دفن کردند. سلیمان‌میرزا اسکندری هم در یکی از باغ‌های این محله پنهان شده بود، وگرنه مانند برادرش یحیی‌میرزا، پدر ایرج اسکندری، شهید استبداد صغیر می‌شد.

این محله وارث انقلاب مشروطه و انقلاب ۵۷ است: اگر آن دو انقلاب به دست استبداد و استعمار بدل به جوان ناکام شدند، جوانان ما نمی‌گذارند شعله‌ی این انقلاب خاموش شود.

کانال سرخط