جنبشِ جان به لب رسیدگان، بهزاد حق‌پناه

حاکمیت هر روز بیشتر در بحران فرو میرود

هر چند جمهوری اسلامی از همان آغاز تاسیس با اعتراضات گوناگونی برخورد داشته ‌است و به دلیل تلاش برای حذف رقبا و ناراضیان معمولا با بخشی از مردم و یا نیروهای داخل حکومت در تنش بوده است اما این جنبش به لحاظ عوامل گوناگون از سایر اعتراضات متمایز است.

بر خلاف اعتراضات قبلی، به لحاظ طبقاتی این بار فقط یک قشر و یا طبقه اجتماعی در اعتراضات شرکت نکرده بلکه از طبقه متوسط تا حاشیه نشینان شهرهای بزرگ و حتی روستاییان و بخشی از طبقه متوسط مرفه در جنبش دیده می شوند.

جمهوری اسلامی تا کنون به حدی هزینه فعالیت اجتماعی را بالا برده بود که مثلا برای اعتراض به روسری ،دختر انقلاب به بیش از ده سال زندان  محکوم گردید. اعلام احکام سنگین باعث می شد  هزینه فعالیت اجتماعی بحدی افزایش یابد که بسیاری از افراد از اعتراض و ابراز نظر خود صرف نظر کنند.

اما اکنون بدلیل سخت شدن زندگی ، تورم ، بیکاری و صد ها مشکل خانواده ها، هزینه زندگی با هزینه زندان از نظر مردم یکسان شده و حکومت با خیل جمعیتی رو بروست که چیزی برای از دست دادن ندارند و به همین دلیل براحتی برای کشته شدن و یا زندان آماده اند. این همان جمعیت جان به لب رسیدگان است.

فقدان یک نیروی سیاسی مشخص در جامعه و اقدام حکومت در سرکوب حتی احزاب خودی، باعث شده تا مردم حداقل در این مقطع نیرو های سیاسی جامعه را دور زده و خود بطور مستقیم با حاکمیت در گیر شوند.

گستردگی نارضایتی اقتصادی، اجتماعی ، زیست محیطی و فرهنگی و عدم توانایی واضح حاکمیت در حل مشکلات و فقدان بک چشم انداز مناسب برای جوانان و نو جوانان انگیزه مردم برای مقاومت و تداوم اعتراضات را بیشتر کرده است.

وجود شبکه های مجازی و رسانه های مختلف امکان ارتباط افراد معترض بویژه نسل جوان و نوجوان را فراهم آورده و همه عوامل فوق به تداوم اعتراض کمک کرده است.

هر جنبش اعتراضی باید بتواند در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و هنری هویت جدیدی متمایز از هویت رسمی حاکمیت بوجود آورد. دقیقا در سال پنجاه وشش هم این هویت یابی در میان معترضان بوجود آمده بود .(هر چند حاصل کار به فاجعه انجامید)  اورکت وریش به عنوان نماد فرهنگی مردان و نیز چادر و روسری به عنوان نماد زنان معترض به” بی حجابی اجباری” در دانشگاه شناخته می شد. بتدریج در سال پنجاه وشش سرود ها و آهنگ های مناسب توسط داریوش، فرهاد،فریدون فروغی و بخش زیر زمینی موزیک اعتراضی بوجود آمد .ادبیات جدید اجتماعی در مورد عدالت ، مبارزه ضد آمریکایی در بین نیروهای فعال، رواج یافت.

اکنون نیز مبارزه با حجاب اجباری و برداشتن روسری ،نمادی از مبارزه با روایت فرهنگی حاکمیت می باشد. مرگ مظلومانه #مهسا_امینی به عنوان یک دختر کرد و اهل سنت نماد مبارزه با تبعیض مذهبی و قومیتی و ستم بر زنان، عامل  وحدت ملی شده است .

تفاوت اکنون با وقایع پنجاه وشش ، واقعی و عینی بودن شعار ها در جنبش کنونی است برخلاف نسل ما که دنبال شهادت، آرمانهای خیالی اسلام انقلابی و يا جامعه بی طبقه توحیدی و سوسیالیسم در یک جامعه روستایی بود نسل کنونی بدنبال زندگی ، رفاه و آزادی است که بیشتر قابل دسترس بنظر می رسد حتی درک نسل ما از آزادی با آنچه اکنون بر پایه حقوق اولیه انسان شناخته می شود متفاوت بود.

گسترش شعار هموطنان کرد:” زن _ زندگی _ آزادی” و پذیرش ان در سطح ملی، وحدت اقوام و اقلیت های ایرانی را به همراه داشته است بنحوی که تمام آرمان های تجزیه طلبانه پان ترکیستی و یا استقلال کردستان را در محاق برده و بهانه حاکمیت در مورد خطر تجزیه ایران را منتفی کرده است.

نظام جهانی نیز در مورد یکپارچگی جغرافیایی ایران در شرایط کنونی، اتفاق نظر دارد. نگارنده امیدوار است که در مقاله ای دیگر به آن بپردازد.

جالب توجه است که جنبش اعتراضی ملت ایران اولین حرکت اجتماعی در یکصد سال اخیر است که در آن از روحانیت و دین خبری نیست و جنسی کاملا سکولار دارد در حقیقت عملکرد چهل ساله روحانیت باعث شد که سرمایه تاریخی روحانیت شیعه چون گلوله برفی آب شود و جامعه در شرایط جدیدی قرار گیرد.

هر چند این جنبش در مقایسه با نهضت های قبلی ملت، فاقد رهبری واحد بنظر می رسد لیکن باید توجه داشت که جنبش های دنیای جدید همانند گذشته نیاز به رهبر کاریزما ندارد و نسل جدید نیز کمتر حاضر به تبعیت و تقلید کور کورانه است. البته احتمالا در صورت تداوم جنبش ، رهبری جمعی ویا فردی مناسب شرایط ایجاد خواهد شد.

از طرفی جنبش های اجتماعی در کشور های در حال توسعه ،بدون حمایت جهانی ،به نتیجه نمی رسند. این موضوع در مورد انقلاب پنجاه و هفت هم صادق است لیکن چون تقریبا تمام روحانیون و مسئولین کنونی سابقه ای در مبارزه اجتماعی ندارند از آن بی اطلاع هستند و یا برخی خود را به بی اطلاعی می زنند. نقش رادیو بی بی سی در طرح آقای خمینی در جامعه بر کسی پوشیده نیست. اکنون نیز پس از شکست برجام و مشارکت حکومت ایران در جنگ اوکراین بنظر می رسد وحدت رویه و خط مشی بین اروپا، امریکا و اسرائیل در برخورد با حاکمیت ایران ایجاد شده که بدون تردید در تشدید بحران های اقتصادی و پیامد آن بحران های اجتماعی نقش تعیین کننده خواهد داشت .

فراموش نکنیم تکامل و پیشرفت جوامع از یک منحنی خطی پیروی نمی کند. حرکت اجتماعی هر نسلی بخش هایی از خطاها و اشتباهات را نیز شامل می شود که در یک حاکمیت نرمال، در طی زمان اصلاح می شود اتفاقا ملت برای اصلاح مسالمت آمیز اشتباهات ،فرصت اصلاح می دهد اما هنگامی که حاکمان حاضر به تغییر ساختارهای غلط نمی شوند خیابان تنها راه برای تغییر، باقی می ماند .

حاکمیت شش کلاسه جمهوری اسلامی، به حدی از درک و حل بحران ناتوان است که تنها قادر به برخورد نظامی و امنیتی با معترضان است و به همین دلیل هر روز بیشتر در بحران فرو می رود.

با توجه به تداوم و تشدید شرایط عینی بحران در جامعه و عدم توان حاکمیت در حل مسائل بنظر می رسد کشور به سمت فروپاشی اقتصادی و سیاسی گام بر خواهد داشت که می تواند به تغییرات ژئوپلیتیک نیز منجر گردد.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»