شکست سیاست پیشنهادی آقای خاتمی توسط خودش !
مهسا و خدانور، دختر و پسر ایران هستند (یکی از کردستان و دیگری از بلوچستان) که به نمادهای اعتراضی کل ملت تبدیل شدهاند.
موضع آقای خاتمی از کف خیابان که هیچ، از کف خواستههای مردم درون خانهها هم عقبتر است…
بدنه اصلاحطلبان هیچ راهی جز تغییر وضعیت و ایستادن در نقطه جدید ندارند؛ رفتن به سمت «اصلاح ساختاری» و از آن ایستگاه (موقت) به سوی «تحولخواهی بنیادی» که موتور محرکه و مرکز تغییر را نه در درون نظام و نه در خارج از کشور بلکه در درون جامعه میبیند.
علت تداوم اعتراضات (در اشکال مختلف)، به «تبعیض» و «تحقیر» برمیگردد که در اعماق جامعه اثر کرده است. اعتراضات تبدیل به یک «جنبش مدنی با روش پارتیزانی» شده که مرتب ظاهر و غایب و تکرار میشود.
پولهای بیپشتوانهای که با عجله چاپ میشود تا اعتراضات صنفی (معلمان، کارگران، بازنشستگان و…) به اعتراضات اجتماعی و سیاسی نپیوندند، خود در فاصله اندکی منشأ تورم افسارگسیخته و بدنبالش «خیزش در خیزش» خواهد شد.
بیانیه ای با تاکید بر ضرورت اعدام اغتشاشگران و با ادعای ۲۲۷ امضاء توسط یکی از اعضای هیئت رئیسه مجلس (امیری فراهانی) در تریبون رسمی مجلس خوانده شد.
این بیانیه با واکنش اعتراضی و منفی وسیعی روبرو شد و حضرات جا خوردند. اصل مسئله واقعیت داشته و عده ای هم امضاء کردهاند ولی آیا همین تعداد امضاء دارد خیلی ساده با انتشار متن و اسامی امضاء ها روشن می شود. عدم انتشار آن نشان می دهد که حاکمان ج.ا نه تنها به کرامت مردم توهین می کنند حتی به ابواب جمعی خودشان در مجلس فرمایشی هم رحم نمی کنند و امضاهای آنها را بدون اطلاع خودشان مفروض می گیرند.
مجلس به جز مواردی استثنائی مثل مجلس اول و تا حدی ششم، هیچگاه در تصمیم گیری های مهم کشور نقشی نداشته است. نمایندگان مجلس فرمایشی از یک طرف از شورای نگهبان می ترسند (که بخواهند امضای شان را تکذیب کنند) و از طرفی هم از افکار عمومی و مردم شهرشان. امروزه حتی خانواده های شهدا و جانبازان و رزمندگان جنگ هم از اعمال حکومت اعلام برائت می کنند.
آقای خاتمی در این سخنرانی خودش جواب خودش را داده است وقتی می گوید که حکومت نیاز به خود اصلاحی دارد، هم در ساختار و هم رویکرد و هم در رفتار، همان چیزهایی که خیرخواهان دارند پیشنهاد می کنند؛ «ولی ظاهرا حتی نیاز به شنیده شدن آن هم احساس نمی شود چه برسد به عمل». این یعنی اعلام پیشاپیش شکست سیاست پیشنهادی آقای خاتمی توسط خودش.
آقای خاتمی «توصیفات» درست زیادی هم مطرح کرده (مثل اینکه باید بحران را شناخت، اعتراضات مردم را پذیرفت، تسلیت به مردم سیستان و بلوچستان و…)، اما «تجویزات»ی که از این مقدمات بیرون می آید رویایی باطل شده است.
افرادی مثل خانم سلحشوری صریحا می گویند که این روش ها دیگر جواب نمی دهد.(ج.ا دیگر حتی ملایم ترین منتقدان و مخالفان داخلی اش را هم نمی پذیرد)
آقای خاتمی صد بار هم بگوید براندازی نه ممکن است نه مطلوب و ادامه وضع موجود هم مرتب فروپاشی اجتماعی را بیشتر می کند، به جایی نمی رسد: نه براندازی و نه ادامه وضع موجود، پس چی!؟ او فقط رویایش را تکرار می کند که کم هزینه ترین و پرفایده ترین راه خود اصلاحی نظام است! بخش زیادی از بدنه اصلاحطلبان دارند به سمت تحولخواهی حرکت می کنند.
گفتگوی رضا علیجانی با رادیو فردا
https://t.me/rezaalijani41