بسیاری از فعالان اجتماعی و کارگری، هنگام مرور حق تجمع، رفتار مطمئن کارگران در رویدادها و دستاوردهای تجمع در کشوری با حق نهادینه تشکلیابی شاید دقایقی حسرت بخورند ولی کافیست تنها چند دهه تاریخچه همان گروهها در کشورهای حسرتبرانگیز را مرور کنند تا گواهی بدهند که در بیشتر کشورها حقوق تضمینشده از مسیری پرخطر و دشوار گذشته است و نسلی از کارگران یا فعالان اجتماعی با عبور از منفعت موقت، مسیری آغاز کردند که با هزینه بسیار بیمه شد.
امروز اگر ابزارها و کارکردهای بینالمللی میتواند نقطه اتکای گروهها قرار بگیرد، تنها چند دهه پیش حتی قوانین بینالمللی منسجمی برای حفاظت از حقوق کارگران وضع نشده بود.
مرور تاریخچه تشکلها و جنبشها نشان میدهد که بزرگترین رهبران، بحران و شرایط ویژه را هدر نمیدهند. رهبران از شرایط سخت محیطی به عنوان اهرمی در جهت لزوم آموزش ضروری استفاده میکنند.
شرایط ویژه این امکان را به گروهها میدهد که طیفی از پتانسیل رفتارهای جمعی و حمایتی را بیدار کنند و جذب مهارتها را به سرعت در دستور کار قرار بدهند و از این راه انسجام پدید بیاورند.
تدارک یک برنامه آگاهی از حقوق، اطلاع از ضعفهای قانونی یا برنامههای مراقبتی و حمایتی در شرایط بحران ضرورت خود را بیش از پیش نشان میدهد و با استقبال بیشتری ممکن است روبرو شود.
همچنین، شرایط بحران به فعالان امکان میدهد که هنجارهای مرسوم اجتماعی را بازتعریف کنند و هنجارهای کارامدتری را به جای آن به کار بگیرند. مثلا اگر تاکنون حضور زنان در گروههای فعال حقوق کارگری کمشمار و کمرنگ بوده است، در شرایط تغییرهای عمده فرصتی باورنکردنی برای حضور و فعالیت زنان فراهم میشود. یک گروه صنفی به بضاعت انسانی افراد وابسته است و چنین بضاعتی در شرایط ویژه به سرعت امکان رشد پیدا میکند.
پیام نهایی فعالان در چرخه رویدادهای سرگیجهآور این است: با گذر از بیعملی که واکنش اولیه انسانی به رویدادهای تسریع شده است، انسجام حداقلی را پدید بیاورید و اجازه بدهید انسجام رشد کند. به هیچ وجه بحران را هدر ندهید.
******
اعضای بسیاری از گروههای صنفی همزمان که به تغییر شرایط امید دارند و مسیر احقاق حقوق خود را با به ثمر رسیدن تلاشهای جمعی در مقیاسی وسیع هموارتر میبینند، هنوز نتوانستهاند در میزان ابراز همبستگی به توافق جمعی برسند.
جو دوقطبی کنونی در گروههای صنفی بیانگر دو نوع رویکرد بودده است:
برخی از گروههای تمام و کمال از جنبش کف جامعه حمایت خود را نشان دادهاند.
برخی دیگر از گروههای صنفی به شدت مراقباند که هیچگونه از رفتارهای جمعیشان در زمینه خیزشهای اخیر اجتماعی سنجیده نشود.
جلسات برخی از گروههای صنفی حاکی از پرسشهاییست که تاکنون در جمع پرسیده نمیشده است. در چنین فضایی، خط قرمزهایی که تا پیش از این به عنوان سیاسیکاری انگاشته میشد امروز رنگ باخته و به چالش گرفته میشود. انتظار میرود که گروههای صنفی پس از توقف و بیعملی از این نقطه، طیف رفتارهایی میان دو قطب اصلی را پر کنند.
یک پرسش اصلی که در این نقطه مطرح میشود این است که چگونه با حفظ انسجام جمعی و جلوگیری از چندگانه شدن گروه میتوان با اجتماع ابراز همبستگی کرد و تغییر را سرعت بخشید، به گونهای که گروه هزینه کمتری از رفتار سیاسی متقبل شود.
@davtalaborg