مساله ما سیاسی است، مجتبی نجفی

با همگانی شدن جنبش، تیغ خشونت دیکتاتوری کندتر

چرا معترضین رئیسی را جدی نمیگیرند؟ دلیلش به تجربه محور بودن فرآیند دموکراتیزاسیون بر میگردد. مردم ایران که منظور اینجا اکثریت تحت تبعیض است به ذهنیتی مشترک رسیده اند که حل بحرانهایشان به حل مساله سیاسی وابسته است. به این معنا، حل معضل فساد و تورم و سیاست خارجی و دخالت در امور شخصی و … منوط به حل مساله قدرت مطلقه است. این ذهنیت مشترک فقط با مطالعه نظری به دست نمی آید، حاصل تجربه ای است که میگوید زندگی در سایه تنوع ایران جز با نظامی دموکراتیک میسر نمیشود. منظور من این نیست همه معترضین این عقیده را دارند. طرفداران دولت مقتدر توسعه گرا هم کم نیستند اما معتقدم حلقه اصلی مای معترض ایرانی این ذهنیت را دارد و برای همین شعار “مرگ بر دیکتاتور” در همه جنبشهای ایران در چند دهه اخیر تکرار شده. یعنی مخرج مشترک اکثر حرکتهای اعتراضی در ایران است.

در این جنبش رهبر جمهوری اسلامی سیبل شعارهاست چون در طول بیش از دو دهه، روش های اصلاحی با سد بزرگی مواجه شده و جامعه همیشه منتظر باز شدن در نمی ماند . برای همین من منتقد براندازی یا اصلاح طلبی به عنوان ایدئولوژی بوده ام چون هر دو صادراتی نیستند در شرایط رخ میدهند. جنبشی که امروز زبان رادیکالتر و صریح تری به خود گرفته محصول چند دهه امتحان روشهای مختلف است. فقدان نگاه پراگماتیستی میتواند از رویکرد اصلاح طلبانه دگم بسازد همچنانکه در گذشته براندازی هم کالا نبود که صادر شود. این شرایط است که شیوه سیاسی مردم را تعیین میکند.

در خطاب قرار دادن قدرت مطلقه به تجربه تاریخی ما از مشروطه به این سو توجه کنید. بیش از صد سال در جهان ایرانی خواست نفی قدرت مطلقه به روشهای مختلف زنده بوده است. پیشروی و پسروی داشته اما زنده بوده .

معتقدم در یک مسیر تکاملی از حیث تاریخی هستیم . این مسیر خطی نیست اما پتانسیل های پیشبرنده اش کم نیستند. از این منظر، مای معترض ایرانی متناسب با شرایط اصل حاکمیت را خطاب قرار داد. حاکمیتی یکدست که در آن تندرو و میانه رو معنای خود را از دست داده و جامعه اعتراضی، مدتها پیش تصمیم گرفته بود بدون واسطه با اصل قدرت مطلقه روبرو و پیام خود را به خصوص در انتخابات گذشته به گوش حاکمیت رسانده بود.

درباره خشونت حاکمیت هم نکته مهم تفکیک خشونت ساختاری و عریان است. کشتن معترضین خشونت عریان است اما خشونت ساختاری از بدو تولد شهروند ایرانی از سوی ساختار حاکمیت تحمیل میشود. خشونت عریان، خیلی تلخ و رنج آور است اما خشونت ساختاری که بر آمده از عدم به رسمیت شناختن شهروند معترض است پنهان و موذی است. نسل ها را میکشد. ..

حاکمیت خشونت بالایی به خرج داده اما هنوز پتانسیل بیشتری برای اعمال خشونت دارد. از طرفی جنبش اعتراضی همه پتانسیل هایش هنوز مصرف نشده و قوی و گسترده و چند لایه نشان داده. تداوم و همگانی شدن جنبش میتواند تیغ خشونت دیکتاتوری وحشی را کند کند. نبرد ناعادلانه ای است اما توان برد در جامعه اعتراضی کم نیست.

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»