حکومت عقبنشینی نمی کند. چون حکومتی نمانده است
به نام خدای رنگین کمان
اعتصابات سراسری کم هزینه ترین و مدنی ترین اقدام برای همراهی با این جنبش است. قشر خاکستری که تصور می کند حکومت عقب نشینی می کند ره به خطا می برد. دلیل آن را توضیح می دهم.
حکومت عقب نشینی نمی کند. به این دلیل که حکومتی نمانده است. هر آنچه باقی مانده اراده فردی است.و تحلیل آقای خامنه ای این است که آنچه در خیابان جاری است کار غرب وغربگرایان علیه ایران به دلیل نزدیکی به محور شرق است. او کوچکترین عاملیتی برای مردم یا خطاهای حکومتی قائل نیست. باور دارد اعتراضات ادامه خواهد یافت تا آنکه غرب مأیوس شود. رد این تحلیل را می توان در همه صحبت های اخیر او دید.
به اضافه آن اراده فردی، تعدادی کوتوله باقی مانده اند که حداکثر خرد آنها در بیانیه مجلس متبلور است. این کوتوله ها دل به قدرت سرکوب نظام بسته اند. تصور می کنند که کاری که ایران در سوریه کرد می تواند در ایران نیز انجام دهد و آنها بر سر این سفره بمانند.
خطای آنها این است که رژیم ایران با رژیم بعث متفاوت است. در ایران نیروی سرکوب بیش از آنچه امروز در خیابان کرده است نمی تواند انجام دهد. درست است که می کشند اما حتی جرات نمی کنند مسئولیت کشتن را قبول کنند. رژیم بعث این کشتن را با افتخار انجام می داد و ابائی نداشت به او رژیم کودک کش بگویند.
نکته دیگر آن است که خود آنان که در خیابان سرکوب می کنند تا جایی می توانند همراهی کنند. آنها ارتش بعث نیستند و دیر یا زود خواهند برید. آنچه حکومت می تواند بر آن حساب کند نیروهای معروف به لباس شخصی است که توان آنها اگر کمتر از معترضان نباشد قطعا بیش از آنان نیست.
ناتوانی دستگاه سرکوب دیر یا زود بیشتر عیان خواهد شد و این همان نقطه ای است که مردم بیشتری را به خیابان خواهد آورد، آن را قدرتمندتر خواهد ساخت و به ابعاد آن خواهد افزود.
و این همان جایی است که آن کوتوله ها نیز می برند و در غیاب یک میانجی موثر اعتراضات به ناچار باز گسترده تر خواهد شد. در این فضا بیشترین امکان ایجاد خلائی پر نشدنی است. و به همین دلیل است که نقش جامعه مدنی، سندیکاها، نخبگان محلی (مانند مولوی عبدالحمید)، احزاب قومی، و جریاتاتی که حداقل به شکل گفتمانی تاثیر گذار هستند دو چندان می شود. همان جریانات پیشرویی که متشکل نیستند اما هستند و تاثیرگذارند.
رخدادهای اجتماعی پیش بینی ناپذیرند. اما می توان درباره سناریوهای ممکن اندیشید. و سناریوی فوق یکی از محتمل ترین سناریوهای ممکن است. به همین دلیل -و در این بزنگاه تاریخی- نیاز است تا هر آنکه دل به آزادی و جامعه عادلانه و بهتر دارد در کنار مردم بایستد و اجازه ندهد این بار تنها بر دوش جوانان و نوجوانان بار شود. آنکه آنان که تجربه ای دارند (حداقل از انقلاب ۵۷ تا امروز) می توانند در همکاری و تعامل با نسل جدید حرکتی موثر و سازنده ایجاد کنند و اجازه ندهند اعتراضات به مسیری کور بروند یا استبداد در قامت دیگری بازتولید شود. و دقیقا به همین دلیل است که نباید جوانان را در خیابان تنها بگذاریم.
به یاد کیان پیرفلک
@Sahamnewsorg