تلاش برای حفظ خودی‌ها؛ و پیام به خارجی‌ها. محمد محبی

خبر دیدار سران جریان موسوم به «اصلاحات»! (کذا) با صاحب‌منصبان سیاسی و امنیتی، و درخواست علی شمخانی از خانواده‌های خمینی و رفسنجانی جهت تلاش برای آرام کردن اوضاع، و همچنین خبر دیدار فاطمه رفسنجانی با مجتبی خامنه‌ای، و اخباری از این دست جهت قانع کردن مردم برای ترک خیابان‌ها نیست.

هم وحوش هسته سخت قدرت و هم کهنه‌حیض‌های جریان موسوم به اصلاحات به خوبی می‌دانند که جایگاهی در بین مردم ندارند. پس هدف از این دیدارها و مانور خبری درباره آن‌ها چیست؟! به احتمال زیاد از پوشش این اخبار و دیدارها دو هدف عمده را دنبال می‌کنند:

هدف نخست حفظ خودی‌هایی است که در بدنه مدیریتی کشور حضور دارند و هم‌چنان ارادتمند توأمان امام خوبی‌ها و اکبر معدوم هستند و کم و بیش به این سید و آن میر هم ارادت دارند. یکی‌دو میلیون از چهارپنج میلیون حقوق‌بکیر جمهوری اسلامی که نه حاضرند عرزشی خالص شوند و نه برانداز مخلص. نه از رانت جمهوری اسلامی صرف‌نظر می‌کنند و نه زیرآبی رفتن در مورد برخی قوانین متحجرانه را کنار می‌گذارند. از نظر هسته سخت قدرت، این طیف نباید به براندازان بپیوندند. چرا که اگر این افراد به اعتصابات ملحق شوند، جمهوری اسلامی به مرحله فلج بوروکراتیک نزدیک می‌شود.

هدف بعدی، پیام دادن به خارجی‌هاست. هنوز هم برخی از رسانه‌های مهم خارجی فکر می‌کنند که منظور از معترضان در ایران همان طیف موسوم به اصلاح‌طلبان و شرکای آن‌ها هستند. این تلقی ریشه در محتواهایی است که پروپاگاندای جمهوری اسلامی از جمله نایاکی‌ها در دو دهه گذشته تولید کرده و به خورد خارجی‌ها داده‌اند. اصولاً غربی‌ها غیر از فرقه مجاهدین خلق و لابیست‌های جمهوری اسلامی فرد و گروه ایرانی دیگری را نمی‌شناسند و یا کم‌تر می‌شناسند. نه اینکه غربی‌ها از کف جامعه ایران و پایان یافتن ماجرای اصول‌گرا و اصلاح‌طلب اطلاع نداشته باشند. آن‌ها برای فهم وضعیت سیاسی داخل ایران، دماسنج‌های متعددی دارند. اما مسأله این‌جاست که به‌خاطر نبود سازمان‌دهی در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی، توان و انگیزه هضم اپوزیسیون فاقد انسجام را ندارند. آن‌ها نمی‌دانند که اگر اصلاح‌طلبان و شرکای آن‌ها نباشند، قرار است با چه تیپ از افراد و گروه‌ها روبرو شوند و مذاکره کنند؟! نایاکی‌ها و لابیست‌ها می‌خواهند با پوشش این اخبار به خارجی‌ها بگویند که تشکیلات جمهوری اسلامی فقط سرکوب نمی‌کند، بلکه حداقل در حال مذاکره با مخالفان داخل سیستم خودش هم است، تا خارجی‌ها را قانع کنند که به ایران بدون جمهوری اسلامی حتی فکر هم نکنند. و هیچ اپوزیسیونی را چه به صورت دوفاکتو و چه به صورت دوژور به رسمیت نشناسند. هرچند متأسفانه تاکنون اپوزیسیون منسجمی هم شکل نگرفته که شناسایی شود. هم‌چنین لابیست‌ها سعی دارند خیزش انقلابی را صرفاً اعتراض به برخی قوانین از جمله قانون حجاب اجباری تقلیل دهند.

اما باز هم کور خوانده‌اند، دلیری و مقاومت ایرانیان همه این معادلات را به هم خواهد زد. این معادلات از موازنه وحشتی که به نفع ملت به هم خورده است، سخت‌تر و پیچیده‌تر نیستند. این خوش‌بینی‌ام هم مانند مورد مشابه سه سال پیش واقع‌بینانه است. با ادامه خیزش اخیر، اپوزیسیون منسجمی شکل خواهد گرفت که اکثر نام‌داران کنونی در آن جایی نخواهند داشت. اپوزیسیونی واقعی که از دل شعارهای پرصلابت مردم در کوچه‌ها و خیابان‌های ایران بر خواهد خواست، و ضربه نهایی به فرقه تبهکار حاکم را وارد خواهد کرد. مردم علاوه‌بر مبارزه با تباهی حاکم، صبورانه و با نکته‌سنجی تک‌تک باشندگان نام‌دار را هم زیر نظر می‌گیرند تا به موقع نماینده و یا نماینده‌های خود را به جهان معرفی کنند.

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»