تلاش خامنهای برای انتقال ویروس تحلیلهایش به بسیجیها
«واحد تحلیلی» رهبر ولایی، ملت و مملکت نیست، او از جهان شروع میکند، بعد به منطقه میپردازد و آخر سر به کشور و مردم ایران میرسد؛ نتیجه این دستگاه تحلیلی به رسمیت نشناختن ریشه درونی بحران، نفهمیدن صدای مردم و طبعا عدم جستجوی راهحل است.
روانشناسی سخنان اخیر رهبر ج.ا دو کلمه است: «سنگدلی» (با بیاعتنایی به این همه کشتههای مردم) و «لجبازی» (با اصرار بر تحلیلهای کلیشهای همیشگی).
مسیری که ج.ا خامنهای میرود نهایتش ترکیبی خواهد شد از سرنوشت شوروی و لهستان و رومانی؛ یعنی هم فروپاشی از درون، هم فرسودگی از طریق فشار جنبش و جامعه و هم اینکه رهبران این نظام، برخلاف شوروی و لهستان، سر سالم به گور نخواهند برد و سرنوشت رهبر رومانی را خواهند یافت.
دیدار تدارک دیده شده توسط بیت رهبر برای دیدار او با بسیجیان برای «روحیه دهی متقابل» است. هم بسیجیان به رهبر و هم او به بسیجیان. اگر شمه ای از شعارهای مردم علیه شخص رهبر به اطلاعش رسیده باشد، او هم نیازمند روحیه است.
چند روز پیش کانال سایبری سپاه نوشته بود بعد از اغتشاشات، ثبت نام خودجوش و داوطلبانه مردم در بسیج بدون اینکه ما فراخوان داده باشیم، افزایش یافته است! این وارونه گویی یعنی بسیج به شدت نیازمند عضوگیری جدید است. رهبر ولایی نیز در این سخنرانی اش به صورت پوشیده تری همین نیاز را اعلام کرد(او گفت کشور ظرفیت تربیت تعداد بیشتری بسیجی دارد).
خامنه ای چند روز پیش گفت «به حمدالله تا این ساعت دشمن شکست خورده» و خیلی دوست داشت امروز در شرایطی سخنرانی کند که وعده او برای «جمع کردن شرارت» اتفاق افتاده باشد، اما چنین نشد.
وی در سخنرانی قبلی اش گفت یکی از نقشه های دشمن خسته و ناامید کردن مسئولین است. یعنی مسئولینی که در اتاقهای امن و امان شان نشسته اند هم دارند خسته و ناامید می شوند و حتی به گزینه شکست ج.ا هم فکر می کنند، چه برسد به بسیجی هایی که در میدان مستقیم با مردم معترض رو در رو هستند. آنها بیشتر نیازمند دلگرمی و تشجیع و تحریک اند.
اگر خامنه ای قبلا می گفت عده ای اعتراض کننده و عده ای اغتشاشگرند، در سخنرانی برای بسیجیان تصویری یکسره سیاه و سفید ارائه کرد و کل اعتراضات را اغتشاشات آن هم توسط عده ای جاهل، غافل، فریب خورده و یا تروریست معرفی کرد.
او سعی کرد به شک و تردیدهای بسیجیان پاسخ دهد؛ بسیجیانی که می بینند در مقابل «مردم» ایستاده اند. اما او به آنها می گوید «مردم» کسانی هستند که به تظاهرات 13 آبان و تشییع جنازه شهدا آمده اند. معترضین چند نفر بازی خورده اند.
او با وقاحت تمام کشته شدن صدها نفر را نادیده می گیرد و از «کشته سازی» حرف می زند. آیا این چند صد کشته همه قرص برنج خورده اند، از بلندی افتاده اند و تصادف کرده و یا زیادی مشروب و مواد مصرف کرده اند!؟
مردم «کشته سازی» می کنند یا حکومت «کشته دزدی» می کند!؟ آنها پیکر کشته شده ها را می ربایند و پیشانیبند بسیج به سرشان می بینند و عکس می گیرند و یا به خانواده کشته شده ها می گویند اگر بگویید فرزندتان عضو بسیج بوده پیکرش را زودتر تحویل تان می دهیم.
خامنه ای سعی می کند ویروس و بیماری ای که در مجموعه تحلیل هایش وجود دارد را به بسیجی هایش منتقل کند. نقطه عزیمت و واحد تحلیل او(همانند برخی چپهای ارتدوکس)، «جهان» است، از آنجا به منطقه و در آخر به کشور ایران می رسد. برعکس یک نگاه ملی که واحد و نقطه عزیمت تحلیلش کشور و ملت و منافع ایران است و از آنجا به منطقه و جهان نگاه می کند.
خامنه ای می گوید دشمن از ما شکست خورده و منطقه را علیه ما تحریک می کند و اغتشاشات داخلی هم ادامه برخورد دشمن در برابر پیشرفت ها و موفقیت های ماست! در این چارچوب است که او جای شهید و جلاد را عوض می کند.
خامنه ای روایت کاملا تحریف شده ای را مطرح می کند که گویا عده ای پیشنهاد داده اند که برای حل مسئله اغتشاشات بروند مشکل شان را با آمریکا حل کنند! او یک نظر از یک دستگاه فکری کاملا متفاوت را به درون دستگاه فکری معیوب خود منتقل می کند؛ چون که…
حتی اگر موضوع «دشمن» را هم کنار بگذاریم؛ شما در اداره کشور نالایق هستید. عده ای کوته فکر ابله مثل عبدالمکی را می گذارید برای وزارت، از آنجا برمی دارید می گذارید برای مدیریت و ریاست.
وقتی مدیریت کلان کشور دست کسانی است که در قابلمه را به عنوان کرونا یاب به آنها می اندازند ( تازه از موضع بالا و طلبکارانه می گویند معترضین همه «فریب خورده» هستند!)، کشور بهتر از این اداره نمی شود.
نیروی سرکوب خامنه ای در حال ریزش است ولی توان جنبش نیز در حد مقاومت است نه پیروزی بر ج.ا. ترکیب شوروی، لهستان و رومانی را نزدیک بینانه نمی گویم. دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد.
گفتگوی رضا علیجانی با بی بی سی
https://t.me/rezaalijani41