آزادی و عدالت دو بال شاهین انقلاب .
حوادث با چنان شتاب و سرعتی می گذرند که قابل تصور نیست.زمانه غریب،تلخ،آمیخته با درد،لبریز از اندوه بخاطر بسیار جان های عزیزی که بدست جلادان حکومت اسلامی بقتل رسیدند.لبریز ازشادی به خاک نشاندن جمهوری اسلامی ورهبر در مرز جنونش.
اما در کنار این همه سختی و اندوه! همین مدت زمان از منظر تحولات اجتماعی، زمانی بس کوتاه و شگفت انگیز است. شگفت انگیز از این رو که هیچ عرصه اجتماعی، سیاسی،فرهنگی ،اقتصادی،طبقات و لایه های اجتماعی نیست! که بشدت تحت تاثیر این برآمد انفجاری و مترقی قرار نگرفته و متحول نشده باشند.
تمامی نرم ها،تابوها،قوانین تحملی دیکته شده بر جامعه در چشم بر هم زدنی چنان در هم شکستند که هرگز قابل تصور نبود.
در یک شب گشت ارشاد این پدیده کثیف مرکب از مشتی نیروهای خشن و روانی که زیر عنوان دفاع از شرع و قوانین من در آوردی امر به معروف و نهی از منکر از هیچ جنایتی فرو گذاری نمی گردند.چنان در آتش خشم و نفرت مردمی که سال ها بار فشار روحی حاصل از تحقیر مداوم و سرکوب آنها رابه انبار باروتی آماده انفجار بدل کرده بود. منفجر گشته، سوزاند و بساطشان طوری در هم ریخت که گوئی هرگز نبوده اند.
دستاوردی بسیار بزرگ !چرا که یکی از ارکان های اصلی قدرت نمائی و زورگوئی حکومت بغایت مرتجع وبی باور به تغیر و قدرت مردم رادر هم ریخت. سر آغاز جنبشی بزرگ گردید که این بار جوانان و نوجوانان حتی محصلین دبستانی و دبیرستانی گردانندگان آن بودند.
ترکیبی از اقشار عمدتا طبقه متوسط وتا حدودی متوسط به بالا. در میزانی کمتر طبقات متوسط به پائین و جوانان اقشار زحمت کش که ترکیب اصلی آن را تشکیل داده و می دهند. با شعاری کاملا فرهنگی و اجتماعی که به شعاری سیاسی فراروئیده است .
از همین رو این جنبش در درجه اول جنبشی است.معاصر ،مدرن با تکیه بر سیمائی کاملا دموکراتیک که شاید برای نخستین بار نام زن را بر پیشانی شعار خود قرار می دهد . جنبشی در تلاش برای دست یافتن به ریشه های فرهنگ تاریخی خود.باز یافتن چهره زیبا و انسانی ملتی که به اجبار نقاب تفکری بغایت متحجر و خشن بر سیمای او کشیده اند.
تمامی تاریخ این ملت مبارزه برای آزادی و دست یافتن به همین ریشه و داشته های تاریخیست که دزدان “مقدس” به تاراجش برده اند. داستان ملتی است با ویژگی های مختص بخود. وارد شدن به این عرصه و آنالیز این ویژگی ها کاریست بسیار سخت، پیچیده و دشوار. ترسناک، غم انگیز.
از یکسو عجین گشته با تسلیم طلبی،عافیت جوئی،سرگشتگی،خشونت،فوران احساسات منفی، فرصت طلبی، خوشباشی حاصل از فراافکنی در پی بی مقدار شدن و جبر حاکمان ظالم و فرومایه که متملقان بر صدر نشانده و می نشانند! فرزانه گان را بر حضیض. امری که در طولانی مدت به گوشه گیری،کشیدن کلیم خود از آب. بی قیدی به مسائل پیرامون .عدم باور به نیروهای مخالف حکومت.دور شدن از نقش خود بعنوان فردی موثر در تحولات اجتماعی و.. منجر گردیده.
از دیگر سوی داستان مقاومت،تلاش،درایت ،آزاد اندیشی و آزادی خواهی ملتی است که در درازنای تاریخ پیوسته برای رهائی و برکشیدن نام خود به آزادگی از هیچ جانفشانی دریغ نکرده است.ملتی که همیشه خواهان قرار گرفتن در جرگه ملتا های متمدن و پیشرفته بوده با تکیه به گوهر خرد و آزادگی حماسه ها آفریده است.
ملتی که بزرگترین شاعر حماسی آن”فردوسی” .شاهنامه خود را بنام “خداوند جان و خرد” آغاز می کند.خداوندی که شکوه و عظمت می بخشد و دادگستر است. “داد” این کلام بر آمده از جان که این ملت برای دست یافتن به آن چه سخت راه ها ببهای بسیار جان ها که نه پیموده است.
دادخواهی ،پایان بخشیدن به ظلم ظالمان حاکم .همیشه یکی از خواسته های اصلی و بسیج گر این ملت بوده و هست. در ذهنیت غایب این ملت! مسئله “داد” که با نان ،نا برابری طبقاتی و عدالت اجتماعی و اقتصادی گره میخورد. جایگاهی ویژه داشته و با هر تلنگر اجتماعی و اعتراضی بالا آمده و نقشی بسیج گر در بین آحاد مردم ایفا کرده است.
خیزش بزرگ آبان سال نود هشت دقیقا ریشه در همین مسئله نان و عدالت اجتماعی داشت. آزادی و عدالت دوبال پروازی است که شاهین انقلاب برای طیران خود بدان نیاز دارد. جنبش بزرگ “زن ،زندگی ،آزادی ” برای اوج گیری و تداوم پرواز خود ناگزیز از نیرو گرفتن از هر دو بال خویش بطور کاملا مشخص”آزادی و عدالت است” است.
از این رو در سومین ماه این خیزش و مقاومت جانانه باید که به نقد و بررسی دقیق نقاط ضعف و قدرت این خیزش در عرض این مدت بنشینم.از خشونت و سرکوب مردم ،از برخورد های گاه احساساتی ، عدم ظرافت در جدا کردن سره از ناسره و به یکدست بردن افراد و چهره های مورد احترام و اقبال جامعه در برخوردی شتاب زده و احساساتی به زیر ضرب و نقش این گونه بر خورد ها در روند مبارزه .تلاش در بی طرف کردن مخالفان ،جلب بی طرفان.ایجاد اطمینان بیشتر در بین طرفداران در سایه نگاهی عمیق ،منطقی، اطمینان بخش بدور از پیشداوری و تعصب .
نگاهی به ترکیب اولیه مبارزان دوست داشتنی و قابل احترام این میدان بیاندازیم! به روند حرکت ،گسترش ،نیرو گیری،افزایش ترکیب طبقاتی ،پیوستن یا عدم پیوستن بخش خاکستری جامعه نظر کنیم.
ذهنیت آن ها نسبت به این جنبش، درکشان از مفهوم زندگی و گستره آن، دیدن نقششان در شعار های میدان. راه های نزدیکی ،تقویت نیرو برای تداوم مبارزه و نقش کردستان و بلوچستان در این جنبش بزرگ را مورد دقت قرار دهیم.
در این که چگونه قادر شویم با بهره گیری از نیروی تمامی ملت و بخصوص جوانان چه آنان که دیروز با شعار نان و عدالت به میدان در آمدند و چه آن ها که امروز شعار “زن ،زندگی آزادی ” بیان می کنند!هر دو بال پرواز خود را برای اوج گیری و ادامه پرواز پر توان سازیم.