هراسافکنی نسبت به تجزیه هم دیگر اصلا نمیگیرد!
ما در ایران مردمی هستیم با یک تاریخ کهن. ضمن دیدن اشتراکاتمان اما باید تنوعات و تفاوتها را هم ببینیم. از این زاویه، «ما در ایران مردمان داریم نه مردم».
یکی از درسهای بزرگ جنبش کنونی این است که هر موقع یک افق و چشمانداز امیدبخش در برابر ایرانیان قرار میگیرد، همبستگی ملی هم بالا میرود. اگر میل اندکی هم به واگرایی وجود داشته باشد ناشی از یاس و ناامیدی از آینده است. اولویت هیچکس جداسری و واگرایی نیست.
سرکوب شدیدتر کردستان و بلوچستان از چند عامل سرچشمه میگیرد…
غربیها اینک بدنبال تجزیه در هیچ کشوری در خاورمیانه نیستند…
اگر هراسی از واگرایی هم وجود دارد، راهحلش تمرکززدایی و دادن حقوق همه مردمان ایران است.
حکومت علی خامنهای سترون شده و تن به درمان هم نمیدهد. اگر چنین کند و حاضر به عقبنشینی بشود، میزان عقبنشینی را توازن قوا و اندازه قدرت مردم تعیین میکند.
گفتگوی رضا علیجانی با رادیو ایران اینترنشنال:
https://t.me/rezaalijani41
ج.ا موقع «سهمگیری» برای جبهه و صندوق رای و…، سرود «ای ایران» پخش میکند ولی موقع «سهمدهی» و پرداختن حقوق مردم میخواهد ایرانیان با هم مرتبط و متحد نباشند و حتی سعی در تفرقهبینداز و حکومت کن دارد که البته در این نوع پروژهها هم معمولا شکست خورده است.
وظیفه ملی کنونی حمایت از هر طریق ممکن از مردم کردستان است تا آنان ببینند همه ایرانیان پشت و پناهشان هستند.
سرکوب شدیدتر مردمان کردستان و بلوچستان از چند عامل نشأت میگیرد: خشم و نفرت اتاق فکرهای امنیتی نظام از این دو منطقه که ریشه هم در بُنمایههای فرقهای مذهبی دارد و هم نگاه توطئه گرا و دشمن محور سیاسی آنان و کینههای انباشته شده از دهههای قبل؛ مایه عبرت دیگر ایرانیان کردنِ این دو منطقه؛ دامن زدن به خطر امنیتی و تجزیههراسی برای ترساندن مردم از جنبش کنونی(غلبه گفتمان امنیتی بر گفتمان آزادی در جنبش «زن، زندگی، آزادی»)؛ توهم امنیتی و تصور برخورداری مردم از سلاح در این مناطق؛ نگاه کوتهفکرانه و دائیجان ناپلئونی (که منجر به زدن عمدی هواپیمای اوکراینی شد)، این بار با این توهم که نکند آمریکاییها کردستان را منطقه آزاد و پرواز ممنوع اعلام کنند!
چه از سوی برخی اصلاح طلبان(برخلاف آقای آرمین که از مردم جوانرود دفاع کرد) و چه متاسفانه بعضی نیروهای ملی و یا چپهای سنتی و ارتدوکس، از منظرها و دغدغههای مختلف، نگرانی و هراس از تجزیه بیان می شود که مسئله آزادی و حقوق مردم را به حاشیه میبرد و مسئله امنیت و یا ضدیت با غرب را عمده میکند.
آنهایی که سوابق امنیتی در کردستان دارند و یا از منافع اقتصادی کنونیشان در سفره ج.ا دفاع میکنند، مسئلهشان جداست؛ ولی متاسفانه نیروهای دیگری نیز دچار خطای تحلیلی در باره جنبش ملی کنونی شدهاند. غربیها اینک بدنبال تجزیه در هیچ کشوری در خاورمیانه نیستند و نمیخواهند ثبات منطقه را بیش از این به خطر بیندازند و گرنه خیلی ساده میتوانستند عراق، لبنان، سوریه و افغانستان را به سمت تجزیه ببرند. آنها حتی جلوی رفراندوم در اقلیم کردستان عراق را هم گرفتند.
اگر اصولگرایان برای کمکگیری به سمت اصلاح طلبان رفتهاند، به کاهدان زدهاند! بخش اعظم اصلاحطلبان اصلا با خیابان زاویه دارند و کسی به حرف آنها به خیابان نرفته و یا از آن بیرون نخواهد آمد.
اگر برخی اصلاحطلبان وارد این دام فریب بشوند در حالی که در ذهنشان این است که از این فرصت راهی برای خودشان به دل نظام باز کنند؛ آخرین تهماندههای سرمایه اجتماعیشان را هم به باد خواهند داد.
حکومت اصلا وعده اصلاح نمیدهد و هراسافکنی نسبت به تجزیه هم دیگر اصلا نمیگیرد!
حکومت برای مصلحت نظام هم که شده باید عقبنشنینی کند ولی خامنهای شخصا جلوی این مصلحت را هم گرفته است.