مصاحبهی ایران فردا با فاطمه قاسم زاده*
همانگونه که در این پرسش مطرح کردهاید، تعداد افراد مجروح، کشته شده، مصدوم و دستگیر شده، بسیار زیاد است. حریم مدارس نیز که باید امنترین مکانها باشد، با ورود نیروها امنیتی، نظامی به آنجا، امنیت خود را از دست داده و همین امر سبب شده که تعدادی از کودکان به مدرسه نروند و آنان که به مدرسه میروند، با اضطراب، احساس عدم امنیت، ترس، نگرانی و پیامدهای آنها مواجه باشند. اینکه در طرح سؤال مطرح کردهاید تأمین امنیت مدارس از مهمترین وظایف دولتهاست، از نظر تئوری کاملاً درست است اما در حوزه علمی، نه تنها از طرف حاکمیت تأمین نشده، بلکه با شکستن حریم امنیت مدارس توسط حاکمیت، چه انتظاری میتوان از چنین حاکمیتی داشت؟
اینکه در این سؤال مطرح کردهاید که «فضای مدارس میتواند فرصتی سالم برای گفتگو و مطالبهگری و… دانشآموزان باشد» کاملاً درست است، اما متأسفانه در کشور ما به دلیل اینکه آموزش و پرورش با کیفیت از نظر اهداف، محتوا و روشها وجود ندارد، امکانپذیر نیست. حجم زیاد نارضایتی دانشآموزان در دو زمینه است و به همین علت شدت آن بسیار است. یکی در حوزه مدارس خود و برنامههای آموزشی که مورد پذیرش دانشآموزان نیست و دیگری از کل محیط جامعه و مقررات آن از جمله برخی محدودیتها در حوزه بعضی فعالیتها برای دختران از جمله فعالیتهای ورزشی، موسیقی و… موضوع «حجاب اجباری» که یکی از نارضایتیهای اساسی آنان است که انعکاس آن را در حوادث اخیر دیدهایم. بنابراین علت حجم زیاد نارضایتی دانشآموزان هم از سیستم آموزشی مشخص است و هم از محیط اجتماعی که در آن زندگی میکنند.
در مورد پرسش آخر این سؤال، که آیا این حجم از نارضایتی کودکان میتواند به یک آگاهی جهشی تبدیل شود، با وجود ابهامی که دارد، میتوان آن را از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار دارد.
از دیدگاه روانشناسی و علوم تربیتی، نارضایتی زیاد نه تنها به آگاهی جهشی تبدیل نمیشود، بلکه برعکس میتواند به رفتارهای نادرست، بهصورت فردی، مانند خودزنی، خودکشی، اعتیاد و… و یا رفتارهای اجتماعی نادرست مانند خشونت، تخریب، آزار دیگران و… تبدیل شود. اما اگر دلایل نارضایتیها بهصورت درست و عملی مشخص شود و دلایل و عوامل ایجادکننده آنها نیز روشن شود، میتواند به آگاهی تبدیل شود و آگاهی میتواند به اعتراض به عوامل ایجاد کنندة این نارضایتیها، تبدیل شود. اگر مانعی برای بروز اعتراضات که حق هر انسان و گروهی است، ایجاد شود، این اعتراضات میتواند به ناامیدی یا خشم تبدیل شود. بنابراین، آگاهی، جهشی نیست اما واکنشها میتواند، در صورت برخورد با موانع، بهصورت جهشی خود را نشان دهد. همچنانکه تا کنون، به ویژه در اعتراضات اخیر، اینگونه بوده است.
سؤال پنجم:
راهحل این وضعیت چیست؟
مسلماً راهحل برونرفت از این وضعیت، روشهایی نیست که شما در پرسش خود به آنها اشاره کردهاید و متأسفانه در واقعیت نیز از همین روشها استفاده شده است. طبیعی است که در هر جامعهای مردم، در گروههای مختلف دارای حقوقی هستندکه به دلایل گوناگون تحقق نیافته است و باید به آنها توجه شود.
درستترین و کمهزینهترین راهحلها برای دستیابی مردم هر جامعه به حقوق و خواستهای خود را میتوان در دو اصل ارائه داد:
۱- برخورداری افراد و گروههای اجتماعی از حق اعتراض مسالمتآمیز، بهصورت قانونی.
۲- برخورداری جوامع از حکمرانی شایسته، برای شنیدن صدای مردم و تحقق خواستهای آنان.
حق اعتراض تقریباً در همة کشورها از بُعد قانونی به رسمیت شناخته شده و مردم میتوانند آزادانه خواستهای خود را بیان کنند. اما در برخی از کشورها به علت ایدئولوژیک بودن حاکمیت، عملاً برخورداری از حق اعتراضات مسالمتآمیز، امکانپذیر نیست. به عنوان مثال در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آورده شده است که «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است» (اصل ۲۷ قانون اساسی ایران). اگر منظور از مبانی اسلام، اصول آن باشد، احتمالاً مشکلات کمتری برای دستیابی مردم به حقوق خود ایجاد میشود، اما اگر منظور احکام آن باشد، با مشکل مواجه میشود. به عنوان مثال، یکی از خواستهای مردم در حال حاضر، اعتراض به حجاب اجباری است که از دید حاکمیت برخلاف موازین اسلامی است. به همین علت اعتراض به حجاب اجباری در اوایل انقلاب نیز از طرف گروههایی از زنان مطرح شد که با مخالفت شدید حکومت و گروههایی مواجه شد که معتقد بودند مسائل مهمتری وجود دارد که ابتدا باید به آنها پرداخت و به این دلایل، طرح «حجاب اختیاری» را منتفی کردند. به همین علت، حق اعتراض به مفهوم درست آن، در کشورهایی که حاکمیت ایدئولوژیک دارند، عملاً وجود ندارد و این موضوع یکی از مشکلات بزرگ این کشورهاست.
حکومتهای ایدئولوژیک، یا دینی هستند یا سیاسی. در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، معمولاً مشکلات بیشتری وجود دارد زیرا ادیان علاوه بر اصول دارای احکامی هستند که معمولاً مربوط به سالهای بسیار دوری است که شاید در زمان خود مشکلات کمتری داشتند اما اینک، در جهانی که در آن زندگی میکنیم، با توجه به تغییرات بزرگی که در این سالها در وضعیت فرهنگی جوامع و افکار و خواستههای مردم، ایجاد شده است، احکام ادیان، پاسخگوی نیازهای جامعه و مردم آن نیست و کشور ما نیز از این تغییرات و تأثیرات آن مستثنی نیست.
بدیهی است که در این شرایط نیز شیوههای مسالمتآمیز از جمله بیان اعتراضات بهصورت مسالمتآمیز، گفتگو و ارائه نظرات از طرف گروههای مختلف مردمی، میتواند در کاهش مشکلات و تحقق خواستهای مردم، مؤثر باشد اما متأسفانه چنین حکومتهایی در واقع هم با حق اعتراضات مسالمتآمیز مخالفاند و هم از پذیرش شیوههای مسالمتآمیز خودداری میکنند، چون نه میخواهند تغییراتی در ساختار حاکمیت ایجاد شود و نه ميخواهند از طریق روشهای مسالمتآمیز به خواستهای مردم پاسخ مثبت دهند. طبیعی است که در چنین شرایطی شیوههای مسالمتآمیز قابل اجرا نیست و حاکمیت با توسل به روشهای خشونتآمیز با مردم به مقابله میپردازد.
سؤال ششم:
نقش معلمان، به ویژه تشکلهای آنان در اعتراضات مردمی به دلایل مختلف بسیار اثربخش است. معلمان با توجه به جایگاهی که در جامعه دارند، از گروههای مرجع از نظر فکری و رفتاری محسوب میشوند، البته از نظر مردم نه از نگاه حاکمیت.
به گفتة «نلسون ماندلا»، که در مبارزات حقطلبانه سیاهپوستان در آفریقای جنوبی، به ویژه با کاربرد روشهای مسالمتآمیز، نقش مؤثری داشت، «در هیچ جامعهای سطح فکر مردم آن از سطح فکر معلمان آن جامعه، بالاتر نیست.»
بنابراین، با توجه به نقش و جایگاه معلمان، که متأسفانه در جامعة ما حاکمیت کمتر به آن توجه دارد، نقش معلمان میتواند در همراهی این جنبش اعتراضی به دلایل زیر، مؤثر باشد.
– ارتباط مداوم معلمان و دانشآموزان در مدارس و امکان اثربخشی آنان بر یکدیگر
– برخورداری معلمان از تشکلهای فعال در طرح اعتراضات خود و توانایی حمایت از دانشآموزان در طرح خواستههای خود
– سابقة طولانی معلمان در سازماندهی و بیان اعتراضات و خواستههای خود بهصورت مداوم که متأسفانه تاکنون تحقق نیافته است.
– ارتباط طبیعی و مداوم بین معلمان و دانشآموزان با توجه به وجه مشترک آنان که نظام آموزشی است و هر دو گروه نسبت به آن انتقادات مشترکی دارند.
– طرح خواستههای دانشآموزان توسط معلمان در اعتراضات خود از جمله «برخورداری دانشآموزان از آموزش با کیفیت» و «برقراری عدالت آموزشی برای دانشآموزان»
با توجه به این مشترکات و ارتباط مستقیم معلمان با دانشآموزان و نقش و جایگاه آنان معلمان میتوانند راهنمای مؤثر و مناسبی برای دانشآموزان در ارتباط با بیان خواستها و مطالبات آنان باشد.
– حمایت از دانشآموزان در برابر روشهای نادرستی که در مورد آنان بهکار برده میشود از جمله ورود نیروهای امنیتی به مدارس و شکستن حریم آنها، کاربرد روشهای خشونتآمیز با دانشآموزان از جمله دستگیری، ضرب و جرح و قتل آنان.
– معلمان میتوانند در آموزش مطالب مهمی که متأسفانه به دلایل گوناگون در نظام آموزشی ما به آنها نمیپردازند، کمک کنند که مهمترین آنها به شرح زیر است:
– آموزش پیماننامة حقوق کودک به دانشآموزان که آنان را با حقوق خود آشنا میسازد، بدیهی است که آشنایی دانشآموزان با حقوق خود آنان را به شناخت مسئولیتهای خود در برابر حقوقی که دارند، آگاه ميسازد. هر اندازه انسانها با حقوق خود بیشتر آشنا باشند حقوق دیگران را بهتر رعایت میکنند و از مسئولیتهای خویش بیشتر آگاه میشوند.
– آموزش مهارتهای زندگی به دانشآموزان با استفاده از منابع معتبر بینالمللی که خوشبختانه در جامعة ما وجود دارد، مروری کوتاه بر عناوین مهارتهای زندگی، اهمیت این آموزش را به دانشآموزان نشان میدهد:
– شناخت خود از بُعد جسمی، نگرشی، شناختی، شناخت ارزشهای خانواده و جامعة خود، آگاهی از انواع تفکر با تأکید بر تفکر انتقادی، توانایی حل مسأله و مشکلات زندگی فردی و اجتماعی، آشنایی با شیوههای گفتگو و پرهیز از خشونت، شناخت عوامل مؤثر در سلامت جسمی و روانی، آگاهی از اهداف و برنامههای خود در زندگی و روشهای دستیابی به آنها، شناخت مسئولیتهای خود در زندگی فردی و اجتماعی، شناخت روشهای برقراری ارتباط مؤثر و مناسب با دیگران، آموزش تابآوری.
طبیعی است که این آگاهیها به کودکان و نوجوانان در رویارویی با مشکلات فردی و اجتماعی یاری میرساند.
– تلاش برای تحقق آموزش با کیفیت و رایگان برای کودکان و نوجوانان که از مهمترین حقوق آنان به شمار میرود.
این آموزشها اگرچه اثرات فوری ندارند و تا حدی زمانبر هستند اما اثرات پربار و عمیقی برای دانشآموزان دارند که میتوانند در موقعیتهای بحرانی، هم در کاهش بحران و اثرات آن و هم در حفظ و پایداری سلامت جسمی و روانی در رویارویی با بحرانها، به آنها کمک کند.
اما در حال حاضر مهمترین نقش معلمان و تشکلهای آنان، به شرح زیر است:
– حمایت از خواستهای دانشآموزان
– کمک به آنان در اجرای روشهای درست برای دسترسی به این خواستها
– جلوگیری از اجرای روشهای خشونتآمیز در ارتباط با دانشآموزان، به ویژه بازداشت و قتل آنان
*فاطمه قاسم زاده دکترای روانشناسی، مدرس، پژوهشگر، مشاور و برنامه ریز امور آموزشی و روانشناسی کودکان ونوجوانان
ایران فردا