این جانیان، «عقلانیت معطوف به بقا» هم دارند!
همه میدانیم که این نظام سیاسی چه کثافتیست. اما باید بدانیم که این جانیان، «عقلانیت معطوف به بقا» هم دارند!
جمهوری اسلامی نیاز به زمان دارد و بهای زیادی برای آن حاضر است بپردازد. مثل ریختن بعضی خونها که هرگز روی زمین نمیماند. اما این جانیان با آگاهی کامل از آن، باز هم حاضر به چنین کشتاری هستند. چرا؟
شخص خامنهای به جنگ مستقیم با ما روی آورده است و تا همیشه مرزی مشخص بین مردمِ خودش و ما مردم کشیده است. اما اگر چنین جنایت آشکاری هرگز فراموش نمیشود و اگر چنین خونهایی هرگز به زمین خشک نمیشود، پس چرا از خشم ما نمیترسد؟
اولین پاسخ دقیقا همین مسئله است: کنترل و کانالیزه کردن خشم ما از خیابان به سمتی دیگر. توضیح میدهیم.
قمارباز در دستهای آخر، زمانی که کمتر چیزی برای از دست دادن دارد، شرط را بزرگ میکند، می خواهد کل بازی و رقبایش را به شانس و اقبال( در مثال حضرتش احتمالا توکلت علی الله) بسپارد تا مگر ورق برگردد و نه فقط ضررهای پیشین را جبران کند که شاید ادامه ای برای خود بسازد. اولین ابزار لازم برای چنین قمار بزرگی، همانا نشان دادن اعتماد به نفس بالا و قدرتی افزوده و دروغین برای فریب رقیب است. صدا و سیما را که باز کنید یا حرفهای کثیف خامنهای را که بشنوید، متوجه میشوید از چه حرف میزنیم. به سراغ تاریخ هم اگر بروید برگهای آخر حکومتهای دیکتاتوری را ورق بزنید، دقیقا مثالهای آشکار این قمار را میبینید. آخرینش همین پهلوی.
درست به همین دلیل است که تمام بازوان ایدیولوژیک جمهوری اسلامی علاقه وافری به بروز و ظهور و در بوق و کرنا کردن جنایت حضرتش دارند. انگار که جمهوری اسلامی می خواهد عامدانه اخبار جنایتش در صدر بماند و اخبار مبارزه مستقیمی که علیهش در جریان است به پس رود. این رخداد هم دو دلیل بیشتر ندارد: اول آنکه آن قمارباز به معرکهگیری هم روی آورده تا ترسناکتر به نظر برسد. اگر تا دیروز مزدوران و نوچههای خیابانیاش در سرکوبِ مردم فریاد حیدر حیدر راه می انداختند، حالا این تمامیت سیستم است که حیدر حیدر میکند و نفسکش میطلبد.
فراموش نکنیم اما دستِ قمارباز خوب نیامده است و آخرین شانسش در پنهان کردن این دست و دکوریزه کردن تصویر قدرتش است تا رقبایش را فریب دهد.
دلیل دومش اما این است که تمام توجهات از سایر بازیکنان گرفته شود و فقط معطوف به نوبت او شود. منظورمان را بیشتر توضیح دهیم: قرار است تمرکز ما از روی اعتراضات خیابانی و دانشگاهی و محلهای برداشته شود و مبهوت قدرت رقیب شویم و از خاطرمان برود ما نه تنها هنوز در بازی هستیم، بلکه پیشتر این پوشالی هارت و پورتگر را در چندین مرحله زمین زدهایم. هدف این است که ما در معرض این پرسش ترسناک باشیم که این همه هارت و پورت سیستم برای چیست و مگر چه چیزی در دست دارد؟ و درست در همین لحظه فراموش میکنیم که دست خودمان پر است و جمهوری اسلامی به صورت متوالی بازنده این قیام بوده است و هیچیک از ترفندهایش کارگر نیافتاده تا به این آخری رسیده.
نقش ما این نیست که نسبت به خون عزیزانمان بیتوجه باشیم یا برای دادخواهی یا توقف این قتلهای حکومتی هرچه در توان داریم نگذاریم. ما تا همین چند روز پیش هم، گلوله به گلوله، در خیابانها شهید میدادیم و فراموش نخواهیم کرد. اما شکل این قتل حکومتی تغییر کرده است؛ خشونتی صریحتر و بیپرده را تجربه میکنیم که قاتلش به آن مفتخر است. تاب آوردن چنین رنجی بسیار دشوار است اما چاره کار نه در تمسک به هشتگ و بیانیه برای #اعدام_نکنید است نه در فرورفتگی در خود به منظور بازنگری فیلسوفانه درباره زندگی و مرگ. چاره کار فقط و فقط ادامه همین راهی ست که نظامِ وحشی و سرتاپا کثافت جمهوری اسلامی را به چنین شعبده بازی و معرکه گیری و خشونتی وا داشته است. چاره کار همان است که برایش این همه شهید دادیم. از جانهای عزیزی صحبت میکنیم که نه تنها به پوست اختهای مثل تظاهرات سکوت درنغلتیدند که برعکس رسا و به پیش فریاد برآوردند و ایستادند و رفتند اما ماندند…
خلاصه آنکه هیبت این موجود ترسناک فقط از تعفن و گندابهای تاریخ پر شده است نه از قدرتی سخت. که اگر جز این بود، به چنین وضع واقعا احمقانه و پوچی دچار نمیگشت. که ما خوب میدانیم: «هر آنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود»
گروه نویسندگان کانال تلگرام سرخط