مشابه سه الگو شخصیتی: تَکپَر، بسیجگر، و سازماندهنده
تکپرها معمولا کنشگرانی فوق ستاره هستند که از ظرفیت رسانههای اجتماعی برای آگاهیرسانی، حساس کردن و تهییج افکار عمومی استفاده میکنند. تکپرها به نوعی سلبریتیهای جنبش میشوند و فالوئر زیاد دارند.
بسیجگرها در پی درگیر کردن تعداد هرچه بیشتری از افراد در حرکتهای جمعی هستند اما چندان دغدغهای برای ایجاد ظرفیتها و زیرساختهای کنش مدنی ندارند. بسیجگری در پی متحول کردن افراد نیست، بلکه مصرانه در پی تجمیع افراد و افزودن شمار اعضا و هواداران است.
سازماندهندهها اما متمرکز بر ایجاد و افزایش ظرفیتهای رهبری، پرورش نیرو و تیمسازی هستند. سازماندهندهها حوصله به خرج میدهند و باعث تحول و دگرگونی اعضا میشوند. آنها صرفا افراد را تجمیع نمیکنند بلکه با آموزش، ایجاد انگیزش و سپردن مسئولیت در افراد ظرفیتهای جدیدی ایجاد میکنند.
جنبشهای اجتماعی معمولا پر از «تکپرهای» محبوب و ستارهاند، اما رمز موفقیت و دوام یک جریان مدنی در جای دیگریست. این را هاریه هان استاد علوم سیاسی دانشگاه جان هاپکینز میگوید که سالهاست روی عوامل موفقیت سازمانهای مدنی و داوطلبانه تحقیق میکند.
وجه تمایز تشکلهای موفق و فعال در ترکیب دو الگوی کنشگری است: سازماندهی موثر و بسیجگری گسترده.
بدون قابلیت بسیجگری اعضای یک جریان همواره محدود به کسانی میماند که به شکل خودجوش دست به کار شدهاند، یعنی تعداد بسیار محدودی از شهروندان. بسیجگران موفق، مدام با مردم تماس میگیرند و آنها را برای حمایت از یا مشارکت در برنامههای خود تشویق میکنند. بسیجگران اعضا را میآورند، اما سازماندهندهها هستند که اعضا را نگه میدارند و پرورش میدهند.
سازماندهندهها به دنبال جمع کنشهای فردی نیستند، بلکه به دنبال ساختن شبکهای زنده از کنشها هستند که به هم متکی هستند و یکدیگر را تغذیه و تقویت میکنند. آنها پیوندها و ارتباطات جدید میسازند. سازماندهندگان ظرفیتهای سازمانی خلق میکنند که هرگز در توان یک شخص یا یک گروه کوچک نمیگنجد.
محمدعلی کدیور در مطلب زیر خلاصهای از پژوهش هاریه هان را ارائه کرده است. او اشاره میکند که الگوهای تکپر و بسیجگر در بین فعالان فضای مجازی بسیار رایج هستند. اما ظرفیتها و مهارتهایی که منجر به کسب محبوبیت آنلاین میشود لزوما مهارتهایی نیستند که لازمهی رهبری کارآمد برای جنبشهای اجتماعی هستند. نکات مطرح شده در این مطلب میتواند برای توجه کنشگران به الگوی سازماندهی راهگشا باشد، الگویی که مغفول مانده اما نقش کلیدی در موفقیت حرکتهای مردمی دارد.