رمز استمرار جنبش و اعتراض، رضا علیجانی

جامعه ما جامعه جنبشی است و حکومت اصلاح‌ناپذیر . همین رمز استمرار جنبش و اعتراض به شیوه‌های مختلف و و ضعیت موج در موج و خیزش در خیزش (در فواصل بسیار نزدیک) است.

جنبش صد روزه دارای ممیزات (…)، دستاوردها (…) و آسیب‌هایی است (مثل عدم جذب کافی برای تغییر تناسب قوا، نوعی اراده‌گرایی در برخی افرادِ به خصوص رسانه‌ای، تبلیغ رویکرد «دو قطبی سازی» توسط بعضی…)

بنا به شنیده‌ها و اخبار متعدد علی خامنه‌ای یک تنه در برابر همه نظرات (حتی نیروهای نظامی و امنیتی) و نظرسنجی‌ها و تاکیدات بر ضرورت رفرم ایستاده است؛ مانند….

حکومت ممکن است در حد چشم‌پوشی از حجاب اجباری امتیاز بدهد (طائب گفته است با مسئله حجاب نباید هیجانی برخورد کنیم و شیوه‌های گذشته جواب نمی‌دهد). اما «کجا دهد این باده کفاف مستی ما»؛ این عقب‌نشینی با خواسته‌های جامعه فاصله زیادی دارد.

جنبش صد روزه دارای ممیزات، دستاوردها و آسیب‌هایی(اعم از «ضعف» یا «نقص») است. این جنبش از پیرامون به مرکز آمده (این خصیصه هر جنبشی را ماندگارتر می‌کند)، بسیار وسیع و گسترده بوده، زنان طلایه دار آن بوده‌اند، دانشگاه دوباره فعال شده، مروج یک شعار زندگی محور بوده، خلاقیت‌های هنری فراوانی ایجاد کرده، بزرگ‌ترین حمایت جهانی را در همین مدت جلب کرده و… این جنبش صد روزه انقلاب فرهنگی ماندگاری کرده، حجاب اجباری را در خیابان شکست داده، باعث یک همبستگی ملی بین ایرانیان گردیده، نیروهای سیاسی بسیاری را برای گذار از قانون اساسی ولایی و ج.ا همسو کرده، هزاران نیروی جوان میدان دیده را به صف تغییرخواهی افزوده و… .

اما «نقص»‌ها (که آسیب است ولی حلش نیاز به زمان دارد) و «ضعف»‌هایی (که اشکالات هم اکنونیِ قابل رفع است)، هم داشته است. مثلا این «نقص» که علیرغم اینکه وسیع‌ترین جنبشِ تا کنون بوده ولی نتوانسته اقشار گسترده‌تری از جامعه را جذب کند، به اندازه‌ای که از طریق تغییر تناسب قوا زورش به حکومت برسد.

از «ضعف»ها نیز مثلا می‌توان به وجود نوعی اراده گرایی در بخشی از جنبش یا بعضی افراد رسانه‌ای اشاره کرد که نگاه نزدیک بینانه‌ای را از یک انقلاب در حال پیروزی مطرح می‌کردند و یا برخورد و فرهنگ «قطبی سازی» از سوی بعضی که بیشتر از جاذبه ایجاد دافعه می کند مثل رزرو هر تیر چراغ برق … و یا حمله به برخی افرادی که از جنبش حمایت می‌کنند با اشاره به بعضی از سوابق شان و نظایر این‌ها که برخی اقشار را نسبت به آینده بیمناک می‌کند.

بخش معترض و مدرن جامعه ایران به مثابه زیردریایی‌ای عمل می‌کند که در مسیر خود گاه زیر آب می‌رود و گاه بالا می‌آید. این صد روز ثابت کرد که بالا آمدن این زیردریایی دیگر نیازمند حوادث زیادی نیست. «خیابان» می تواند جلوه‌های مختلفی داشته باشد؛ تجمع اعتراضی، مطالبه محوری، شعارنویسی، پخش تراکت، آویختن پارچه نوشته و…

از محافل سیاسی و رسانه‌ای داخلی شنیده شده که وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در همان هفته‌های اول بولتن‌هایی به مقامات کشور و بیت داده‌اند که این «آشوب»ها ریشه داخلی دارد. ولی رهبر ولایی زیر بار نرفته است. جمعی از فرماندهان سپاه نیز به دیدار رهبر رفته و همین حرفها را زده و خواهان برخی رفرمها شده‌اند ولی باز او نپذیرفته و به آنها تندی کرده که اگر شما عُرضه جمع کردن اغتشاشات را ندارید خودم به میدان خواهم آمد. او حتی مدیریت سرکوب را از شورای عالی امنیت ملی گرفته و خودش و فرزندش و وزیر کشور آن را هدایت می‌کنند.

طبق همین شنیده ها دفتر بیت به روسای سه قوه هم وقت ملاقات نداده است. همینطور تقاضای وقت ملاقات سرلشکر باقری جواب داده نشده است. طبق آمارهای وزارت اطلاعات فقط ۸ در صد مردم از حکومت حمایت می کنند. تعداد مشارکت کنندگان در نماز جمعه تهران بین دو هزار تا دو هزار و پانصد نفرند و با مونتاژ تصاویر قدیمی آن را رفع و رجوع می کنند. در رابطه با سیاست خارجی نیز خرازی در شورای راهبردی سیاست خارجی با سیاست‌های رسمی در رابطه با همکاری با روسیه علیه اوکراین مخالفت کرده و گفته پوتین شکست خواهد خورد و فشار زیادی به ج.ا وارد خواهند کرد. اما علی خامنه‌ای یک تنه در برابرهمه این نقد و نصیحت‌ها ایستاده و حاضر به هیچ عقب نشینی نیست.

در برابر سرسختی علی خامنه‌ای، جامعه جنبشی هیچ راهی به جز خیابان نداشته و ندارد. اگر حکومت صدای مردم را نشنود هزینه زیادتری برای کشور به بار خواهد آورد و به جای یک گذار تحول‌خواهانه، در طی زمان، یک گذار انقلابی را بر جامعه تحمیل خواهد کرد.

گفتگوی رضا علیجانی با بی‌بی‌سی
https://t.me/rezaalijani41

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»