فعالان صنفی باید بتوانند پیش از تغییر رفتار از عرصه صنفی به سوی فعالیتهای سیاسی، دستاوردهای ماندگاری در عرصه فعالیتهای صنفی بر جا بگذارند که از فعالیتهای خود نتیجه بهتری بگیرند. به همین دلیل، بسیاری از فعالان صنفی، با درک بضاعت و سرعت سازمانیابی بدنه صنفی برای بالا بردن توانایی یک گروه برنامهریزی میکنند.
فعالانی که وظایف گستردهای در فعالیت صنفی میپذیرند ولی برای تکثیر رهبر در بدنه صنفی وقت ندارند و پیش از توانمند کردن بضاعت بدنه به عرصه علنی رفتارهای سیاسی کشیده میشوند ممکن است به محض گیترش مسئولیتها یا حتی در صورت دستگیری به بدنه گروه لطمه بزنند و وظیفه توسعه و گسترش توانمندی را به خود اعضا واگذار کنند. در این شرایط، گروههای صنفی ممکن است برای مدتی دچار توقف یا بیعملی شوند.
البته اشتباه فعالان، چیزی از منزلت اجتماعی آنان کم نمیکند، چرا که کسانی که به فعالیت دست میزنند اشتباه میکنند. یک جنبش بدون اشتباه جنبش مرده است.
در شرایطی که سرکوب تا خلع اقتدار انسانی و فلج کردن زندگی عادی مردم پیش رفته است، فعالان صنفی باید بتوانند مصداقهای سرکوب را در زندگی روزمره و خردهتصمیمهای صنفی بازشناسایی کنند و درباره عمق سرکوب به براورد مشترکی برسند تا از تفویض اقتدار خود به سرکوبگر دست بردارند.
پیدا کردن راه حلهای خلاقانه در برابر هر رفتار سرکوبگرانه و تشخیص میدان فعالیت و اولویتهای صنفی وظیفه فعالان حقوق صنفیست. خوشبختانه، فعالیت تخصصیتر صنفی قضیهایست که این روزها برای اولین بار در ابعاد گستردهتری با وجود سرکوب گسترده، عمومیت پیدا کرده است و نشان میدهد که افراد کمکم توانایی انسجام صنفی پس از سرکوب را در گروههای صنفی ممکن است احیا کنند.