حیله های جدید اطاقهای فکر رژیم را خنثی کنیم، مجید ناصری

ما به یک فرصت تاریخی دست یافته ایم

تاکتیک جدید اطاق فکرهای نیروهای سرکوب چند لایه رژیم جمهوری اسلامی این است که مردم را  سرگرم دستگیری ها،  درد ها و ناله ها،  و احکام اعدام ها نمایند تا نیروهای سرکوب فرصتی برای سازماندهی مجدد و رفع خستگی پیدا کند. آنان روزانه به طور مداوم دست به آدم ربایی می زنند، هیچ جوانی که به خیابان می رود  امنیت ندارد، امروز حتی یک مادر باردار  را در کردستان را دزدیده اند ، با دستگیری بیش از ٢٠٠٠٠ نفر، با احکام اعدام   و قتل هایی که که در خلال ١٠٠ روز گذشته انجام داده اند ،  زخم های زیادی بر تن جامعه ایرانی فرود آورده اند و آن را عزادار و مجروح  کرده اند . برای این جنایتکاران  سرگرم شدن مردم به این عزاداری ها،  ناله ها و ضجه ها ، جمع شدن در جلوی زندان ها ، فرصتی است  برای جمع و جور کردن نیروهای سرکوب .  الان از همه طرف تهدید به اعدام دستگیر شدگان بلند شده ، آخوند ها در نماز جمعه ها ، آخوند های حوزه علمیه قم ، از ” بغی ”  به جای محاربه صحبت می کنند ، از  بریدن دست و پای معترضین صحبت می کنند .  رژیم برای ماندن حاضر است به هر خشونتی ، هرگونه تجاوز، هر نوع شکنجه و جنایتی دست بزنند ، خود رئیسی قاتل امروز تهدید کرد که معترضین سرکوب خواهند شد. امروز دستورات جدید برای کنترل حجاب زنان به نیروهای چند لایه سرکوب داده شده است ، امام جمعه ها زنجیر  نیروهای ” آتش به اختیار ” ( سگ های زنجیری ) را رها کرده اند تا  به جان مردم بیفتند  تا مردم از خوف آنها درخانه بمانند. .

این  تاکتیک نیروهای سرکوب تحت فرمان خامنه ای که در خلال ٢ روز گذشته  به طور هماهنگ از همه بلند گوها اعلام شده، همه آگاهانه ، با برنامه و با تحلیل مشخص از شرایط  کنونی جامعه صورت گرفته است.  به همین خاطر ما با توجه به این تاکتیک رژیم باید نحوه برخورد خود با دشمن را طراحی کنیم. چند هفته پیش رژیم و نیروهای سرکوب اش به شدت ترسیده بودند، الان سعی می کنند این ترس را در جبهه مردم ایجاد کنند،  ما با آگاهی به این رویکرد دشمن ، باید چگونگی حمله را روشن کنیم .  چند وقت پیش یکی از مادران  دادخواه که فرزند زیر١٨ سالش را  نیروهای سرکوب خامنه ای در خیابان کشته بودند گفت :  ” وقت عزاداری و ناله نیست.  وقت انتقام است، الان خشم مان را باید متراکم کنیم و بر سر خصم بکوبیم ، برای عزاداری همیشه وقت خواهیم داشت “. فریاد های آن مادر که با غمی جانکاه آمیخته به خشمی توفنده همراه بود ، چقدر هشیارانه هم بود. لذا ما مردم ایران که امروز به یک وحدت تاریخی فراموش ناشدنی دست یافته ایم ، به یک همدردی  و همبستگی مثال زدنی در سطح جهان دست یافته ایم ، نباید فرصت سازماندهی مجدد را به رژیم کودک کش، غارتگر و خونخوار ،  رژیمی که  از نفرت انگیز ترین روش ها همچون تجاوز به نو جوانان در زندان ها می خواهد خوف و هراس را در خانواده ها ایجاد کند ، بدهیم . باید همه توانایی هایمان ، همه ابتکاراتمان را بکار بگیریم تا به این رژیم ضربه بزنیم ، هر کس با هر توانی که دارد و از جایی که در دسترس است  باید به این رژیم ضربه بزند.

ما ایرانی ها  به یک فرصت تاریخی دست یافته ایم ، تا برای همیشه از اندیشه ای که قرن هاست  ” پندار  ” ، ” گفتار ” و “کردار” ما را تحت تاثیر  منحط  و ارتجاعی خود  قرار داده  ، خلاص بشویم ،  فرصتی یافته ایم ، به خود آییم ،  ما با یک رنسانس عظیم ایرانی که کل جهان را تحت تاثیر مثبت خود قرارداده مواجه هستیم. این فرصت را نباید از دست بدهیم ، جامعه ایران متاثر از عوامل گوناگونی که ناشی از اراده خود مردم ایران است ،  در حال گذر از یک پروسه قانونمند است که رژیم قادر نیست آن را متوقف کند . این پروسه قانونمند موجب شده رژیم مداوما نیروهایش را از دست بدهد –  بدنه نیروی سرکوب به شدت در حال ریزش است و نیروی جدید به آن اضافه نمی شود  و این در حالیست که در جبهه مردم مداوما نیروی جدید پا به میدان می گذارد. هر چقدر توان سرکوب رژیم کم شود، از اقشاری که تا کنون کمتر ریسک کرده و پا به میدان گذاشته اند ، به میدان خواهند آمد  و لاجرم معادله قدرت  تغییر خواهد کرد و علی خامنه ای همراه با فرزند جنایتکارش مجتبی و اعوان و انصار سرکوبگرش سرنوشتی بسیار رقت بارتر از ” قذافی ” پیدا خواهند کرد، جامعه ایران جامعه ای مدرن است ، مردمی با فرهنگ  و مدرن دارد،  یک جامعه قبایلی همچون لیبی نیست ، امروز  وجه مشترک همه  گروه ها و دستجات ، ائتلاف ها  و نهاد ها ی مردمی ، برپایی نظامی مبتنی بر  تمامی مصوبات حقوق بشر سازمان  ملل متحد با همه متمم هایش هست ، وحدتی تاریخی بین  گروه های اتنیکی شکل گرفته ، گسل هایی که تهدیدی برای جامعه ایران بودند ، در حال پر شدن  هستند.   آن چیزی که همه ما آن را می خواهیم ، داشتن قوانین مدرن ” انسان مدار” ، مبتنی بر آزادی و  برابری حقوقی، اقتصادی و فرهنگی  است و آنچه که همه مان نمی خواهیم قوانین منحط  مبتنی بر تبعیض های گوناگون  ” ولایت مدار ”  است.   اوضاع اجتماعی ، فرهنگی ما  نه شبیه لیبی است ، نه شبیه سوریه و نه شبیه مصر و نه شبیه افغانستان  . پس از سقوط رژیم با یک چشم به هم زدن  نهاد های قدرتمند کارگری ، معلمین و زنان شکل می گیرند، جنبش  آگاه دانشجویی و دانش آموزی ما  تبدیل به  تگیه گاه عظیم سرتاسری  برای استوار شدن یک نظام دموکراتیک  و تثبیت آن می شوند.  الان ما در حال گذار از درون تونلی مملو از خطر هستیم در حالیکه روشنایی  آن طرف تونل  پدیدار شده است .  با قدرت به میدان بیائیم تا به یاری هم باهزینه کمتر باقیمانده این تونل خطرناک را طی کنیم .

ما همه ایرانیان خارج از کشور گام های بعدی مان:

– همه  باید تلاش مان را  برای شناساندن ماهیت و عملکرد تروریستی و خوفناک ” سپاه پاسداران ”  به همه ملت ها و دولت های آزاد به کار بگیریم تا یک جنبش جهانی علیه این سازمان نظامی تروریستی که می خواهد بر سلاح اتمی نیز دست یابد، شکل گیرد .

– پس از تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران توسط پارلمان های کشورهای اروپایی، کانادا ، استرالیا، نیوزلند و … باید همه تلاش مان را به کار گیریم تا رژیم از همه نهاد های سازمان ملل اخراج شود.

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»