زمانی که سرکوبگران میخواهند فعالان را خسته و درهمشکسته ببینند، فعالان واقعی با شیوههای خودمراقبتی دقیقتر، بحرانهای فردی و جمعی را پشت سر میگذارند و در موقعیت بهتر قرار میگیرند.
بسیاری از فعالان مدنی و صنفی هنگامی که در راستای انسجام جمعی گام بر میدارند، تنها درباره از خودگذشتگی سخن میگویند و برای مراقبت جمعی و خومراقبتی فردی فعالان برنامهای ندارند؛ در حالی که رفتارهای کنشگرانه و مطالبهمحور، با دورنمای احقاق حقوق و با عشق و اهمیت به انسانها و مرکزیت آنها درک میشود.
خودمراقبتی ممکن است به فعالان امکان بدهد که مصداقهای روزانه دههها سرکوب سیستماتیک را علامتگذاری کنند و با پیدا کردن راهحلهای متناسب به درونی کردن دههها سرکوب پایان بدهد و از این رو بر اساس تحلیل جهت بردار سرکوب، خودمراقبتی را میتوان یک رفتار رادیکال نامید.
یک کنشگر تنها هنگامی که از خود، سلامت و زندگیاش مراقبت میکند میتواند به دیگران و مطالبه حقوقشان اهمیت بدهد و آنها را به انسجام فرا بخواند و الگویی شبیه خود را در سازمان تکثیر کند.
خودمراقبتی فعالان مدنی، صنفی و سیاسی چنان اهمیت دارد که در مبارزات جدی، سرفصل مهمی را به خود اختصاص میدهد. کتابها و جزوههای آموزشی در این باره به فعالان کمک میکند که در جهت معکوس سرکوب خود گام بردارند و از همکاری ناآگاهانه با سرکوبگران خود دست بردارند.
یک فعال حقوق مدنی و صنفی هر چه قدر جدیتر باشد به وظیفه خودمراقبتی آگاهتر است، چنین کنشگری با شیوههای خودمراقبتی به خود و اعضای سازمانش کمک میکند تا بهتر بتواند بیندیشند و تحلیل کنند، از تفاوت فکر و عمل خود آگاه شوند و این دو را با هم تطبیق بدهند و شیوههای کسب انرژی را به رفتار مداوم و عادت اعضای سازمان تبدیل کنند.
هشدار فعالان این است:
خودمراقبتی حرفهای را به اندازه از خودگذشتگی جدی بگیرید، چرا که در شرایط سخت، یک کنش رادیکال به شمار میرود. تنها با خودمراقبتی است که از خودگذشتگیاش مفهوم پیدا میکند.
کانال داوطلب