بیاعتمادی و ریزش نیروهای پیرامون دیکتاتورها پدیده معمولی
برخی از نظامیان و بخشی از افراد سیاسی که در قدرت یا پیرامون آن بودهاند، مسئلهدار شده و ریزش کردهاند (و خواهند کرد).
در کند کردن تیغ اعدامها فشار افکار عمومی داخلی و خارجی خیلی موثر بود، اما نمیتوان نقش مخالفتهای فقهی و حقوقی از سوی برخی روحانیون و حقوقدانهایِ بعضا درون یا نزدیک به حکومت را نادیده گرفت.
سخنان سردار اباذری در رابطه با این که برخی فرماندهان سپاه و یا شخصیتهای سیاسی درجه اول نظام مقابل نظرات علی خامنهای ایستادهاند از قبل هم کم و بیش شنیده میشد ولی حالا داستانی است که بر سر هر بازاری هست.
حکومت در دهه شصت عمدتا با نخبگان سازمانهای سیاسی و روشنفکران در گیر بود اما به ویژه در دهه اخیر با توده های مردمی سرو کار دارد. سرکوب مردم سختتر از نخبگان (با انگ زنیهای مختلف) است.
وقتی حکومت با شهروندان جامعه و به خصوص اقشار فقیر در میافتد، اختلاف و ریزش از بالا تشدید میشود. این همان وضعیت «فرسایش از پایین و ریزش از بالا» ست.
مهدی نصیری نوشته است که ۸۰ درصد مردم مخالف حکومت هستند. بعضی از فرماندهان سپاه و حتی بخشی از مجمع تشخیص مصلحت نظام مخالف وضعیت کنونی و سرکوب معترضان و خواهان اصلاحاتی در حکومت هستند. اما رهبر نظام مخالف هر گونه اصلاحی است.
هر قدر جنبش ادامه پیدا کرده، کتمان کردن حقانیت و مظلومیت آن با نظریات «دشمن محور» از سوی رهبر ولایی (شرارت خواندن اعتراضات و طراحی آن توسط دشمن)، سختتر شده و نمی تواند نیروهای درون نظام را هم توجیه و همراه کند.
بی اعتمادی و ریزش نیروهای پیرامون دیکتاتورها پدیده معمولی در مراحل پایانی عمر آنهاست. آنها مشروعیت اخلاقی شان را در این مرحله بیش از پیش از دست میدهند.
بیت قدرت و علی خامنهای الآن حتی به نیروهای امنیتی و نظامی خودش هم اعتماد ندارد و آنها را مرتبا کنار میگذارد (مثل سردار وحید، حسین طائب، امیدوار رضایی و …). دیکتاتور بیش از پیش تنهاست!