اینجا در ایران همه امور ایستاده بر آستانه مرز بحران قابلیت تبدیل به فاجعه را دارند! تامین انرژی بعنوان زیرساخت اصلی توسعه پایدار یکی از این حیطه هاست!
کشور غرق در فرسودگی و ناعقلانی و نامسئولیت پذیری اجتماعی ست. حاکمان بعنوان متولیان کشور به همگان در تمامی حیطه ها یاد داده اند شرط پیشرفت «سکوت» است. اگر قرار بر درز اطلاعات به بیرون و تبیین چرایی آشفتگی ها برای جلوگیری از بروز بحران باشد. شما حذف خواهید شد.
در چنین چرخه غیرمسئولانه ای حفظ ثبات و ایستایی وضع موجود غایت نظام حکمرانی می شود.فلذا همه چیز مبتنی بر همین نظم سرشار از آشفتگی استمرار حیاتی دارد تا زمانیکه فی المثل در بحث انرژی, برودت هوا و آسمان با صنعت فرسوده گاز ایران یاری نمی کند.و نظم نظام حکمرانی غیرعقلانی ایران را برهم می زند.
دقت بفرمایید دوباره تاکید می شود همه امور در این بی برنامه گی ناتخصص سالار و ناعقلانی در آستانه خلق بحران و یا فاجعه هستند!
«آب، گاز، برق، دلار، هوا، خانواده، مسکن، سلامت روان، کیفیت آموزش، بچه های مجبور شده به کسب درآمد و بازمانده از تحصیل، آسیبهای اجتماعی، hpv و…»
حالا شما اوج نامسئله بندی و بی مسئولیتی ساختاری را باید در اظهارنظرهای مسئولین جستجو نمایی.
مسئول مربوطه در صنعت گاز اعلام کرده است:
«ما همچنان در بخش خانگی قطعی گاز نداریم»
خوب که چه!
چرا نباید محکم و صریح جامعه را نسبت به خطر کمبود و قطعی گاز هوشیار نمود.
چرا حاکمیت نباید فشار افکار عمومی را بجهت ضرورت حیاتی سرمایه گذاری خارجی در توسعه صنعت نفت و گاز برروی خود احساس کند.
چراها زیاد می شوند…
اینها همه ماحصل سکوت خیانت باریست که شکست تدریجی را برای ما رقم زده اند.
ما اکنون رسما شکست خورده ایم. ولو کسی برروی خویش نیاورد.
اینکه کمبود گاز مدارس و ادارات استانهای آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، خراسان، همدان، اصفهان، زنجان، البرز، برخی نواحی قم، فارس و حتی بوشهر را تعطیل کند. اسمش چیست؟
چیزی جز شکست؟
یا بدتر از آن پیروزی نمایی از شکست.
پیشتر گاز صنایع بزرگ را قطع کردند، اما جواب نداد!
حال با تعطیلی اجباری کشور رسما گاز بخش ادرای و حکمرانی را قطع کردند!
فردا آخرین گام در مسیر پیش رو بجهت تکمیل چرخه شکست تدریجی ست. گام آخر چیزی نیست جز قطعی گاز بخش خانگی!
این هم فراخواهد رسید.
ایران چندین میلیون کسری خانه دارد.
و رفع این کسری ولو بصورت خیالی آب و برق و گاز فراوانی می خواهد. هم برای ساخت و هم برای بهره برداری ساکنان!
این سکوت فریبنده و این پیروزی نمایی از شکست ماحصلی ندارد جز تکمیل فرآیند:
۱.تهدید
۲.خسارت
۳.بلا
۴.بحران
۵.فاجعه
کشور در برخی از حیطه ها در مرحله بحران است. در برخی دیگر حادثه و بلا را پشت سر گذاشته. و در عمده موارد آماده ورود به فاز بحران و فاجعه است!
برودت هوا خیلی ادامه پیدا کند. ما وارد فاز فاجعه خواهیم شد. شاخصه این فاز این است که خیلی کاری از دست کسی برنمی آید.
چون برنامه ریزی وجود نداشته است!
پس از تعطیلی کامل و یا نصف و نیمه صنایع بزرگ اقتصادی از سر بی گازی!
حال نوبت به تعطیلی اجباری نظام اداری و حکمرانی کشور رسیده است!
نظام آموزش و پرورش بعنوان قطب اصلی فرهنگ هم که خیلی وقت است با آلودگی هوا و کرونا و اینبار هم کمبود گاز تعطیل است!
براستی آیا ما باید باور کنیم کشور رسما نیمه تعطیل و تعطیل است!