زمان بازنگری! ابوالفضل محققی

آیا زمان بازنگری در نقش خود بعنوان احزاب ،سازمان ها و کنشگران سیاسی نرسیده است؟

چهار ماه از خیزش بزرگ جوانان ایران زیر شعار “زن ، زندگی ، آزادی می گذرد. چهار ماه تعین کننده که با وجود سرکوب شدید، با وجود کشته شدن زیباترین فرزندان این سرزمین، هنوز جریان دارد جنبشی که امکان بازگشت ،یا توقف آن نیست. در این چهار ماه اتفاقاتی افتاده که طی چهل سال نظیر آن دیده نشده .خیزشی با شکل و شعاری منحصر به فرد. با آغاز گران شورشی که در مخیله هیچ حزب ،سازمان و هیچ فردی نمی گنجید.

جنبشی که همه را غافلگیر کرد. غافلگیرتر! زمانی که تداوم یافت .با شجاعتی غیر قابل تصور توسط جوانان و نوجوانان که جان بر سر دست گرفته !مقابل نیروهای سرکوب ایستادند و حماسه آفریدند.جنبشی که تحسین و همدلی  میلیون ها مهاجر ایرانی در سراسر جهان  را بر انگیخت به حمایت و سرازیر شدن به خیابان ها ی کشور متبوعشان کشاند.ابعادی جهانی یافت بسیاری از دولت ها و دولت مردان  را به حمایت خود جلب کرد .

حاکمیت بهت زده !در عین ناباوری! با خشونت تمام دست به سرکوب و کشتار زد. اما این سرکوب کور توان در هم شکستن این خیزش هر دم فزاینده را نداشته و ندارد.این طلیعه یک انقلاب واقعی است.

انقلابی با ویژگی های خود که بر خلاف فرمول های کلاسیک به شیوه خود عمل می کند.شیوه ای ناشی از تغییر زمان ،تغییر در بنیان فکری نسل جوان که ایدئولوژیک نیست.حزبی فکر نمی کند.نگاهش به زندگی واقعیست. منبعث از آنچه بطور عینی در ارتباط با زندگی هم نسلان خود در جهان آزاد می بیند.

همزمان افکار عمومی جامعه  نیز عمدتا متاثر از شبکه های تلویزیونی ،سایت های خبری ،ارتباط های گسترده مهاجرین ایرانی با بستگان و دوستان داخل کشور و چهل سال تجربه حکومت بی عرضه ، مرتجع ،فاسد با حاکمی سخت مستبد و خود شیفته و جنایت پیشه !تغیر یافته است.

یک مراجعه کوتاه به میزان بیندگان  شبکه حکومتی ایدولوژیک صدا وسیما ومقایسه آن با تعداد بیندگان تلویزیونهای من وتو ،ایران انتر ناسیونال ،بی بی سی نشانگر این تغیر وتاثیر گذاریست. هر کدام از این شبکه ها نقشی معین در تغیر تفکر ونگرش جامعه بازی می کنند.

از تلویزیون من وتو که میتوان از آن بعنوان تلویزیون خانگی و عمومی مردم  نام برد. تلویزیونی که مجموعه ای از زندگی مدرن غرب در عرصه های مختلف  را در مقایسه با جامعه امروز ایران با گریزی به زندگی قبل از انقلاب ارتجاعی سال پنجاه و هفت به نمایش می گذارد. .از تغیر ذائقه غذایی تا عرصه مد و دنیای سلبریتی ها و…

تلویزیون اینترنشنال که می توان به جرئت گفت عمومی ترین رسانه خبری و تحلیلی مورد مراجعه مردم است. با پوشش وسیع خبری ،منعکس کننده همه جانبه خبر .با شبکه وسیع خبرنگاران ، داده های  تصویری و صوتی هزاران شهروند داخل کشور که منعکس کننده و ارتباط دهنده اعتراضات داخلی و تبادل تجربه از طریق انترنت هستند. حضور ده ها تحلیل گر و چهره های مطرح  سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی،ورزشی  مورد  قبول جامعه از طریق مصاحبه و تحلیل! نقشی جدی در سامان دهی افکار عمومی ایفا می کند .

به گونه ای که یکی از اصلیترین پایه های تاثیر گذار در این خیزش انقلابیست. بی بی سی نیز با علم به جامعه ایر ان ! سیاست کج دار مریض خود نسبت به حکومت آخوندی را پیش  می برد .بینندگان سنتی خود را دارد با همان محافظه کاری ناشی از این گونه سیاست .

در کنار این شبکه ها حضور شبکه های کوچک و سایت های گوناگون  نیز در این تاثیر گذاری بر افکار عمومی نقش هرچند کم بازی می کنند. از این نقش مهم و تاثیر گذار مدیا که بگذریم.

تغییر الگوهای نسل جوان است که بر خلاف نسل های قبل .الگوهای سنتی  دهه پنجاه و شصت از چگوارا گرفته تافلان چهره ملی مانند مصدق و فلان چریک فدائی یا مجاهد را عمدتا نمی شناسند. در صورت شناخت محدود !چنگی بر دلشان نمی زند. دوران سپری شده یک نسل !که کوچکترین گرایش و اقبالی نسبت  به آن هادر ذهن این نسل جدید جاری نیست .

آن ها شخصیت های مشخص  خود را دارند شخصیت هائی که می تواند یک ورزشکار ،یک هنرمند،یک طراح،یک چهره سیاسی مدرن ،یک فعال حقوق بشر ،یا یک کار آفرین موفق،یک کنشگر جوان بر آمده از دل همین نسل باشد.

ملاک ها و دلمشغولی های این نسل که بخشی از آن ها در ترانه (برای) شروین انعکاس یافته تفاوت عظیم آنها را با نگرش پیچیده و محدود شده در یک چهار چوب حزبی و سازمانی نسل گذشته را نشان می دهد.دنیای واقعی ،ساده و قابل دسترسی .که شعار زن،زندگی محصول این گونه نگاه به زن، به برابری جنسیتی و توانائی های

او در یک حکومت سخت ارتجاعی و جامعه مرد سالار است. نگاه بر زندگی و مقوله آزادی این نسل  هم اساسا با درک  جریان های سنتی  به این دو مقوله بخصوص نگاه “چپ” فاصله ای عمیق دارد .

از این رو آنالیز دقیق این نسل ،جابجا شدن نقش طبقات ،نقش و حضور گسترده دنیای اینترنتی ،دیجیتالی در زندگی عمومی جامعه .جوابگو نبودن فرمول های قدیمی نسبت به پدیده های جدید و مدرن . تجدید نظر در تفکر و شیوه های سنتی !چگونگی گفتگو با مردم در وضعیت جدید را طلب می کند.

یک خانه تکانی جدی ،یک شهامت در قبول واقعیت و تغییر رفتار در تمام احزاب ، سازمان ها و کنشگران سیاسی و اجتماعی. تفکر و سازماندهی که دیروز می توانست راهگشا باشد .امروز می تواند رشته های سختی باشد تنیده شده بر حیات و عملکرد جریان های سنتی که راه نفس بر آن ها را ببندد.مانع از ایفای نقشی تاثیر گذار در تحولات اجتماعی و سیاسی آنها می‌گردد. با وجود عقب ماندن جریان های سیاسی از این خیزش انقلابی ! این خیزش عظیم جاری در جای جای  ایران بدون حضور ما (منظور جریان های سیاسی ) در حرکت است .منتظر تصمیم گیری ما نمی ماند و راه خود را به سبک امروزین تحولات اجتماعی و نهایت سیاسی پیش می برد.

اما آیا این نتیجه کافیست؟ آیا این خیزش جوان که برای نخستین بار با این چنین شور قدم در میدان نهاده  قادر است تمام سد های پیش رو را بشکند؟ صرف با تکیه بر نیروی جوانی ،تفکر مدرن !در جامعه ای متکثر ،گرفتار در بحران معیشتی، فرهنگی، ترس خورده از آنچه که می تواند پیش آید و نوعی از جنگ داخلی را رقم بزند .فائق آید؟  افکار عمومی را به حمایت از این خیزش انقلابی جلب کند؟ در شکل دادن بیک اتحاد فراگیر از تمامی جریان های اپوزیسیون.در راستای یک اتحاد گسترده  حرکت نماید؟ در همگامی با تمامی احزاب و سازمان ها خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نقش ایفا کند؟ چگونه؟

ادامه دارد

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»