طی روزها و هفتههای گذشته مقامات و مسئولین کشور آمار گوناگونی درباره تعداد شرکتکنندگان در تجمعهای اعتراضی خیابانی ارائه کردهاند. معدل این اعداد را که میگیریم به عددی حدود یک درصد کل جمعیت ایران میرسیم. البته مخالفان نظام نظر متفاوتی دارند و تعداد شرکتکنندگان را خیلی بیشتر از این عنوان میکنند.
اما من همین عدد یک درصد را صحیح فرض میکنم ، که البته با توجه به اینکه تقریبا بیست درصد جمعیت ایران زیر چهارده سال است درصد جمعیت بزرگسال که در اعتراضات شرکت کردهاند عددی بالاتر از یک درصد است.
حالا گیریم همین یک درصد درست است.مقامات نظام با تاکید بر این “عدد کوچک ” تلویحا چنین نتیجه میگیرند که نود و نه درصد جمعیت کشور طرفدار نظام هستند یا حداقل هیچ علاقهای به براندازی نظام ندارند.
در اینجا برای روشن شدن ذهن مقامات کشور میخواهم یک گریزی بزنم به تاریخ و ایشان را ببرم به کشور فرانسه در زمان جنگ جهانی دوم. در این زمان، کشور فرانسه تحت اشغال سیصد هزار سرباز آلمان هیتلری بود و یک دولت دستنشانده به زعامت مارشال فیلیپ پتن بر فرانسویان حکم میراند. هیچ شکی وجود نداشت که همه مردم فرانسه در آن زمان مخالف آلمانیهای اشغالگر و دولت دستنشاندهاش بودند.
فرانسوا مارگوت، استاد تاریخ دانشگاه سوربن، معتقد است که در آن دوران فقط دویست هزار فرانسوی( حدود یک درصد جمعیت بزرگسال فرانسه) در جنبش مقاومت علیه اشغالگران و دولت مارشال پتن فعالیت میکردند. روبرت پاکستون مورخ این عدد را یک ونیم درصد عنوان کرده و معتقد است که بیش از نود درصد مردم به رغم نفرتشان از آلمانیها و دولت پتن هیچ تمایلی نداشتند که خود را درگیر هیچ حرکت اعتراضی، حتی در حد خواندن نشریات زیرزمینی جنبش مقاومت بکنند.
خب حالا یک لحظه چشمتان را ببندید و مارشال پتن را در خیال مجسم کنید که دارد خطاب به مردم فرانسه میگوید: “هموطنان عزیز، کسانی که قصد براندازی حکومت ما را دارند تعدادشان فقط یک درصد کل جمعیت است…اکثریت قاطع مردم فرانسه طرفدار ما و آلمانیها هستند.”
میخواهم نتیجه بگیرم که این عدد” یک درصد” را ناچیز و کماهمیت تلقی نکنید. اتفاقا اگر نیک بنگرید این عدد بسیار مهیب و خطرناک است. این فقط نوک یک کوه یخ عظیم است.