همبستگی تنها راه نیست؛ اما بهترین ومطمئنترین راه است
همبستگی در ایران یک امرِ نیاندیشیده و نیازموده است. نیروها و چهرههای سیاسی تصویرِ روشنی از اخلاق، چرایی و هدف یا چگونگی و سازوکارِ همبستگی ندارند.
افراد اگر همهی اصول و برنامههای همدیگر را بپذیرند که یک حزب واحد تشکیل میدهند.
و در همبستگی وارد نمیشوند. همبستگی بین افراد و گروههایی است که اختلافهایی دارند و درنهایت برای یک برنامهی مشترک در کنار هم قرار میگیرند و پس از نتیجهگیری هم به سراغ برنامههای غیرمشترک (و گاهی متضادشان) میروند. بنابراین همبستگی همیشه محدود و معمولاً کوتاهمدت است.
یعنی حداقلگرایی یک ضرورت و امرِ منطقی در هر همبستگی است. اصول و برنامههای مشترک و تعداد افراد حاضر در همبستگی همیشه رابطهی عکس دارند و برای افزایش اعضای همبستگی باید اصول و برنامههای ضروری و حداقلی را در نظر داشت و از سایر موارد صرفنظر کرد.
شناساییِ حداقلهای ضروری برای یک همبستگی با توجه به توصیف و تحلیل شرایط و با توجه به راهکار، هدف و برنامهی موردنظر خواهد بود. علاوهبر منطقِ حداقلی در همبستگی گاهی شکلگیریِ همبستگی هم حداقلی میشود. یعنی در شرایطی که امکان همبستگی همهی افراد (همبستگیِ حداکثری) نباشد، با توجه به ضرورتهای همبستگی، حداقلِ افرادی که میتوانند به همبستگی معنا دهند؛ ممکن است که یک همبستگیِ حداقلی بر اصول و برنامهی حداقلی را شکل دهند. مسئلهی دیگر در همبستگی ازخودگذشتگی است. افراد در همبستگی میپذیرند که برای دیگران اعتبارسازی و اعتمادسازی کنند و نفرِ اول نباشند.
و درکنار و همراه با دیگران عمل کنند. مسئلهای که در فضای سیاسی ایران یک چالش بزرگ است و نیروهای سیاسی معمولاً حاضر نیستند که نفر اول نباشند و اعتبار خودشان را بهآسانی تقدیم دیگرانی کنند که آمادگی یا شانس بیشتری برای پیروزی دارند. این مسئله گاهی بهعلت خودخواهی و گاهی بهعلت دودلی و تردید است. البته افرادی که از اعتبارسازیی و اعتمادسازی برای دیگران پرهیز میکنند، در بلندمدت محروم از هرگونه اعتماد و اعتبار دیگری میشوند و در آینده هم سودی برای جامعه ندارند. بنابراین شناسایی آنها و حذفشان از هر برنامهی همبستگی به سود همگان خواهد بود.
هدف همبستگی و سازوکارهای همبستگی هم از مسائل کلیدی نیاندیشیده در ایران است. حضور چهرههای ملی برای امیدسازی در جهت فعالسازی کنشِ خیابانی یا اعتبارسازی برای گفتگوهای جهانی مؤثر است و درکنار آن میتواند استفاده از شبکهسازی و جریانسازی را آسان کند و زمینهی نهادسازی شود.
اما بدون حضور چهرههایی که تواناییِ ادارهی کشور و دانش و تخصص لازم برای پاسخگوی به مسائل متعدد و بحرانی کشور را دارند؛ به نتیجه نمیرسد. درواقع همبستگی در لایههای مختلف باید دربرداندهی چهرههای ملی، نیروهای متخصص و نمایندگان گروهها و اقشار باشد و رابطهی آنها مشخص باشد.
اعضای همبستگی باید علت و برنامهی حضورشان را بدانند. گامها، زمان و برنامههای اقدام را بدانند. بسترها و جمعهای لازم را ایجاد کنند. فکر نکنند که دیگران برای کمک به برنامهی شخصی آنها آمدهاند. درصورتی میتوانند دیگران را همراه کنند که برنامهای روشن برای تغییر داشته باشند.
همبستگی تنها راه نیست؛ اما بهترین و مطمئنترین راه است. البته دورهمجمعشدن کافی نیست و نیاز به یک برنامه است. چهرههای ملی با حداقلگرایی و ازخودگذشتگی آغاز کنند.
کانال نویسنده