از یک سالونیم گذشته که دولت ابراهیم رئیسی با شعار دولت انقلابی و عدالتخواهی بر سر کار آمده رجعت به سبکوسیاق سالهای اول انقلاب که برای این دولت و حامیاناش همچنان نوستالژی است در همه امور خودنمایی میکند.
اخیرا اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان با همکاری و همراهی برخی موسسههای قرآنی در سنندج اقدام به برپایی کارگاههای آموزشی با عنوان «آموزش سبک زندگی اسلامی» در برخی محلات سنندج کرده است کهدذکر چندنکته و یک پرسش خالی از لطف نیست.
نکته اول: از همان اول که زمزمه نشستن فردی بر صندلی فرهنگ و هنر کردستان بر سر زبان ها افتاد، اهالی ادب و هنر بر آن خرده گرفتند و این انتصاب را جفا به فرهنگ دانستند.اما نه گوشی سخنان اهالی فرهنگ را شنید و نه وقعی گذاشتند.
نکته دوم: در این مدت آنچه که از این اداره که خود را متولی فرهنگ و ارشاد می خواند، دیده ایم نه برنامه و پروژه ای که شایسته و بایسته فرهنگ و هنر و رسانه باشد، بوده و نه تکریم اهالی ادب.
نکته سوم: تمامی هم و غم متولیان مسایلی بوده که نه نسبت و سنخیتی با فرهنگ داشته و نه کوچکترین قرابتی با آن.آنچنان که تنها مساله ای که در این میان غایب است فرهنگ است و هنر.
نکته چهارم: این همه موسسه و انجمن با نام های گوناگون در حوزه مذهبی فعال هستند اما در این میان دریغ از موسسه و انجمنی که خارج از این حوزه فعالیت داشته باشد و دست شان باز باشد.چرا به این سنخ انجمن و موسسه ها روی خوش نشان نمی دهید و میدان فعالیت شان تنگ و ترش است؟
…و اما پرسشی که باید از دلواپسان سبک زندگی و سلیقه مردم پرسیده شود؛ این است که در طول چهلوچندسال گذشته همه امکانات در خدمت ترویج و آموزش آموزههای دینی و فقهی بوده که قرائت و برداشت خاصی از آن رسمیت داشته و همه تریبونها هم در اختیار این نوع برداشت بوده است؛ پس حالا چه اتفاقی افتاده که پس از چهاردهه آموزش سبک زندگی اسلامی به سبکوسیاق دیگری پیگیری میشود؟
آیا آموزش آن آموزهها ناکافی بوده یا نتایج دیگری بهدنبال داشته که خلاف انتظار شما بوده است؟ درهرصورت در حالوهوای چنددهه پیش سَیرکردن و تاکید بر همان راه و روشهای آزمودهشده هیچ حاصل و دستاوردی ندارد.