اینکه ایران چه مسیری را طی کرد تا به این فاجعه اقتصادی رسید را علاوه بر اصطکاک حاکمیت و دانشگاه باید نتیجه روی کارآمدن افرادی دانست که حتی با بدیهیترین تعاریف اقتصاد و سیاست آشنایی نداشتند و نقطه آغاز این فاجعه را باید روی کارآمدن احمدینژاد دانست.
فاتحه اقتصاد این مملکت زمانی خوانده شد که احمدینژاد ایده رابینهودیِ حذف سوبسید کالاهای اساسی و حاملهای انرژی و گرفتن سوبسید از مرفهین و تقدیم آن به فقرا را داد.
وقتی که دهکبندیهای ناموفق جامعه انجام شد باید به اشتباه خود و شکست سیاستهای شدیدا پوپولیستیاش پی میبرد، ولی زمانی که سیاست جولانگاه عناصر دارای تعهد و فاقد تخصص است، کسی حقیقت را نمیبیند یا نمیخواهد ببیند.
احمدینژاد که در استانبول جمله مشهور 《تحریم اصلا نمنه دی》 را به خبرنگاران خارجی میگفت یا در جواب صدور قطعنامه جدید علیه ایران گفت: 《آنقدر قطعنامه بدهند تا قطعنامهدانشان پاره شود》را میداد، مطمئنا دیوانهتر از آن بود که بصیرت دیدن حقیقت را داشته باشد.
کدام آدم عاقل ایده عرضه فلهای سکه به بقالیها برای کنترل قیمت سکه را میداد، غیر از احمدینژاد که از مدرک دکترا حتی ادب هم به ارث نبرده بود.
آقای روحانی که کلا صبح روز جمعه از همه اتفاقات خبردار میشد و کلا در جریان امور نبود، تنها حسن ایشان این بود که مانند احمدینژاد در حیطه ادب و شعور عنان از کف نداده بود و مانند یک بچهسال در امور اقتصادی و روابط بینالملل سخن نمیراند.
آقای رئیسی با انتخاب محسن رضایی که ایده دورزدن تحریم با گروگانگرفتن سربازان خارجی و آزادسازی آنان در قبال دریافت دلار ارائه کرده بود، تیر خلاص را بر پیکر رنجور اقتصاد زد.
آقای رئیسی که خود هنوز تعریف کالای مکمل و جانشین را نمیداند و اوایل سال ۱۴۰۱ بهصورت رسمی اعلام میکند که افزایش قیمت چندقلم کالا در میان است و سایر کالاها نباید افزایش قیمت داشته باشد [چیزی که در آزادسازی قیمت حاملهای انرژی در دوره احمدینژاد تیز اتفاق افتاد و معتقد بودند که فقط قیمت بنزین و گازوئیل را افزایش می دهند نه کالاهای دیگر] این بزرگترین نشانه بیاطلاعی یک شخص و مشاوران ارشد او از مبانی و تعاریف اولیه اقتصاد است.
با دیدن چینش سیرکوار مسئولان دولتی که هردوره مانند مهره شطرنج بین وزارتخانهها و قوای سهگانه تا مجامع و مجالس جابهجا میشوند بهراحتی میتوان دلیل این آشفته بازار امروز را فهمید، افراد بیسواد و معلومالحال که بهراحتی از فیلتر تایید صلاحیتها عبور میکنند.
مسئولانی که معلوم نیست در کدام دانشگاه دزدان دریایی سومالی آموزش دیدهاند یا چگونه و با چه سهمیهای مدرک گرفتهاند که سواد و ادب آنها در حد کوچه و بازار است و مانند بچهها بههمه دنیا دهنکجی میکنند، به کدام امامزاده باید دخیل بست و چگونه باید به این آقایان فهماند که شما نه متخصص جراحی هستین و نه اقتصاددان، پس با کدام منطق با تیغ و قیچی به جان این اقتصاد افتاده اید و از جراحی اقتصادی سخن میرانید؟!