پیام به آقای خاتمی پس از ربع قرن!

نیازی نبود آقای خاتمی برای ورود به موضوع اختلاف عمیق و کشور برباد ده ملت-حکومت، منتظر سالگرد ۲۲ بهمن شوند. اوضاع بحرانی، واکنش سریع و وضوح فکر و عمل می‌خواهد. عجالتا از این قصور البته باید گذشت!

حالا دیگر مناسب نیست فردی مثل آقای خاتمی حق شورش جوانان بر این حکومت را به رسمیت نشناسد و شورشگران را از درخواست خود برای عفو استثنا کند؛ شورش زنان و جوانان علیه این حکومت حق است. عجالتا از این هم می‌گذریم!

آقای خاتمی به خوبی می‌داند هم‌اکنون یک دانشجوی دانشگاه هم می‌تواند فهرست طولانی تحریرشده مطالبات توسط ایشان را بی‌کم‌وکاست ازحفظ بنویسد چرا که حداقل ربع قرن است ایرانیان انصاف‌جو به پیشوایی فکری خود ایشان این مطالبات را چون مشق شب تکرار و بازنویسی کرده‌اند.  مطالبات جدیدالحدوثی نیستند. عجالتا این هم به کنار!

اما پس از تمام آنچه ایشان به دقت از وخامت اوضاع کنونی توصیف کرده و برای عبور از آن از وجود اراده در حاکم وقت ابراز ناامیدی کرده‌اند، این انتظار وجود دارد که فارغ از اینکه همه مقامات نزدیک به این نیم‌قرن حکومت اسلامی چقدر در حدوث وضع فعلی مسئولند، دعوتی را که در پایان از آنها کرده‌اند به مکان و صحنی پیوند می‌دادند تا این خیل مقامات و مدیران ارشد گوشه‌گیر یا رانده‌شده و یا در مصادر امور مشورت و رأیی بزنند که این نظام به این نقطه رسیده را چه کنیم؟ نگه داریم چونان کالبدی که با صد دستگاه گرانبها و خدمه پزشکی علایم حیات برایش می‌سازیم و یا آن دستگاه‌ها را باید از پیکر سردشده جدا کنیم؟

جنابعالی نیک آگاهید نسخه‌ای که جوانان از شما گرفتند دیگر تاثیر ندارد و کشتگانی که از هر دو طرف می‌دهیم تا حدی قربانی درنگ‌های نابجا و آلوده به مصلحت‌اندیشی بسیاری از عزلت گزیدگان فهیم بویژه شخص جنابعالی است. از علمایی که در خلوت می‌گویند سیستم به خطای بازگشت‌ناپذیر رفته و از اصولگرایانی که به درستی می‌گوئید از اعمال حاکم ناراضی‌اند به علن بخواهید روزی به صحنی، حتی منزل خودتان بیایند تا تکلیف را برای آینده معین کنند. ما این انتظار را از آقای موسوی هم پس از بیانیه جدیدشان مطرح کرده‌ایم.

معقول عرفی هم که حساب کنید برای شروع مسیر نیل به مطالباتی که نوشته‌اید باید تحرکی، طوماری، بلندگویی، اجتماعی به عنوان گام اول هر چند کوتاه وجود داشته باشد. پرسش از شما این است که آن گام کو؟

می‌دانید از شما انتظار قهرمان شدن نیست و این را خودتان به مردم یاد دادید دنبال قهرمان نگردند، چنین انتظاری نیست ولی گاهی سرنوشت ما را به جایی می‌برد که خودمان طالبش نیستیم.
شما باید بیانیه را کوتاه کنید و کاری انجام دهید، هرچند بین گام اول و دوم  آن کار، کت‌بسته‌تان کنند و ببرند یا کاردآجین کنند.

این تقاضای باورمندان شما در یک ربع قرن اخیر است که دقیقه‌ای از مسیر شما فاصله نگرفتند. اولین و آخرین تقاضا!

جامعه نو