گردن‌کلفتِ اتاق‌های تاریک، لاتِ کوچه‌های خلوت می‌شود! رضا کمال

دستاورد ناآگاه نگهداشتن ملت:
می‌دانیم که روحانیون، روزگاری با قند، دوش حمام، دوچرخه، تلویزیون و تلگراف …..مخالفت می‌ورزیدند. کمااینکه در دوران معاصر نیز با ویدئو، ماهواره، اینترنت آزاد و شبکه‌های مجازی، چنان کرده و می‌کنند.
آگاهی و گردش آزاد اطلاعات از علایق قشر حوزوی نبوده و اغلب، خود را به عنوان مرجع امور و منبع، معرفی کرده و از ورود سایر اقشار به این حوزه جلوگیری می‌کنند.

وقتی در عهد قاجار، تلگرافخانه تأسیس شد، حاکمان محلی تمایل داشتند در شهرهایی که تلگراف ندارد، تصدی‌گری کنند و مدیریت آنجا را راحت‌تر می‌دانستند. چرا که زیر رادار نظارتی نبودند و کمتر مجبور به پاسخگویی و ارسال گزارش به مرکز می‌شدند و ید مبسوطی داشتند.

امروزه نیز که حاکمیت دینی تحت عنوان جمهوری اسلامی، عهده‌دار امورات کشوری و لشگری‌ست، این سیستم مدیریتی اتاق تاریک یا Black box امتداد یافته و طرفدارانی دارد. این سیستم تاریک، افراد فرصت‌طلب و دوست‌دار خاموشی را صاحب انگیزه برای ورود به دایره حاکمیتی نمود و متدرجا اغلب حوزه‌های مدیریتی ملوث بحضور چنین اشخاصی (بصرف تظاهر به وفاداری) شد. چراکه در مدیریت در اتاق تاریک، دچار چالش و پرسش کمتر و نتیجتاً، پاسخگویی کمتر است.

ولی در یک نظام مدیریتی Glass box یا اتاق شیشه‌ای،  حضور در حاکمیت آنقدر لذیذ نیست و چون مدام تحت رصد نظارتی و پاسخگویی هستند، مسؤوليت، مزیت چندانی محسوب نمی‌شود فلذا، بطرفة العینی استعفا میدهند.

از جمله جدید‌ترین اتاق‌های تاریک در حال ساخت، می‌توان به هیأت 7 نفره مولدسازی دارایی‌های ملی که بقید امانت تحت ید حاکمان است، اشاره کرد. اتاقی که اعضای آن  نتنها قرار است بیشتر از قبل پاسخگو نباشند، بلکه مصونیت قضایی نیز برآنها مترتب خواهد شد.

آنچه مردم نمی‌خواهند:
آنچه خواست مردم است، فهرستی پیچیده و متکثر دارد ولی آنچه دیگر نمی‌خواهند، تقریباً مشخص شده و روز به روز بر تعیُّن آن افزوده می‌شود و آن حذف و نابودی اتاقهای تاریک تصمیم سازی و اجرایی ست.

در نظامی که مردم منتقد بدنبال تأسیس آن هستند، شفافیت و پاسخگویی از الزامات آن است.  در این نوع حکومتداری اشخاص مدعی، کمتر بدنبال کسب پست و مقام بوده و  سختی‌های مدیریت شفاف و شیشه‌ای و الزام آنها به پاسخگویی،  انگیزه‌های جاه‌طلبانه آنها را کاهش می‌دهد.

در کشورهای متمدن با مدیریت بشیوه  Glass box نوعا افراد ثروتمند و چشم و دل سیر با انگیزه‌های معنوی وارد عرصه حکومتداری می‌شوند. انگیزه‌هایی چون کسب پرستیژ و افتخار . این افراد چون اساساً به پول نیاز چندانی ندارند، بدنبال آنچه هنوز ندارند رفته تا با این چالش، رنگ و بوی بهتری به شخصیت اجتماعی و تاريخي خود بدهند.

در ایران نیز قاطبه مردم بدنبال تشکیل نوعی سیستم حکومتی دمکراتیک شفاف و پاسخگو هستند که به آن  برای پیشبرد امورات کشوری وکالتی با محدودیت زمانی و مشروط بدهند. حکومت نیز موظف است که بجای تشکیل مجامع غیر منصفانه‌ای چون مجمع تشخیص مصلحت نظام که بفکر  گره‌شکنی از قانون بمنظور تامین مصلحت نظام است، “مجمع تشخیص مصلحت ملت” را تأسیس و قانون را صرفاً برای چوپانی بر مردم نبیند.

با تأسیس حکومت شیشه‌ای، پدیده آقازاده‌ها و ژن خوب منقرض خواهد شد و فامیل بازی و رابطه صرفآ در خدمت ضابطه قرارخواهد گرفت.
تمایل فرصت‌طلبان به خدمتگزاری، فروکش خواهد نمود و کمترکسی برای ورود به حکومت، احساس  وظیفه شرعی خواهد داشت. از طرف دیگر با وجود فشارهای رسانه‌ای و افکار عمومی، برای پاسخگویی و نبود مصونیت قضایی، کسی نمی‌تواند چارچنگولی به میز چسبیده و اخراجش منوط به اقدام حضرت عزرائیل شود!.

مشت، نمونه خروار:
سبک زندگی آنگلا مرکل، بوریس جانسون و…. در کشورهای غربی را همگان دیده‌ایم، بدون هزینه بادیگارد و با یک دوچرخه به جلسه هیات دولت می‌روند و حتی در نمونه‌هایی رادیکال‌تر، مانند دونالد ترامپ، دارایی‌اش هنگام خروج از کاخ سفید، بسیار کمتر از زمان ورود می‌شود. زیرا وی  بخشی از پولش را خرج آنچه نداشت کرد: پرستیژ و افتخار.

برخلاف ایران که برخی با الاغ وارد سیستم و با مرسدس هم بیرون برو نیستند. کشوری که صدها هزار نوکیسه ناشی از کوراپشن و فساد تولید کرده طوریکه حتی قضات زورشان به گردن کلفت آنها نمی‌رسد.
اتاق تاریک نظام،  برخی را تبدیل به “رستم” کرده که حتی از صدا زدنشان، عاجزیم و می‌ترسیم و بعضاً، چون از اتاق بیرون نیامده‌اند، اصلا آنها را نمی‌شناسیم.

فردا روزی؛ افراد متهم به خیانت را که نه دیده‌ایم و نه می‌شناسیم و یحتمل اسمشان رستم است را چگونه می‌توانیم مواخذه کنیم؟! این نمی‌شود که که مدام بشنویم:  این تصمیم نظام است …..

مجموعه‌ای مبهم، ناشناس، متغییر، مصون از پیگرد و قابل اختفاء نمی‌تواند مسؤوليت بدوش بگیرد.

تحلیل زمانه