امروز نه روز فرقه گرایی که روز همبستگی ملی است، مجتبی نجفی

همبستگی آنها که ایران را خانه همه ایرانیان میدانند

مولوی عبدالحمید که در جنبش “زن، زندگی و آزادی”، مواضع مترقی گرفته و تلخی موضع حمایتی خود را ار طالبان کمرنگ کرده از متن پیشنهادی میرحسین موسوی مبنی بر لزوم برگزاری رفراندوم تغییر قانون اساسی و تشکیل مجلس موسسان حمایت کرده است. به عنوان یکی از منتقدان مولوی در جریان روی کار امدن طالبان، مواضع اخیر ایشان را در کوران این جنبش، ملی و مدنی میدانم. مولوی هر آنچه بر زبان آورده، در شعارهای مردم معترض بیان شده؛ زاهدان نیز یکی از کانون های مهم اعتراض بوده، جایی که مطالبات ملی مبنی بر ایران یکپارچه، عاری از فساد و تبعیض، مستقل و دمکرات در کلمات معترضین ساری و جاری شده.

مواضع عبدالحمید در راستای گفتمان ایران شهروندمدار است. او صرفا بر حقوق تضییع شده اهل سنت تاکید نمیکند، بر تحقق حقوق همه شهروندان تحقیر شده، فارغ از قومیت و مذهبشان اصرار دارد. به خصوص اینکه او بارها اهمیّت بازگشت نظامیان به پادگان را گوشزد کرده. تخریب شخصیت مولوی در خارج از کشور قابل فهم است. به نظر میرسد برخی به ظهور جبهه ای حول محور هزینه های داده های داخل که حقّ انقلاب را منحصر به نسل پنجاه و هفتی ها نمیدانند و بر مقاومت مدنی و خشونت پرهیزی و توسعه دموکراتیک ایران یکپارچه تاکید دارند، علاقه مند نیستند، این در حالی است که هر حرکت در خارج کشور که نگاه به داخل نداشته باشد و از سطح حمایتی بخواهد به سطح هدایتی سوق پیدا کند، منجر به نتیجه نخواهد شد. به عبارتی اگر هدف، گذر از نظم فعلی به نظم جدید باشد، شخصیت های سیاسی خارج از کشور هم به نفعشان است از تشکیل جبههlملی نجات ایران در داخل کشور استقبال کنند.

مطالبه رفراندوم تغییر قانون اساسی و مجلس موسسان، مطالبه سیاسی مشخصی است که میتواند معترضین را از سرگردانی نجات دهد و جنبش زن، زندگی و آزادی را جهت دهد. مطالبه ای که فعلا بحث شیوه اجرای و نقشه راهش ثانوی است، مساله این است جبهه سیاسی حول این خواست در داخل و با حمایت خارج شکل بگیرد تا بحران سازمان سیاسی را حل کند، چرا که تا مساله نمایندگی سیاسی جنبش حل نشود جنبشهای اعتراضی در ایران هم به نتیجه نخواهند رسید. برای همین نه تنها مولوی عبدالحمید و چند زندانی سیاسی و بیانیه ابوالفضل قدیانی را گامهای نخست یک راه بزرگ می دانم بلکه امیدوارم دیگر فعالان مدنی و سیاسی، شخصیت های ذی نفوذ، احزاب و جریانهای اپوزیسیون ملی، احزاب سیاسی، تشکلها و نهادهای مدنی بر اصول تشکیل این جبهه توافق نظر کنند.

تحقق این هدف هم منوط به تداوم مقاومت مدنی است. در حال حاضر حاکمیت حتی به تعویض منشی دفتر رهبری هم تن نمیدهد. برای وادار کردن مستبدین به عقب نشینی، تسخیر فضا مهم است. عرصه عمومی از آن ایرانیان است که حاکمیت آن را غصب کرده و بازپس گیری عرصه عمومی، بازپس گیری ایران است. خیابان، دانشگاه، شبکه های اجتماعی، کافه ها و هر آنچه در حوزه عمومی تعریف میشود خانه شهروند ایرانی است و حاکمیت مدتهاست آنها را تسخیر کرده. مساله وادار کردن حاکمیت به رفراندوم تغییر قانون اساسی، راهبرد نیست، هدف است. راهبرد را هم اندیشی جبهه نجات ملی برای تقویت مقاومت مدنی،سازماندهی اعتراضات، تداوم فشار به حاکمیت با اتکا به اصل نافرمانی مدنی تعریف میکند. برای همین ضروری است در ابتدای امر، رهبری جبهه ای، متشکل از همه جریانهایی که نظم رادیکال جدید را برای نجات ایران ضروری میدانند شکل بگیرد. گامهای ما باید به سوی ایران شهروندمدار محکم با عقلانیت و با برنامه باشد، چرا که مساله فقط هزینه دادن نیست، نتیجه گرفتن هم مهم است.

امروز روز خودخواهی و فرقه گرایی نیست، روز همبستگی ملی است. همبستگی آنها که ایران را خانه همه ایرانیان میدانند و بر حقوق شهروندی شان تاکید دارند. ایران نه شاهان و شیخان و سرداران که ایران شهروندان، آنها که با نشان ویژه در میدان مقاومت مدنی در برابر استبداد حضور دارند: ” یک سو خلیج فارس، سوی دگر خزر.” ایران همبسته های متکثر.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»