دو روز اخیر در روستاهای اطراف خوی بودم. هنوز هم مردم به کمک نیاز دارند. هوا در آن منطقه خیلی سرد است. ضروریترین چیزی که مردم احتیاج دارند، وسایل گرمایشی است. هرچه بخاری سالم ولو دستدوم (به ویژه بخاری برقی) در بساط خود دارید، جمع کرده و به شهرها و روستاهای زلزلهزده ارسال کنید.
تا دو سه روز پیش ارسال کمکهای مردمی از طریق هلالاحمر مشکلی نداشت. بچههای هلالاحمر اکثراً قابل اعتمادند. اما بعد از وقوع زلزله مهیب در جنوب ترکیه و شمال سوریه، اختیار بسیاری از اقلام اهدایی مردم به نهادهای امدادی دست هلالاحمر نیست و عمده آنها را سپاه برای ارسال به سوریه اختصاص میدهد.
به هیچ عنوان مخالف کمک به زلزلهزدگان ترکیه و سوریه نیستم. تلفات و خرابیهای آن زلزله بسیار تکاندهنده است. شهروندان کشور ترکیه در خیرش اخیر، بیشتر از شهروندان هر کشوری در این دنیا از ما ملت ایران پشتیبانی کردند. اگر نیاز داخلی نبود خودم هم در حد توان به مردم دو کشور ترکیه و سوریه کمک ارسال میکردم. اما اولویت با هممیهنان خودمان است.
در خود شهر خوی اراذل و اوباش برخی از نهادهای حکومتی در راه امدادرسانی مردمی اخلال و مانعتراشی میکنند. به محض مشاهده یک ماشین غیردولتی حامل کمکهای مردمی هرارجور سینجیم میکنند. لیکن در مجموع رساندن کمکهای مردمی هرچند سخت ولی شدنی است. در روستاها، سرخرهای حکومتی کمتر دیده میشوند. شایستهترین روش این است که گروهی بزرگ ایجاد کرده و کمکهای خود را جمع کنید و یک نفر از بین خود که فرصت و امکان سفر به منطقه دارد را انتخاب نمایید تا اقلام را مستقیماً به دست نیازمندان برساند. توصیه میکنم این سفر را تجربه کنید و بزرگواری و اصالت ملت ایران را در محرومترین روستاها از نزدیک مشاهده کنید. اقلام اهدایی را به یک روستا که میبرید، اهالی روستا علیرغم نیاز میگویند که فلان روستا وضعش از ما بدتر است و وسایل را آنجا ببرید. موارد مشابه این را در زلزله قرهداغ و کرمانشاه هم از نزدیک مشاهده کردم.
طبق مشاهدات من بچههای ارتشی تیپ ۲۶۴ سلماس و تیپ ۳۲۱ مرند، تلاش قابل توجهی در امدادرسانی داشتند. اما نیاز منطقه خیلی بیشتر از توان و ظرفیت آنهاست.
آن طور که من دیدم، شهر فیرورق و اغلب آبادیهای این دهستان، روستاهای امامکندی، قرهتپه، بدلان، خانقاه، دیزج هریک، یزدکان، بختیاران، موسیقلی کندی، دیزج دیز، زاویه و گنبد، بیشتر از بقیه به کمک نیاز دارند.