تجدید قوا برای عبور از مانع فیزیکی رژیم مسلح
انقلاب مهسا پس از صد روز پیکار پیگیر و نفس گیر موقتا و متین عقب نشست. تا تجدید قوا کند. این قانون عام فرایند انقلاب است. در این فاز پیکار انقلابی هزینه های گران داده شد اما پیروزی های بزرگی بدست آمد. کامیابیهایی مهم و تاریخ ساز و در راس آن تولد ملتی تازه با نسلی پیام دار. پیام زن، زندگی، آزادی. بدرستی آنرا نام گذاری کردند ،انقلاب فرهنگی، انقلاب اخلاقی، شکستن بنیادهای سنت و اقتدار امارت مذهب. همگام شدن با انسان پیشرو جهان و تثبیت خود بعنوان جزیی از کاروان جهانی ترقی خواهی . پیام بی ابهام است ایران در آستانه عصری تازه است.
اما این پنداری خام از سر استیصال است، همه علائم و نشانه های موجود حکایت از ان دارد که تجدید قوای جنبش با شتاب در جریان است. تجدید نیروی جنبش چند محور اساسی مرتبط با هم را شامل می شود. همگرایی نیروهای سیاسی و قوام یافتن رهبری جمعی فراگیر، تجزیه نیروهای نظام، جذب لایه های وسیعتر مردم به میدان عمل ، تقویت فشار بیرونی و کمک موثر تر دیپلماسی جهانی از جنبش. در همه این چهار محور فاکتها و تحرکهای موجود امید وار کننده است. کاملاً آشکار است در تمام این حوزه ها تغییر ارایش نیروها همه به سود انقلاب ژینا و به زیان قدرت حاکم پیش می رود . زمان به زبان نظام است. جبهه حاکم در حال فرسایش است و انقلاب هوشیارانه مشغول جمع اوری نیرو و تدارک همه جانبه خود است . تدارک رهبری ، تدارک جذب نیروهای مردد و میانی و کسب حمایت بین المللی.
رویدادهای این روزها همه در چنین راستایی هستند، از انتشار بیانیه موسوی و حمایت های از آن گرفته ، تا نزدیکی و همکاری چهره های مشهور سیاسی مدنی در خارج کشور ، تا تداوم سرزنده و نیرومند جنبش ایرانیان مهاجر و تبعیدی که دیپلماسی حمایت از جنبش و انزوای حکومت اسلامی را فعال نگاه داشته اند . مهمتر و موثر تر از همه این اینها ، چیزی که به این تدارکات سیاسی و تجدید قوا ، معنا می دهد و دورنمای جنبش را روشن و اطمینان بخش می کند ، بسط ارزشها و پلاتفرم دموکراتیک است که زیر بنای همه این تلاشها، اعتراضها ، اعلامیه ها ، بیانیه ها ، نزدیکی ها و ائتلافها را میسازد. روی خطوط کلی و اساسی این پلاتفرم تقریبا زبان مشترکی در حال شکل گرفتن است. آزادی، عدالت، پلورالیسم، همبستگی رنگین کمانی، سکولاریسم، خشونت پرهیز ی، آشتی با جهان، نهراسیدن از حمایت خارجی. نکته مهم و اطمینان بخش در رابطه با این زیر بنای دموکراتیک این است که این بنیادهای ارزشی ادعاها و شعارهای یک حزب یا یک رهبری برای کسب محبوبیت نیستند بلکه خواست های عمق یافته و فرهنگی شده لایههای بزرگی از مردم و زنان و جوانان ایرانی است که دقیقا میدانند از چه سخن می گویند و بروشنی چه می خواهند. پیشگامی فکری جنبش زن، زندگی، آزادی نسبت به سطح آگاهی گروه بندی های اپوزسیون ، این اطمینان را میدهد که جنبش میتواند از خود در برابر انحرافات فرقه ای و گفتمان پوپولیستی مقاومت کند. تغییر کیفی و محتوایی رابطه جنبش با مقوله رهبری و نمایندگی سیاسی امر تازه ای نیست . در دوران جنبش اصلاحات و جنبش سبز هم این تحول بنیادی دیده و تجربه شد. جنبش های جدید ایران آگاهانه فاصله خود را با رهبران نمادین حفظ می کنند و از ذوب شدن در غرور و کاریزمای رهبر اجتناب می کنند .،رفتار جامعه با محمد خاتمی و سپس میرحسین موسوی این تحول فکری و شعور جمعی را نشان داد.
جنبش مهسا امروز در سکوی بالاتری از این آگاهی و شعور سیاسی ایستاده است. معنای این سخن ان نیست که هیچ خطری از زاویه اقتدار گرایی ، پوپولیسم و یا هرج و مرج جنبش را تهدید نمی کند، چنین خطراتی کاملا وجود دارند ، هیچ جنبشی بدون افت و انحراف نیست. و ما علایم چنین انحرافاتی را به صورتهای مختلف انحصار طلبی ، حذف مخالف نظری و رقابت های ناسالم و آنتاگونیستی کردن مناسبات سیاسی در حاشیه جنبش و از سوی جریانهای مختلف سیاسی مشاهده می کنیم . اما هراس افکنی و بزرگ نمایی چنین خطرهایی همانقدر به حال جنبش مضر است که نادیده گرفتن آن. بی تردید باید نسبت به این خطرات هوشیار بود ، آگاهی داد و با آنها مبارزه کرد ، و این تلاش خود جزیی از مقوله تدارک و تجدید قوای فکری جنبش است.