گارد پرایتوری، ارتش ینی‌چری، سپاه پاسداران،‌ محمد محبی

اقدام در لحظه صفر براندازی انحلال سپاه است

مصرف کشور ایران توسط سپاه پاسداران، مورد جدیدی در تاریخ نیست. ادوارد گیبون، در شاهکار خود «انحطاط و سقوط امپراتوری روم»، به گارد پرایتوری اشاره جالبی می‌کند. این گارد مدت‌ها از وظیفه اصلی خود یعنی حفاظت از امپراتوری عدول کرده بود. انگار این سپاه بزرگ و پر ساز و برگ پرایتوری نبود که امپراتوری را سر پا نگه می‌داشت، بلکه این سپاه پرایتوری بود که برای پرداخت حقوق اعضاء و لفت و لیس سردارانش به منابع کشور روم نیاز داشت. گارد پرایتوری چنان شیره جان کشور را مکیده بود که امپراتوری روم بعد از انحلال گارد هم نتوانست موجودیت خود را بازیابی کند.

ارتش ینی‌چری عثمانی هم داستان تقریباً مشابهی داشت. سربازان و سرداران ینی‌چری عاشق غارت و چپاول بودند و با هر سلطانی که دستور جنگ و تجاوز و پیش‌روی نمی‌داد دشمنی ورزیده و او را به زیر می‌کشیدند، هرگاه هم امکان جنگ و تجاوز به بیرون مرزها فراهم نمی‌شد، از اموال و منابع داخل مرزها سهم‌خواهی می‌کردند. طوری که تبدبل به بزرگ‌ترین مامع بر سر راه اصلاحات و نوسازی در قرن نوزدهم شده بودند. در زمان سلطان محمود دوم، این ارتش منحل شد. بخشی از فرماندهان آن کشته شدند و بدنه آن در ساختار ارتش جدید جذب شدند. این انحلال بسیار خونین و پرهزینه بود. بسیاری از سران دراویش سلسله بکتاشی که پشتیبان و هم‌پیمان ینی‌چری بودند به شدت سرکوب شده و خانقاه‌های‌شان هم با خاک یکسان شدند. گرچه انحلال ارتش ینی‌چری بزرگ‌ترین مانع اصلاحات در عثمانی را از میان برداشت، اما این ارتش چنان امپراتوری عثمانی را تضعیف کرده بود که تنظیمات و اصلاحات موسوم به «خط شریف گلخانه» هم مانع انحطاط عثمانی نشد.

حتی در چین باستان هم اتفاق مشابهی رخ داد. سرداران ارتش بزرگ امپراتوری هان با سهم‌خواهی‌های خود باعث سقوط این امپراتوری بزرگ و تجزیه آن به سه پادشاهی شدند. طوری که نوابغ بی‌تکراری چون کونگ‌مینگ و یون‌چانگ هم نتوانستند این امپراتوری را احیا کنند. گرچه بعدها سردار دلاوری به نام سیما یان توانست سه پادشاهی را متحد کند، اما این اتحاد دوام چندانی نداشت و خیلی زود فروپاشید.

سپاه پاسداران به نوعی کمیک-ترازیک همین تجربه تاریخی را در ایران تکرار می‌کند. اگرچه سپاه پاسداران انقلاب۵۷ در قدرت و کارآمدی رزمی، انگشت کوچک ینی‌چری و پرایتوری هم نمی‌شود. اما برای مصرف و تخریب ایران سر از پا نمی‌شناسد. خبرهای پرازآب‌چشمی چون طرح موسوم به مولدسازی و چوب حراج زدن به اموال ملت ایران نشان می‌دهد که عطش سرداران انیرانی سپاه برای غارت ایران سیری‌ناپذیر است. هر لحظه تأخیر در انحلال این نیروی به اصطلاح نظامی، زیان‌های جبران‌ناپذیری برای ایران و ایرانی در پی داشته و خواهد داشت. الآن که امکان انحلال نیست، خرد و ایران‌دوستی اقتضا می‌کند که از هر فرصت و امکانی جهت مهار، محدود و منزوی کردن این نیرو استفاده شود. شایسته است که نخستین اقدام در لحظه صفر براندازی انحلال سپاه و ادغام اماکن و تجهیزات و بدنه نیرو‌های آن در ارتش باشد. صدالبته ضمن محاکمه فرماندهان فاسد و جنایت‌کار، ساختار ارتش ایران باید نوسازی شده و قوانین شفاف جهت جلوگیری از تکرار تجربیات تلخ وضع شود.

فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»