منشور حداقلی؟ مرتضی ملک

در این منشور مطلقا حرفی از دموکراسی نیست

انتشار منشور حداقلی تشکل‌های مستقل صنفی و مدنی با موجی از حمایت و شادی طیف های مختلف چپ و جمهوری خواهان و گروه های مختلف دموکراتیک روبرو شد .‌ از این طیف های سیاسی یک چنین برخورد مثبتی با ابتکارات جنبش داخل کشور دور از انتظار نبود. زیرا این منشور هم بلحاظ محتوایش و هم مبتکرانش و هم برآمده از متن جنبش داخل کشور برای جامعه سیاسی اپوزسیون دموکرات و آزادیخواه اتفاق خوب و مبارکی است.‌ در کنار این حمایت‌ها و استقبال کردنها انتقادها و سوالهایی، هم از سر دلسوزی و اصلاح و هم بدبینانه و منفی در باره محتوا و مفاد منشور و ترکیب و هویت واقعی امضا کنندگان مطرح شده که قابل تامل و بحث و بررسی هستند که انتظار میرود خود نویسندگان منشور یا علاقه مندان دیگر به انها پاسخ بدهند.

من هم بعنوان یک طرفدار جنبش های پیشرو اجتماعی ، از این ابتکار خوشحال شدم و چنانکه پیشتر ها در باره حرکتهای جنبش کارگری و بخصوص فرهنگیان نوشته ام ، امید زیادی به نقش هدایت گرایانه و فراگیر فرهنگیان دارم. و موقعیت ویژه آنها را در شرایط فقدان احزاب سیاسی بزرگ و سراسری ، با تسامح ، با نقش روحانیت و شبکه سراسری مساجد و نهاد های مذهبی مقایسه کرده ام که در انقلاب پنجاه و هفت داشتند. نهاد آموزش و پرورش و جامعه فرهنگیان شبکه بسیار وسیع و کارایی است برای ترویج و حتا سازماندهی فرهنگ ضد هژمونی و پیکار با دولت ایدئولوژیک و فرهنگ مسلط. اینجا هم در رابطه با این منشور و ترکیب نهادها پیداست نام شورای هماهنگی فرهنگیان نسبت به سایر نهادها برجستگی دارد.

اشاره کردم که انتقادات مختلفی از ناحیه موافقان و مخالفان منشور شده است که بعضی از آنها را باید خود نهادها ی امضا کننده جواب بدهند و بعضی ها مسایل عامی هستند که در عرصه همگانی میتوان در باره شان بحث کرد. مثلا این انتقاد که از میان بیست نام تشکل مدنی هشت تای آن هویت شناخته شده ندارند یا متکی به یکی دو نفر فعال بیشتر نیستند ، نکته ای است مربوط به خود امضا کنندگان که با اطلاعات دقیقتر باید توضیح بدهند تا مایه بدگمانی و بی اعتمادی نشوند. همینطور این انتقاد به شورای هماهنگی فرهنگیان هست که چرا خودش را در حد نهادهایی پایبن آورده که فعلیت و ظرفیت عینی و عملی ندادند.

اما در باره این انتقادات که چرا تشکل های صنفی مرزهای اساس نامه ای خود را زیر پا نهادند و مستقیم به حوزه سیاست وارد شده اند و نقش احزاب سیاسی و آلترناتیو های حکومتی را بر عهده گرفته اند می توان به بحث عمومی گذاشت. دیدگاهها و تجربیاتی در این زمینه وجود دارد که عبور از این مرزهای قرار دادی را مجاز می دانند ، و با تبصره شرایط انقلابی یا موقعیت های ویژه فقدان احزاب این مداخله ها را توجیح می کنند.‌ همین طور انتقادی هست در باره تناقض یا نوسان منشور میان انتخاب نقش نمایندگی یک جنبش مطالباتی و نیرویی که میخواهد در نقش دولت یا قانون گذار مجری چنین برنامه ای باشد . بیان منشور و نوع صورت بندی های مفاد و عبارات ان بگونه‌ای است که این هر دو جهت گیری متفاوت را القا میکند. اینهم نکته مهمی است برای مباحثه و رفع ابهام از منشور.

اما اشکال مهم یا کمبود بزرگی که من در منشور می ببنم این است که در ان مطلقا حرفی از دموکراسی نیست. در بند اول از آزادی ها نام برده میشود اما در تمام متن یک کلام از مقوله دموکراسی، دولت قانون مدار ، حق رای عمومی ، تشکیل مجالس نمایندگی و پارلمانی و تفکیک قوا نیست. منشور چند بار به صد سال مبارزه مردم ایران اشاره میکند که موفق به تحقق اهداف خود نشده اند اما ابدا اشاره نمی کند که یکی از محوری ترین خواست‌های این صد و خرده ای سال ، خواست دموکراسی، دولت قانون مدار، و مخلفات ان بوده است. این سکوت در باره دموکراسی و مردم سالاری در حالیست که منشور خیلی صریح از تشکیل شوراهای محلی و سراسری و حق عزل هر لحظه نمایندگان می‌نویسد. این هیچ نگفتن از نظام دموکراسی و آن برجسته کردن شوراها آنهم برای منشوری که نام حداقلی دارد ، قابل قبول نیست . ان منتقدینی که از این فرمول بندی به این نتیجه رسیدند که این منشور دنبال همان نوع دولت شورایی است که یک قرن تجربه شد و شکست خورد قضاوت پرتی نمی کنند. تاریخ این نوع دولت ها نه فقط نشان نداده که نمایندگان خاطی و بی صلاحیت عزل شده باشند بلکه اغلب بقایشان مادام العمر تضمین شده است. مصیبت بار تر از آن اینکه این دولتهای شورایی بدون تقسیم قوا ، سیستماتیک آن مواد خوب آزادی ها را بلعیده اند.

بسیاری از پشتیبانان این منشور ، بخصوص چپ هایی که خود را کمونیست و ارتدکس میدانند ، خیلی با عجله و با حرارت برای این منشور تبلیغ می کنند و بدنبال جمع اوری حمایت هستند . محرک اصلی شان هم به نظر من بیشتر این است که هر چه زودتر یک آلترناتیو چپ را در مقابل بدیل راست علم کنند. خوب با این روش بعید است که بار درست به مقصد برسد . فراموش نباید کرد اعتبار و قدرت نفوذ هر برنامه یا منشوری فقط به این نیست که یک مجموعه نیروی اجتماعی معتبر پشت ان را امضا کند. منشور باید متکی به منطق درونی خود چنان استوار باشد که بتواند از خود خوب دفاع کند . منشوری که از استحکام لازم برخوردار نباشد ، و نتواند از لحاظ تئوریک خود را توجیه کند و از بضاعت نیروی فکری و روشنفکری فقیر باشد در عرصه رقابت با حریفان خود ، سر بلند بیرون نمی اید .‌ در دوران انقلابی که تنور داغ است، عجله کردن و نان را به تنور زدن اشتباه نیست اما خمیر باید خوب عمل آمده باشد وگرنه درون همان تنور از هم وامیرود .

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»