زن زندگی آزادی، نگاهی گذرا به آنچه که اتفاق افتاد، حامد سَرو

چرا این گفتمان به این سرعت ساخته شد؟

بخش اول

زن، زندگی، آزادی؛ گفتمانی که از متن توده برآمد و به دل و ذهن نخبه‌ها و روشنفکران نشست، برخلاف انقلاب‌های سنتی و کلاسیک که روشنفکران در قامت گفتمان سازان و تولید کنندگان بودند و توده آن را مصرف میکرد، اینبار برعکس اتفاق افتاد و جامعه خلق گفتمان کرد و مورد استقبال الیت و روشنفکران قرار گرفت.

این یعنی متن جامعه خودش قادر به گفتمان سازی هست و گفتمان همیشه قرار نیست از بالا و در قشر نخبه ساخته و پرداخته شود، همچنین این حرکت نشان می‌دهد که فاصله‌ی مردم با روشنفکر به حداقل رسیده. دلایل متعددی برای کم شدن این فاصله وجود دارد که از جمله‌ی آنها میتوان به مواردی همچون توسعه‌ی فضای مجازی، دسترسی راحت به اطلاعات و اخبار و همچنین سیاسی شدن افراد جامعه اشاره کرد.

▫️انقلاب‌های دنیا اکثرا انقلاب‌هایی با پرچمداری روشنفکران و رهبرانِ به‌نام و سرشناس بوده است و وزن اصلی را آنها ایجاد و توده به اعتبار آنها انقلاب میکردند، اما در این انقلاب مشاهده می‌شود که توده علاوه بر آنکه آغازگر یک حرکت رادیکال است، میتواند رهبران را نیز به حرکت وادارد. توده هرچند دیگر به آن معنای قدیمی و سنتی خودش وجود ندارد و با ساز و کارهای دنیای جدید این توده تبدیل به شهروند شده، اما ماهیت آن همچنان قابل بحث است که بعد در مقاله‌ای به آن خواهم پرداخت.

اما چرا این گفتمان به این سرعت ساخته و پرداخته شد و تبدیل به شعار و شعور اصلی جنبش گردید؟ هر انقلابی برآمده از گفتمانی است که این گفتمان، مُعرفِ آن انقلاب می‌باشد یعنی ماهیت آن انقلاب در همان ایده‌ی ابتدایی و بهتر بگویم در ایده‌ی اصلی و بنیادین آن نهفته است.

«زن زندگی آزادی» دقیقا همان چیزی بود که جامعه به آن نیاز داشته و سالها دنبالش بوده، اما این کلید واژه و این سه گزینه را تا قبل از قتل حکومتی مهسا امینی در اختیار نداشته است. یعنی جامعه می‌دانسته چه چیز را نمیخواهد، اما نمی‌دانسته چه چیز را میخواهد و همین مسئله باعث سردرگمی در ایده و عمل گردیده.

با ظهور ایده‌ی «زن زندگی آزادی»، جامعه؛ آن گمگشته‌ی خود را پیدا کرده و فریاد کرده است. و این لحظه‌ را من لحظه‌ی ارشمیدوسی می‌نامم که بعد از کشف خود فریاد زد: یافتم، یافتم! جامعه نیز وقتی به این لحظه از کشفِ خود رسید با اشتیاقِ فراوان آن را بلند فریاد کرد.

حال چرا من این ایده یعنی «زن زندگی آزادی» را دقیق‌ترین و مناسبترین گفتمان نسبت به شرایط موجود و حال و هوای این دوره از تاریخ کشور میدانم؟ جواب مشخص است، جامعه سه چیز را در مقابل سه چیز دیگر طلب کرده، یا سه مولفه را در نفیِ سه مولفه‌ی دیگر به کار برده است تا خواست خود را محقق کند. “زن” در مقابل “مردسالاری” که مرام جمهوری اسلامی و از ارکان اصلی تبعیض و نابرابری ست. “زندگی” در برابر “مرگ اندیشی” که ایدئولوژی و فلسفه‌ی این نظام است و به نوعی به مرگ یا مفاهیم اینچنینی ارج می‌نهد و به واقع زندگی را در برابر مرگ کم ارزش جلوه می‌دهد و “آزادی” هم در مقابل “دیکتاتوری” قرار میگیرد.

هم‌نشینی این سه واژه و مفهوم کنار هم هرچند در ظاهر بسیار ساده می‌آید اما از فلسفه‌ای قابل توجه برخوردار است و هرکدام از این واژه ها را جابجا کنیم و واژه‌ای دیگر بجایش بگذاریم ماهیت آنرا تغییر داده‌ایم، زیرا این سه اصل درست‌ترین و دقیق‌ترین مفهوم را ساخته و یک خواست جمعی، ملی و مردمی را مطرح کرده که مناسب و متناسب با زیست کنونی افراد این جامعه می‌باشد.

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»