حمله به جمهوری اسلامی ایران یا حمله جمهوری اسلامی به ایران؟ فیروز محمودی

جامعه ما این روزها در تردید و حیرت از اعمالی  واپس گرا و حماقت آمیز فرورفته است. این نمایش تراژیک از هر جانب که سربراورده باشد دست مجموعه حاکمیت یا حداقل بخشهایی از آن را می توان در ان اشکارا مشاهده کرد.

“نمی دانیم کار چه کسانی است  و دنبال سرنخ هستیم” و خزعبلاتی اینچنین  هیچ انسانی با حداقل شعور را هم راضی نخواهد کرد و همگان به خوبی می دانند که نه تنها “سر نخ” که “میانه” و “ته نخ” را هم به خوبی می شناسند و اینکه خود را به نفهمی زده اند هم جای تعجب ندارد چون تقریبا در تمامی ماجراهای کوچک و بزرگ این نمایش تکرار می شود.

به دلایل فراوانی که این روزها گفته شده و همه می دانیم، مجموعه ای از تصمیم گیران کشور با این جنایات یا همراهند یا موافق و به خیال خام خود برای حفظ و تحکیم پایه های نظام از مسیر ایجاد رعب و وحشت تلاش می کنند.

وقتی به رفتارها و سیاستهای ج. ا.  در چهار دهه اخیر نگاه می کنیم به واقع این مدل از تصمیم گیری و سیاستگذاری را با فراز و نشیب در حدت و شدت به وضوح مشاهده می کنیم و هرچه درون حاکمیت از وجود افرادی نسبتا عاقلتر تهی شده این رفتارها شدت بیشتری پیدا کرده و امروز که  این اعمال در نقطه اوج خود  قرار دارند می توانیم حاکمیت را فاقد هر عقل سالم تصمیم سازی ببینیم.

این کار به  عمل معتادی می ماند که برای سرپا نگه داشتن خود هر روز مقدار بیشتری مواد مخدر مصرف می کند تا جوابگوی جسم در عطش خویش باشد غافل از اینکه هر روز بیشتر  و بیشتر خود را به نابودی نزدیک می کند و دیری نمی پاید که جسم بی جانش را در کنار خیابان خواهند یافت.

این اعمال اگر با تصمیمی متاثر از مشورت نفوذی های درون حاکمیت گرفته شده باشد می توان ان را حمله به ج. ا.  نامید و اگر عوامل نفوذ در آن نقشی نداشته  و اگاهانه از سوی تصمیم سازان در حاکمیت گرفته شده باشد جز حمله ج. ا.  به ایران نمی توان نامی بر ان نهاد و در هر دوصورت با تعلل در برخورد با این جنایات، این حاکمیت ج. ا.  است که به شدت در حال خودزنی است و باید دید تا چه زمانی در برابر این ضربات می تواند مقاومت کند.

سحام نیوز