تأثیرگذاری اپوزسیون در جنبش، حامد سَرو

برای ما مردم نتیجه‌گرا، خروجی حرکت مهم است

نوشته‌ام را با یک سوال آغاز میکنم؛ آیا اپوزسیون تاثیری در روند جنبش کنونی دارد یا نه؟ اپوزسیون کنونی ایران را من جریانی متفرق، مبهم، نامنظم و بدون تشکیلات می‌بینم و این اپوزسیون فاقد مولفه‌های اولیه‌ی ایجاد یک جریان قوی برای مقابله با یک حکومت مستقر که دارای سازمان و نهادهای مختلف و متعدد است می‌باشد.

باید گفت در دو جناح یعنی پوزیسیون که جناح حاکم است در مقابل اپوزسیون که جریان مخالف می‌باشد، این پوزیسیون است که در حال حاضر دست بالا را دارد، هرچند دارای خلاقیت و ابتکار عمل نیست و چهره‌ی جهانی‌اش خدشه دار گشته اما همچنان از ساز و کارهایی برخوردار است که تا حد زیادی توانسته اقدامات جریان مقابل را با تخریب، لابی‌گری، صرف هرینه و ایجاد پروپاگاندا منحرف و یا کم اثر کند.

ما چه خوشمان بیاید و یا نیاید باید بپذیریم که دستگاه جمهوری اسلامی همچنان کار می‌کند و همچنان قادر است که حرکت‌های مخالفان را خنثی و با سرکوب، حداقل به صورت مقطعی متوقف کند.

درست است که عمر اپوزسیون به عمر جمهوری اسلامی است، اما نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی۴۴ سال سابقه‌ی کارکرد سیاسی و اجرایی و عملی دارد، در مقابل اپوزسیونی که در این ۴۴ سال، بیشتر دست به تئوری پردازی و طرح راه‌کارهای عملی برای عبور از نظام زده است. حتی دستاوردهای اخیر اپوزسیون را برخی ناچیز و بی اثر تعبیر می‌کنند و از اقداماتی همچون دیدار با سران دولت‌های خارجی و یا برگزاری آکسیون‌های متعدد در نقاط مختلف جهان را بیشتر حرکت‌های نمایشی برای وزن پیدا کردن و جلب توجه و همچنین از سر استیصال می‌دانند.

هرچند من تا حدودی موافق جلب توجه سیاستمداران جهان به اتفاقات و شرایط داخل کشور هستم، اما فعالیت اصلی و اثرگذار اپوزسیون را در جبهه‌ای دیگر می‌بینم که باید تقویت شود.

من اگر بخواهم اسم یا لقبی برای اپوزسیون انتخاب بکنم، اسمش را می‌گذارم اپوزسیون یک دقیقه‌ای! یعنی موضع‌گیری، سخنرانی و یا صحبت یک شخصیت و یا جریان اپوزسیون تنها می‌تواند یک دقیقه اعتبار داشته باشد و بعد از آن، با بمباران خبری و تعدد اتفاقات و رویدادهای کشور حرکت اپوزسیون در آن مقطع، کاملا به حاشیه می‌رود.

البته یک دقیقه که عنوان کردم منظور زمان کوتاه آن است، نه یک دقیقه که ۶٠ ثانیه می‌باشد. به مثال‌هایی که همین اواخر اتفاق افتاده و حرکتش فورا از اذهان دور شده اشاره‌ای می‌کنم
١_کمپین وکالت
٢_ نشست دانشگاه جورج تاون
٣_ کارزار قرار دادن سپاه در لیست تروریستی
۴_ نشست مونیخ

بهرحال اپوزسیون با اینگونه حرکت‌های متعدد و بی نتیجه و با حضور حداقلی جریانات مختلف سیاسی، نه تنها باعث جذب پایگاه نمی‌شود بلکه همان پایگاه قبلی هم از دست می‌رود چون مردم نمی‌توانند به شخصیت‌هایی تکیه کنند که حرف یا اَکتشان بعد از مدتی کوتاه مثل برف آب می‌شود و نشست‌ها و ائتلافشان بی اثر و بی نتیجه است. روانشناسی جامعه به ما می‌گوید که ما مردمی نتیجه‌گرا هستیم و بیشتر از اینکه چگونگی یک مسئله برایمان حائز اهمیت باشد، خروجی و نتیجه‌ی آن مهم است و حرکتی که سرانجام و نتیجه‌ای نداشته باشد نمی‌تواند ما را راضی کند.

من فکر می‌کنم که اپوزسیون کمی در عمل و اقداماتش عقب هست و خیلی از این کارهایی که امروز انجام می‌دهد را باید سالها پیش انجام می‌داد و به نوعی از این مرحله گذر می‌کرد. اما چون در فضای واقعی و تا این حد جدی با رژیم مواجه نشده بود، بی تجربگی‌اش در این پیکار کاملا نمایان شد. برعکس رژیم که تجربه‌ی زیادی در سرشاخ شدن و کشتی گرفتن با مخالفان و به قول خودش معاندانش دارد.

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»