هزار و چهارصدویک با همه شیرینی و تلخی هایش تمام شد. شاید بتوان گفت سال ۱۴۰۱یکی از تلخ ترین و خاص ترین سالهای دست کم پس از انقلاب باشد. ۱۴۰۱ آغازش با خوش بینی نسبی به توافق هسته ای آغاز شد اما پایانش با فشارهای خردکننده اقتصادی سیاسی اجتماعی شکل به اتمام رسید.
هزاروچهارصد ویک از لحاظ تورم بخصوص در بخش خوراکی ها بالاترین نرخ تورم را از بعد از جنگ جهانی دوم به ثبت رساند. هزاروچهارصدویک سال رکودشکنی قیمتها بود از دلار و ملک و طلا تا ماشین و گوشت همه رکورد تاریخی قیمتی خود را شکستند.
سال هزاروچهارصدویک سال از دست دادن آخرین فرصتها برای رفع تحریمهای خردکننده اقتصادی علیه کشور بود همان فرصتی که با ضعف تیم هسته ای، آخرین پیشنهاد غرب در مرداد ماه را از دست داد.
هزاروچهارصدویک با شعار« زن ،زندگی، آزادی» گره خورده است. اگر در روزگاری از ما بپرسند دختران و زنان ایران زمین در کدامین سال بیشترین تلاش را در چارچوب یک جنبش اجتماعی سیاسی انجام دادند قطعا سال هزارو چهارصد و یک را نام می بریم.
در این سال تمامی جریانهای سیاسی مشت های خود را باز کردند و هر جریانی در برابر جنبشی که با کشته شدن مهسا امینی آغاز شد نظر خویش را ابراز کرد.
برخی کاملا بسمت روایت رسمی حاکمیت حرکت کردند و با نظرات مردم حاضر در خیابان کاملا فاصله گرفتند و برخی سعی کردند در میانه بایستند و هنوز کورسویی به اصلاح داشته باشند و برخی رهبران سیاسی کاملا از ساختار حاکم عبور کردند.
هزاروچهارصدویک، دولت رییسی را روی ترازو برد تا آن را در ابعاد مختلف ارزیابی کند. دولت رییسی در سال هزاروچهارصدویک نشان از یکی از کم وزن ترین و ضعیف ترین و ناکارآمدترین دولت های ایران در بعد اجرایی را در تاریخ معاصر از خود نشان داد.
دولت رییسی از نظر اقتصادی تصویری کاملا شکست خورده را از خود نمایان ساخت و از نظر سیاسی و اجتماعی با مواضعش در مورد چگونگی برخورد با مردم حاضر در خیابان و اعمال یکی از شدیدترین فیلترینگ ها تمام وعده های انتخابیش را پودر کرد!.
سال هزاروچهارصدویک سال بچه های اواخر دهه هفتاد و بچه های دهه هشتاد بود. نسل دهه هشتادی اگرچه هزینه انسانی بالایی داد و درد و سختی بالایی کشید اما توانست بخشی از خواست هایش را به ساختارحاکم تحمیل کند.
ندیدن ون های گاه خوفناک گشت ارشاد در پنج ماه اخیر نشان از بهای انسانی بزرگی بود که دختران وزنان دهه هفتادی و هشتادی دادند. شاید برای اولین بار در تاریخ سیاسی اجتماعی ایران بود که اولین بخش از یک شعار فراگیر داخلی با واژه مهم زن آغاز میشد.
سال هزاروچهارصدویک سال بازماندن بحرانها و انتقال آن به سال بعد است. در این سال اگرچه جنبش پسامهسا از فاز خیابانی خارج شد اما پرونده آن همچنان باز ماند. تورم اگرچه بصورت شعاری امید کنترلش داده شد ولی هنوز قیمتها بخصوص در بخش خوراکی با سرعت بالا میتازند.
در حوزه اجتماعی ارتباطی اگرچه وعده برداشتن فیلترینگ در صورت ارامتر شدن فضای سیاسی کشور داده شد اما هیچ عملی در جهت رفع فیلترینگ رخ نداد. سال هزارو چهارصد ویک سال بیم و امید بود! سالی که دو سه ماه آخرش با حمله به مدارس بخصوص مدارس دخترانه آنهم با ماده ای خطرناک و ناشناخته همه را در شوک و حیرت فرو برد. چنین اقدامی علیه مدارس آنهم بایک ماده ناشناخته آسیب زا و آن هم با این گستردگی از زمان مشروطه تاکنون دیده نشده بود.
برخی هنوز امیدوار مانده اند تا در سال اتی نتیجه تحولات جنبش پسامهسا را ببینند و بسیاری با ترس از تورم ادامه دار درسال آتی درحال به پایان رساندن سال هزاروچهارصدویک هستند.
سال هزاروچهارصدویک، غیرقابل فراموشیست چراکه آنقدر بحران برسر کشور سنگینی میکرد که گاه آدم فراموش میکند که این سال به پایان خود رسیده است.
تنها خبر نسبتا مثبت سال هزاروچهارصدویک بهبود روابط دو کشور قدرتمند خاورمیانه بود.
برقراری رابطه با عربستان اگرچه پیام مثبت به بازارهاداد اما این پیام هم منتقل کرد که چقدر خبرهای مثبت در عرصه سیاست خارجی میتواند بر اقتصاد داخلی موثر باشد.
رابطه با عربستان بسمت بهبودی حرکت میکند
اما اگر این رابطه بدون گره گشایی در روند مذاکرات هسته ای باشد چندان آورده بزرگی برای ایران نخواهد آورد. اگرچه حامیان گرفتن سفارت سعودی امروز در خوشحالی بهبود روابط با سعودی بسرمیبرند اما آنها نباید فراموش کنند که تاثیر اصلی برای بهبود تنها با حل بحران هسته ای ایران رخ خواهد داد.
هزارو چهارصد ویک درحالی تمام میشود که هنوز دلهره تورم بیشتر و ضعفهای دولت حاکم در حل بحرانهای مختلف طبقات مختلف جامعه بخصوص طبقات ضعیف و متوسط را می آزارد.
کانال دیپلماسی