ایران ورق خورده و سیاستمداران در حاشیه اند
تاریخ ایران در حال ورق خوردن و رفتن به زیست جهانی نوین است. درحالی که سیاستمداران وحاکمیت در پیرامون و حاشیه در باتلاق ذهنی خود گرفتار و در این کهنه اندیشه ها و صندوقچه ی گرد و غبار نشسته ی تجربه هایش بدنبال برون رفت می گردد.
این نسل هیچ توجهی به تصمیمات و اقدامات حاشیه نشینان و حاکمان در جهان پیرامون خویش ندارد ، این نسل بر یکدیگر عشق می ورزند، بدون هیچ ارزش و آرمان های دینی و ایدئولوژی پیوند های درونی و ذهنی عمیقی با یکدیگر دارند.
این نسل کنش سیاسی نیاموخته ، اما گویی خوب میداند که چگونه یکدیگر را پیدا کنند. برخلاف تمامی جریان های سیاسی جهان پیرامون این نسل ، آنچه ایرانشهری ها،جمهوری خواهان ،ابتذال شری ها،سلطنت طلب ها و…. بدنبال هژمونی اندیشه خود در جامعه هستند ، نسل امروز ما هیچ وقع و توجهی به این جماعت نداشته و معتقدم در توصیف این نسل تا آنجا می توان پیش رفت که مطمئن بود بدنبال هیچ اتوپیا و آرمان شهری نمی باشند .آنها باورهای خود را زیست میکنند این نسل آینده را در حال خلاصه کرده و با خود دارد ، این نسل چیزی نمی خواهد بلکه هر چه هست و خواهد شد را در خود و با خود دارد .به گونه ای که او با آینده اش درآمیخته و فردایی در ذهن اش وجود نداشته و در حال چشیدن هرچه میخواهد.
زمینی که در درونش پرورش یافته را بیگانه میبیند، گویی این نسل زاییده ی جهان وطنی است، نه در منجلاب ایدئولوژی گرفتار است و نه مسخ در اندیشه های ملی گرایی،قومیت گرایی،دموکراسی و ….
این نسل اساسا” سیاسی نیست ،کنش این نسل، یافتن و پیوند با دیگری است پیوندی بین الاذهانی زیست مطلوبی که خواست خود و دیگری را حاضر میبیند ،این نسل نه در حال شدن بلکه بودگی و گشودگی اش را منتقل میکند، این نسل بینگ بنگ ظهور یک رخداد است که امروز بر ما ظاهر شده است.
سلمان موسوی