ولین خطابه آیت الله خامنه ای در سال جدید نوعی از تحکم مطلق در برابر تغییر و تحول بنیادین در قانون اساسی و ساختارها بود و آن را “حرف بیگانه ها” و “همان حرف دشمن ها” قلمداد کرد که “عنصر داخلی گاهی از روی غفلت، از روی بی توجهی، گاهی هم با انگیزه های دیگر آن حرف را تکرار می کند” و “هدف دشمن را تبدیل مردم سالاری اسلامی به یک حکومت باب میل استکبار” ارزیابی کرد.
به وضوح مشخص است که این یک تحلیل نیست، با واقعیت ها و رخدادهای چندساله و بخصوص چند ماه اخیر همخوانی ندارد، بلکه در سلک “تئوری توطئه” جای می گیرد که تلاشی برای اقناع “مخاطب آشنا” و همچنین خط و نشانی برای “مخاطب خاص” است.
با تعبیر و تعریف رهبری از تغییر و تحول باید گفت که اساساً هیچ تغییر خاصی اتفاق نخواهد افتاد و همچنان مردم از دریافت حقیقت و رسیدن به مطلوب خود عاجز هستند و می بایست برای آنان تصمیم گیری شود، نخبگان و سیاسیون هم اگر تحلیل و نظری دارند باید در چارچوب منویات رهبری باشد وگرنه “بیگانه” و “دشمن” خوانده می شوند.
پس از اتفاقات ۸۸ رهبری از نظام نو و کهنه و پیر شدن نظام اسلامی سخن گفتند که ” با توجه به دگرگونی اوضاع و شرایط، ممکن است مهندسی، ساز و کارها، سیاستها و نظامهایی که برای ایجاد جامعه اسلامی، پیشبینی شده، کهنه شود و کارآیی خود را از دست بدهد که در این صورت، تغییر و نو کردن آنها، هیچگونه ایرادی ندارد” و به دستور آیت الله خمینی مبنی بر “حذف پست نخست وزیری از ساختار قوه مجریه” شاهد مثال آوردند و آین نظر را ” از موارد تغییر ساز و کار و مهندسی کلی نظام برای تحقق آرمانها برشمردند” و خود وی هم نظری دادند که “اگر روزی در آینده احتمالا دور، احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی وجود ندارد” و می توان انتخاب رئیس جمهور را از انتخاب مستقیم مردم حذف و به پارلمان سپرد.
بستن راه اصلاح و اصرار بر نظری خاص که از “تئوری توطئه” بر می خیزد و دشمن و بیگانه نامیدن دیگران و تغییرات نظری رهبری در گذشته و حال، تناقض درونی دارد و منطقی است خودشکن که در همان حال که ارائه می شود؛ خود را نقض می کند.
مگر در ناصیه نظام جمهوری اسلامی حک شده است که تا ابد الدهر همین باشد و مردم معزول باشند، چگونه می توان به همین راحتی افکار عمومی و عاملیت مردم را نادیده انگاشت و حق تغییر خواهی و تحول خواهی و اصلاحات ساختاری و حتی تغییر نظام را چنانچه مردم بخواهند؛ از نظر دور داشت و حال آنکه برای تغییرات لازم و ضروری در قانون اساسی هم تدابیر لازم در این زمینه پیشبینی شده است.
سخنان آیت الله خمینی در بهشت زهرا فراموش نمی شود که به درستی اشاره کردند “به چه حقی ملت ۵۰ سال پیش سرنوشت ملت بعد را تعیین میکند؟! / در صد یا صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی، یک سرنوشتی و اختیاری داشته، او اختیار ماها را نداشته که یک سلطانی را بر ما مسلط کند/ مگر پدرهای ما، ولی ما هستند که در ۸۰ یا ۱۰۰ سال پیش از این سرنوشت ما را تعیین کنند… حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشت ما دست خودمان باشد”
آیت الله خامنه ای در همین خطابه ابتدای سال جدید اشاره به افکار عمومی کردند که “مسائل اساسی باید با افکار عمومی مطرح بشود، افکار عمومی با نیازهای اساسی آشنا بشوند؛ [اینگونه] اندیشهها فعّال خواهد شد. اندیشههای نو، جوانهای صاحب فکر دربارهی مسائل مهمّی که با افکار عمومی مطرح میشود، فعّال میشوند، آن را به نصاب لازم میرسانند”
بهتر است به افکار عمومی مراجعه کنیم و همانطور که مهندس میرحسین موسوی اشاره کردند؛ “در مورد ضرورت تغییر یا تدوین قانون اساسی جدید به افکار عمومی از راه همه پرسی آزاد و سالم رجوع شود و در صورت پاسخ مثبت مردم، مجلس موسسان از طریق انتخاباتی آزاد و منصفانه تشکیل شود و سپس متن مصوب آن مجلس به منظور استقرار نظامی مبتنی بر حاکمیت قانون و مطابق باموازین حقوق انسانی و برخاسته از اراده مردم به رفراندوم گذاشته شود”
کانال نویسنده