ما بیشتر از هر زمانی نیاز به برخورد «واقع‌بینانه» و «مسئولانه» با مسئله گذار هستیم، رضا علیجانی

همایش بررسی واقعیت‌های گذار به فردای ایران (پاریس-۲۷-اسفند)

دوگانه «اصلاح یا انقلاب» دیگر در علوم سیاسی کهنه شده است و گذار تحول‌طلبانه تجربه پر شمارتری در نیم قرن اخیر در جهان است که حکومتهای اصلاح ناپذیر با تکیه بر جنبشهای اجتماعی مختلف، اعتراضات، نافرمانی مدنی و … نهایتا به تسلیم واداشته میشوند (نه از طریق تغییرات درون حکومت و یا مداخلات خارجی).

بخشی از گذار تحول‌طلبانه دست کنشگران سیاسی و مدنی است بخش مهمتری اما دست خود حکومت است که آیا نهایتا میخواهد تسلیم خواست اکثریت مردم‌اش بشود و یا میخواهد تا آخر بایستد؟

من هر چند بدبین هستم که ج.ا (که در برابر خارجی‌ها نرمش قهرمانانه میکند و جام زهر بالا میکشد)، در برابر مردمش، ولو در وضعیت تغییر تناسب قوا، همین کار را بکند، ولی باز نسخه ترجیحی (نه نسخه مطلقی) که بدان میاندیشم گذار تحول‌طلبانه است که هم به نفع مردمان و هم به نفع مملکت ایران است. عقل عملی هم حکم میکند گره را اول بادست باز کرد و بعد با دندان.

با توجه به تجربه شکست خورده بسیاری از گذارها ما باید هم گذار و هم پس از آن را در افق دیدمان داشته باشیم. بر این اساس ما نیاز به تمرین «تجمیع» برای گذار و تمرین «تکثر» برای پس از گذار هستیم. همسویی و همراهی گسترده عملی الزاما به معنای «ائتلاف» نیست.

قرائت فاشیستی از تمام نحله‌های فکری امکان‌پذیر است، اعم از مذهبی، سلطنتی، ملی، چپ و… . همه این گرایشات مستعد پرورش بذرهای فاشیستی در درون‌شان هستند، البته همه‌شان، به اندازه های مختلف، مستعد رویش بذرهای دموکراتیک هم در خودشان هستند و اینکه بخشهای افراطی‌شان را به حاشیه برانند.

نیروهای مختلف با یکدیگر کم و از راه دور گفتگو کرده‌ایم؛ مذهبی و غیرمذهبی، مرکز و پیرامون، جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه، جنبش زنان با بقیه، جمهوریخواهان با فدرالیست‌ها، آنها با بقیه و… . در این میان به جز اقلیتی که به دنبال منافع شخصی و یا به قدرت رسیدن فردی هستند اکثر طرفداران این گرایشات تفاوت زاویه دید دارند و یا دچار اشتباه تحلیل و محاسبه، به خصوص نسبت به دیگری هستند.

نیروهای مرکزگرا و اتنیکی باید با یکدیگر گفتگو کنند و دغدغه‌های همدیگر را درک کنند تا دچار یک‌جانبه‌نگری نباشند.

یک مرد ممکن است خیلی از مسائل زنان را به طور وجودی لمس و درک نکند. همانطور که یک فرد مرکزنشین، فارس و شیعه دچار همین نقصان است. همانطور که ممکن است برخی هویت‌گرایان قومی نیز برخی مسائل را در حاشیه قرار دهند که برای دیگران چنین نباشد.

رفتارهایی از سوی طرفداران برخی نیروهای سیاسی اتفاق می‌افتد که دیگران را به حق نگران میکند. همچنین تفاوت بین حرف و عمل بنا به سوابق تاریخی پیشین می‌تواند نگرانی‌زا باشد.

منِ ملی-مذهبی باید دغدغه کسی که از تعبیر «مذهبی» در جریان من نگران است را درک و حل بکنم.

نسل قبل از من تربیت شده جبهه ملی بودند و دید جبهه‌ای داشتند. نسل من نسل تربیت سازمانی هستیم که بیشتر به دنبال مرزبندی با دیگران است. من نگاه و منش جبهه‌ای را از مهندس سحابی آموختم که بیشتر بدنبال مخرج مشترک گرفتن بود تا مرزبندی.

آرزواندیشانه میگویم در این میزگرد جای یک صندلی خالی است؛ آدمهای واقع‌‌بین درون نظام که روزی حاضر باشند با بقیه روی«نجات ایران» وارد گفتگو شوند. بچه‌های جبهه و جنگ زیادی هستند که اینطور می‌اندیشند و اعتبار و نفوذشان هم در بدنه سپاه بیشتر از شارلاتان‌هایی است که خامنه ای بالای سپاه گماشته است.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»