تکوین دلادل سیاست خیابانی و جبهه نجات ملی ایران، گفت‌وگو با کیوان صمیمی

من این جنبش و حرکت را طولانی‌مدت می‌بینم

کل این خیزش که نامش را باید خیزش مهسا یا خیزش «زن، زندگی، آزادی» بگذاریم همین‌طور که گفتید زمینه‌های آن فراهم بود و زیرپوست شهر غل‌غل می‌کرد. چون به نظر من جامعه و فضای کشور سال‌هاست فضای جنبشی است و در سال‌های ۹۶ و ۹۸ همان‌طور که اشاره کردید به مناسبت‌هایی خود را نشان داد. پس از سال ۹۸ به خاطر کرونا و مسائل این‌چنینی نمودی علنی نداشت، ولی وقتی هم کرونا به‌صورت کلی فروکش کرد و هم مسائل اقتصادی و فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بیشتر شد، قابل انتظار بود.

یک تأثیر منفی تلویزیون‌های فارسی‌زبان خارج کشور این بود که وعده‌های پوچ می‌دادند؛ مانند اینکه دیگر در آخر کار هستیم، ۱۶ آذر حکومت رفتنی هستند، ۲۲ بهمن رفتنی است و از این قبیل حرف‌ها که تأثیرات منفی خودش را داشته و دارد و یک لایه از ناامیدی را زمانی که این اتفاقات نیفتاد -و به نظر من به این زودی هم نخواهد افتاد– بر فضای اجتماعی حاکم کرد. فشارهای زیادی از طرف دولت‌های امریکا و اروپا در جهت منافع خودشان وارد شد، اما به نظر من مهم‌تر از این فشارها، اقدامات نهادهای مدنی و نهادهای انتخابی این کشورها مانند پارلمان‌ها بود که وقتی به مرز دولت‌هایشان وارد شد، از آنجا که دولت‌ها دنبال منافع خود هستند، توقفی ایجاد شد. به نظر من دولت‌های اروپایی حتی امریکا خواهان رفتن جمهوری اسلامی به این شیوه‌ها و این‌چنین نیستند، فشارهایشان اغلب برای گرفتن امتیاز بیشتر چه در مذاکرات برجام و مخصوصاً در مورد منطقه است.

با این روندی که پیش آمد می‌رسیم به همین رهبرسازی که از خارج از کشور شروع شده است. از طرفی می‌توان گفت شاید برخی جناح‌های خارج و برخی دولت‌ها در این موضوع جدی باشند، کما اینکه آقای پهلوی را دعوت می‌کنند که به کنفرانس مونیخ برود. از سویی به نظر من وضع موجود حاصل کم‌کاری نیروهای داخلی است که در نتیجه آن، رضا پهلوی زمینه جولان دادن را پیدا می‌کند. در این مورد از جوانان پرشور اما غیرسیاسی که پرسیده می‌شود می‌گویند اگر او نباشد پس چه کسی؟ چون واقعاً این جوانان اطلاعات سیاسی‌شان کم است و طبیعی هم هست؛ فشارهای امنیتی که در داخل کشور هست اجازه نداده که این جوانان شناختی پیدا کنند.

من این جنبش و حرکت را طولانی‌مدت می‌بینم و بنابراین این فرصت هست که حرکت‌های داخل از خلال جبهه‌ها یا نیروهای داخل خودشان را نشان دهند. کما اینکه در دو سه هفته اخیر می‌بینیم که علاوه بر آقای میرحسین موسوی و آقای خاتمی با همان ادبیات خاص خودشان حمایت‌هایی از بیانیه میرحسین هم از درون زندان و بیرون از زندان شد و به‌خصوص این منشور اخیر که تشکل‌های کارگری و صنفی در روزهای اخیر منتشر کردند، تدریجاً از داخل ظرفیت‌ها را نشان می‌دهد و همین سیاق که ادامه پیدا کند و ادامه پیدا خواهد کرد، آن موضع‌گیری‌های رهبری‌طلبانه و شبه‌ائتلافی که در خارج از کشور اعلام شده را کمرنگ و به داخل منتقل خواهد کرد.

در یک فرآیند دموکراتیک نیروهای راست خارج از کشور با هر عقیده‌ای اعم از نیروهایی که علاقه‌ای به نظام پادشاهی گذشته دارند ولی دموکراتیک برخورد می‌کنند، می‌توانند در این حرکت جبهه‌ای که در داخل شکل خواهد گرفت، به ‌قدر وزنشان شرکت داشته باشند؛ بنابراین گفت‌وگوهایی درخواهد گرفت، انتقادهایی خواهد شد و برنامه‌هایی از همه نیروهای جبهه‌ای خواسته خواهد شد که بر اساس آن برنامه‌ها و عمق تحلیل‌ها و حرف‌هایشان و بر اساس خرد جمعی عمومی، احتمالاً همه نیروها حضور خواهند داشت. کار ایران جز با مشارکت همگانی هرچه بیشتر، حتی اصولگرایان ناراضی حل نخواهد شد. گستره این جبهه هر چه بیشتر باشد و هرچه در فرآیندها، این فرش بیشتر پا بخورد و آب‌دیده‌تر شود آن جبهه مؤثرتر خواهد بود.

منبع:‌ چشم‌انداز ایران شماره ۱۳۸

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»