لیلا یا برادرانِ لیلا؟! حامد سَرو

فیلم برادران لیلا از چند جهت قابل توجه است، فارغ از تحلیل‌های سیاسی که از فیلم می‌شود، من این اثر را بسیار نمادین دیدم و شاید بتوان گفت نمادین‌ترین فیلمی که در دوره‌ی جمهوری اسلامی ساخته شده همین فیلم است. به نظر من بعد از «قیصر» فیلم فاخر مسعود کیمیایی که فیلمی با نمادهای قوی ارائه داد و همچنان صحبت کردن از این اثر و بررسی نمادها و نشانه‌هایش مخاطب را به وجد می‌آورد، برادران لیلا با تمام کمی و کاستی‌ها و محدودیت‌های در تولید و فیلمسازی، اثری قابل توجه است.

نمادها؛
پدر؛ نماد یک فرد سنتی، متوهم، لجباز، دیکتاتور مآب، جاه طلب علیرغم عدم شایستگی.
مادر؛ نماد زنِ سنتی، منفعل، زن‌ستیز، بی اختیار و بی اراده.
لیلا؛ نماد زنِ ساختارشکن و سنت‌شکن، ریسک‌پذیر، متعهد، متفکر، جسور.
برادران؛ منفعل، بی اعتماد به نفس، ترسو، نماد اکثریت جامعه که مدام درحال درجا زدن و عقب‌گرد هستند و هرچه می‌دوند، نمی‌رسند.
کلیت فیلم حکایت از پوست اندازی جامعه دارد، ساختارِ فرسوده‌ای که دیگر قابل ترمیم نیست و برای ورود آنچه که نو و تازه است باید دست به اقدام زد، هرچند که این عبور دشوار و دلهره آور است و به لیلا که نماد پیشتازی و پیش‌قدم شدن در این تغییر و تحول است، بی اعتمادی وجود دارد و در جاهایی از فیلم حرکاتش تقبیح و مورد انتقاد قرار می‌گیرد، اما وی همچنان برای تغییر مصمم است.
محافظه کاری در لایه‌های عمیق جامعه مخصوصا جوامع سنتی وجود دارد و این تغییرِ رویه با اما و اگرها، با اضطراب‌ها و ترس‌ها مواجه است.
بی اعتمادی به تحول خواهان و کسانی که با روایات موجود و ساختار مستقر همسو نیستند زیان‌بار است و تبعات آن دامن کلیه‌ی جامعه را میگیرد.

در اثر گذر زمان، جوامع سنتی، بخصوص جوامعی که پتانسیل تغییر درشان وجود دارد، تغییر می‌کنند. اگر با اتکای به رهبران انقلابی نشود، با مرگ رهبران ارتجاعی قطعا خواهد شد و نسلی که پدید می‌آید، کوچکترین پیوندی با نسل‌های گذشته نخواهد داشت و با تغییر در ایده و آرمان، جهانش را خودش می‌سازد.

لیلا همان رهبری ست که جامعه پُشتش نمی‌ایستد و اعتماد نمی‌کند، خب هزینه‌اش را هم می‌پردازد، به گوش ارتجاع سیلی میزند، و چنان در این حرکت قاطع است که گویی انتقام تمام نسل‌هایی که به دست ارتجاع و خودکامگی نابود شدند را می‌گیرد. اما مرگ پدر به اجبار هم که شده راه تغییرات را می‌گشاید و نسل آینده را به تغییرات فرا میخواند.

عدم اعتماد به تغییر برای نسل‌هایی که تغییرات بزرگ را ندیده‌اند و شاهد روندِ کندِ تغییرات اجتماعی و سیاسی بوده‌اند امری ست طبیعی، چرا که در ذهن جامعه‌ی محافظه کار، تغییر به مثابه‌ی از دست رفتن داشته‌هاست و تلاش در این مسیر تلاشی برای کشف و نیل به ناشناخته‌ها می‌باشد، ناشناخته‌ها هم خب همیشه ترس بدنبال داشته‌اند.

اگر همچنان قشر خاکستری جامعه از تغییرات گریزان است دلیلش عدم شناسایی و درک درست از آینده است، هرچند تا حدی این ترس‌ها قابل پذیرش هستند، اما صرفا اندیشیدن به ترس، نه تنها ماندن در همان وضعیت را در پی دارد، چه بسا باعث عقب رفتن نیز بشود.

برادران لیلا نزدیکترین فیلم به جامعه‌ی ایران است، برای همین مورد اقبال عمومی و توجه ویژه‌ی مخاطبان قرار می‌گیرد.
جامعه‌ی کنونی ما بیشتر از برادرانِ لیلا، به خودِ لیلا نیازمند است. و اگر از حق نگذریم در اعتراضات اخیر که بنام انقلاب یاد میشود، لیلاهای زیادی را دیدیم که عصیان کردند، جنگیدند، چشم‌های زیبا و جان‌های شیفته‌شان را از دست دادند فقط برای اینکه به قدرتِ حاکمه سیلی بزنند و بگویند که این بیشه، همچنان شیر می‌زاید و دیر نیست و دور نیست روزی که بر جسدِ بی جان و متعفنِ ارتجاع، لباس شادی بپوشند و بخندند و برقصند.

کانال نویسنده