محکوم به شکست بودن موج جدید حجاب اجباری، جعفر نکونام

شواهدی نشان می‌دهد، موج بی‌حجابی کنونی تا آنجا پیش خواهد رفت که یا حکومت دینی را به عقب‌نشینی وادارد و یا آن را به فروپاشی بکشاند.
برخی از مهم‌ترین شواهد مذکور به قراری است که در این یادداشت می‌آید.

۱- مخالفت عمومی با حجاب اجباری
در ابتدای انقلاب ۵۷ نیز بی حجابی ارمغانی رژیم گذشته وجود داشت. منتها حکومت دینی توانست بر سر زنان حجاب بکشد؛ اما امروزه نخواهد توانست دوباره بر سر زنان حجاب بکشد؛ چون در ابتدای انقلاب، حکومت دینی از حمایت اکثریت مردم برخوردار بود و تودۀ مردم امیدوار بودند، حکومت دینی شرایط بهتری برایشان فراهم سازد؛ لذا با ایثارگری با تمام مشکلات نظیر جنگ هشت‌ساله و تحریم اقتصادی کنار آمدند؛ اما اکنون نه تنها امیدهای مردم نسبت به بهبودی وضعیت کشور از بین رفته و اعتمادشان از حکومت دینی سلب شده است، بلکه از آن دلزده و سرخورده و متنفر شدند؛ به همین رو، جز عوامل حکومتی و اقلیت متعصبان مذهبی از حکومت دینی و اقدامات آن حمایت نمی‌کنند؛ بلکه از هر بهانه‌ای مثل مرگ مهسا امینی برای اعلان تنفر و اعتراض خودشان نسبت به حکومت دینی بهره‌برداری می‌نمایند.

۲- تغییر علایق و ارزش‌ها و افکار اجتماعی
در اوایل انقلاب ۵۷ ارزش‌ها و افکار مذهبی نزد توده مردم در اوج اقتدار خود بود و لذا روحانیون نفوذ و منزلت بالایی در میان تودۀ مردم داشتند؛ ولی اکنون روحانیون مورد نفرت جامعه واقع شدند و به جای آنان، هنرمندان و ورزشکاران از نفوذ و منزلت بالایی برخوردار شدند. هنرمندان و ورزشکاران نیز نسبت به حکومت دینی معترض‌اند و لذا به مقابله با حکومت دینی روی آوردند؛ برای مثال برخی از هنرپیشگان زن حجاب از سر برگرفتند و طبیعی است که مقابله حکومت دینی با اکثریت مردمی که مخالف آن هستند، هرگز با توفیق همراه نخواهد بود.

۳- نفرت‌آفرینی تعاملات عوامل حکومتی با بی‌حجابی
رفتار آمیخته با تحکم و تهدید و ضرب و جرح و جریمه و زندان و بستن مغازه‌ها و اخراج از کار و ممنوع الخروج کردن و محروم‌سازی از حقوق اجتماعی نه تنها در میان کسانی که با آن مبتلا می‌شوند، بلکه در میان کسانی که چنین صحنه‌هایی را تماشا می‌کنند و یا اخبار آن را می‌خوانند و می‌شنوند، حتی مردم مذهبی، نفرت و کینه و خشم و عصیانگری می‌آفریند. خود همین رفتارها بسان جرعه‌ای عمل می‌کند که در انبار باروت نارضایتی‌های مردم افتاده باشد.

۴- افزایش همگرایی مهاجران ایرانی در خارج از کشور
مخالفان حکومتی در کشورهای اروپایی علیرغم تمام اختلافاتی که با همدیگر دارند، به همگرایی و همبستگی و وحدت برای مقابله با حکومت دینی اقبال کردند و از این رهگذر توانستند نظر دولت‌های اروپایی را نسبت به حمایت از خودشان جلب نمایند.

۵- نومیدی کشورهای اروپایی از تعدیل حکومت دینی
تا پیش از شکست برجام کشورهای اروپایی امید داشتند که حکومت دینی را در زمینه اقدامات مداخله‌گرانه‌اش در کشورهای منطقه تعدیل کنند؛ اما اکنون این امید بر باد رفته؛ لذا اکنون نفرت جهانی از حکومت دینی به اوج خودش رسیده است و این امر ضمن این که برای حکومت دینی محدودیت‌ها و مشکلاتی را فراهم می‌سازد، باعث می‌شود، مخالفان حکومت دینی در داخل و خارج هم قوت روحی پیدا کنند.

۶- همدلی نداشتن مردم با اهداف ایدئولوژیک حکومت دینی
هرگز دغدغه مردم رسیدن به اهداف ایدئولوژیک حکومت دینی نیست؛ بلکه مردم نسبت به این اهدافی که حکومت دینی دنبال می‌کند، اعتراض دارند؛ نظیر نابودی اسرائیل و مقابله با آمریکا و دخالت در کشورهای یمن و سوریه و عراق و لبنان و زمینه‌سازی حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) و توسعۀ شیعه‌گری در کشورهای خارجی و اختصاص بودجه‌های هنگفت برای ترویج و تبلیغ ارزش‌های ایدئولوژیک مثل حجاب و گسترش حوزه‌های علمیه و ساخت و ساز و توسعۀ مشاهد مذهبی.

۷- فروپاشی اقتصادی
اقتصاد کشور بر اثر تحریم‌های جهانی و عدم توسعه زیرساخت‌ها و فساد و عدم شفافیت عوامل حکومتی و حضور گستردۀ نظامیان در عرصه‌های اقتصادی باعث شده است، کشور به تورم لجام گسیخته‌ای مبتلا شود و بیکاری و فقر گسترش یابد و امکان اشتغال و ازدواج و خانه‌دار شدن جوانان از بین برود؛ طوری که هر چند وقت یکبار شاهد تجمعات و راه‌پیمایی‌ها و اعتصابات مردمی هستیم که معیشت آنان مشکل پیدا کرده است و حکومت دینی هم قادر نیست از عهدۀ حل این مشکلات برآید و روزنه‌های امیدی برای بهبودی وضعیت اقتصادی بگشاید.

۸- انسداد سیاسی
حکومت دینی اکنون به جایی رسیده است که دیگر پذیرای رقبای سیاسی و به بازی گرفتن آنها در مناصب حکومتی نیست. احزاب و گروه‌های سیاسی و توده مردم نیز امید خود را از این که بتوانند از طریق صندوق رأی به تأمین منویات خود دست پیدا کنند، از دست داده‌اند. انتخابات اخیر ریاست جمهوری به وضوح تقلیل پیدا کردن مشارکت سیاسی مردم را آفتابی کرد.