ویدئویی که به همراه این متن میبینید و مربوط به چند روز قبل است، یکی از آخرین نمونههای مقاومتی است که مردم محلی در برابر ادارهی منابع طبیعی از خود نشان دادند. چهارشنبه ۲۳ فروردین جمعی از فعالان محیط زیست شهرستان جاسک (جاشک) با تجمع مقابل ماشینآلات در نزدیکی روستاهای گروک و شیرآهن از تخریب کوه «سبتی» در این منطقه جلوگیری کردند.
روی این کوه قلعهای تاریخی بنا شده که گفته میشود مرکز حکمرانی حاکمان آل فرامرز و فرزندان رئیس بدرالدین بوده که مربوط به حدود ۵۰۰ سال پیش است. میان مردم منطقه این قلعه به قلعهی رئیس بدرالدین هم معروف است. این کوه و زمینهای اطرافش یکی از مناطقی است که ادارهی منابع طبیعی با ثبت آن به عنوان منابع طبیعی و اراضی ملی، در حال تخریب و واگذاری آن به شرکتهای نفتی و دیگر پروژههای طرح توسعهی سواحل مکران است. فعالان محیط زیست جاسک فعلا تنوانستهاند از تخریب کوه سبتی جلوگیری کنند، اما ماجرا تنها به کوه سبتی محدود نمیشود.
سال ۱۴۰۰ بود که یکی از اعضای مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که ۹۵ درصد زمینهای مردم در شهرها و روستاهای استان سیستان و بلوچستان ملی اعلام شده است و مردم محلی حق کشاورزی و یا ساخت خانه را در زمینهایشان ندارند. روندی که البته از سالها پیش آغاز شده بود و این اعلام درصد، در واقع گزارشی از روند پیشرفت پروژهی سلب مالکیت محسوب میشد. هرچند جاسک در تقسیمبندیهای استانی در استان هرمزگان قرار میگیرد، اما به عنوان یکی از قدیمیترین سکونتگاههای بلوچها در طول تاریخ از این طرح بینصیب نمانده و بسیاری از زمینهای منطقه به نام منابع طبیعی و ملی شدن در حال تخریب و مصادره است. ماموران سپاه و یگان حفاظت به خانهها و زمینهای مردم حمله میکردند و سپس در رسانههایشان نام «رفع تصرف از زمینهای ملی» بر آن میگذاشتند، که البته در بسیاری از موارد با مقاومت مردم محلی روبرو میشدند. تنها به یک نمونه نسبتا قدیمیتر اشاره میکنیم؛ آذر ۹۵ نیروهای انتظامی حتی بدون حکم قضایی و با تهدید به تیراندازی به اهالی، به روستای ۶هزار نفری سورک در جاسک هجوم بردند و قصد مصادرهی زمینهای آبا و اجدادی روستائیان و تخریب قبرستان منطقه را داشتند که مردم محلی با مقاومت خود از مصادرهی زمینها جلوگیری کردند.
اما مصادرهی زمینهای مردم بلوچ زیر نام «ملی» کردن، در کنار پروژههای نفتی جمهوری اسلامی و همچنین پروژهی توسعهی سواحل مکران است که کامل میشود. به یک مثال دیگر اشاره میکنیم؛ در شهریور ۹۴ با تغییر مالکیت اراضی منطقهی «کوه مبارک»، تخریب قلعهی کوه مبارک که یکی از بناهای تاریخی متعلق به دورهی ساسانیان است و یک قبرستان ۳۰۰۰ ساله توسط نیروهای وابسته به سپاه آغاز شد. مردم منطقهی کوه مبارک با تجمعی دو روزه تلاش کردند از این تخریب جلوگیری کنند، اما با وجود توقف موقتی کار، پس از فنسکشی دور منطقه، خاکبرداری ادامه یافت. حالا از اسفندماه سال ۱۴۰۱ جمعآوری و تکمیل دادهها در محدودهی ساحلی کوه مبارک برای احداث بندر بزرگ شرق هرمزگان (مجتمع بندری مکران) آغاز شده است. یا در نمونهای دیگر در سال ۸۴ شرکتی که در حال ساخت اسکلهی کوه مبارک بود، میخواست همین کوه سبتی، که قلعهی ۱۵۰۰ متری رئیس بدرالدین روی آن بنا شده را تخریب کند و برای ساخت اسکله به کار ببرد که باز هم مردم منطقه مانع این کار شدند. این پروژهها مشتی نمونهی خروار از پروژههایی است که ابتدا با تخریب و مصادره آغاز میشود و سپس با بنا کردن ابرپروژههای سودساز برای حاکمیت مرکزی و نه مردم منطقه، ادامه پیدا میکند. تیتروار به چند نمونهی دیگر اشاره میکنیم
بهمن ۱۴۰۱ استاندار هرمزگان از برنامهی احداث بزرگترین سد استان روی رودخانهی سدیچ و ۴ سد دیگر در منطقهی مکران (شرق هرمزگان) که منطقهای بلوچنشین است خبر داد. سدهایی که نمونههای آن در دیگر نقاط کشور به خصوص جغرافیای ملل تحت ستم ایران به وفور یافت میشود و نتایج آن نیز که از جمله میتوان به از بین بردن محیط زیست منطقه و به تبع آن از بین بردن آخرین امکانهای تامین معیشت مردم محلی، کوچاندن آنان و تغییر بافت جمعیتی اشاره کرد، به سادگی قابل مشاهده است. در اینجا میتوانیم به تبلیغات چندین سالهی حکومت مرکزی جمهوری اسلامی در چشمانداز جانمایی ۱۰ میلیون نفر در سواحل مکران که در حاضر حدود نیم میلیون جمعیت دارد نیز اشاره کنیم، که پروژهی احداث ۶ شهر جدید، از جمله شهرهای بریس و شهر جدید مکران با ظرفیت ۲ میلیون نفر و همچنین تاسیس شهرکهای ۵۰ هزارنفری، بخشی از آن است. شهرها و شهرکهایی که دقیقا بناست بر روی خانهها و زمینهای کشاورزی حاشیهنشینان و کپرنشینان بلوچ ساخته شود. در واقع آنچه تحت عنوان «توسعهی کانونهای جمعیتی در مکران» در حال انجام است، کوچاندن مردم بلوچ منطقه از زمینهای آبا و اجدادیشان و غارت منابعی است که به تمامی مردم بلوچستان تعلق دارد.
طرح «توسعهی سواحل مکران» مشخصا از سال ۹۱ به دستور خامنهای آغاز شد و در حال حاضر شورای توسعهی سواحل مکران متشکل از معاون اول رئیسجمهور به عنوان رئیس شورا، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، وزرای امور اقتصادی و دارایی، کشور، راه و شهرسازی و نفت، رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، یک نفر عضو حقوقی به عنوان نمایندهی رئیسجمهور و همچنین نماینده ویژه رئیسجمهور و دبیر شورا (رئیس دبیرخانه) است. این طرح تاکنون بیش از ۶۰ پروژهی زیرساختی تعریف کرده است که بخش مهمی از آن مرتبط به صنایع نفت و گاز میشود. البته همچنان به تعداد این ابرپروژهها اضافه میشود و امضای تفاهمنامهی ساخت پروپالایش قاسم سلیمانی و پالایشگاه مروارید مکران میان دولت مرکزی و دوجین هلدینگ و بانکهای بخش خصوصی و دولتی در مرداد ۱۴۰۱ یکی از نمونههای متاخر آن است. در واقع آنچه در انتظار جاسک است، یک عسلویهی جدید برای جمهوری اسلامی است. منطقهای که حاکمیت مرکزی به منظور غارت منابع آن، با یک تهاجم چپاولگرانه و ضدمردمی، آنجا را تبدیل به یکی از آلودهترین مناطق کشور کرد و با وجود تولید ثروت عظیمش، هیچ آوردهای برای بومیان این منطقه نداشت و سپس آنان را وادار به کوچ اجباری کرد و بافت جمعیتی آنجا را کاملا تغییر داد.
البته مردم بلوچ سالهاست در برابر این تهاجمات مقاومت میکنند و با تشکیل اجتماعات محلی خود، در برخی از موارد حاکمیت را مجبور به عقبنشینی کردهاند. یکی از نمونههای موفق و متاخر آن، مقاومت مردم منطقهی تفتان است که طی ماههای گذشته با چندین تجمع مقابل معدن انجیرک تفتان و جمعآوری لودرها و ماشینآلات معدن و مسدود کردن راههای آن، از استخراج طلا از این معدن جلوگیری کردند. اما حاکمیت جمهوری اسلامی در اقصا نقاط بلوچستان همچنان در پی گسترش سلب مالکیت اراضی ملت بلوچ و پیشبرد پروژههای غارتگرانهی خود است. مبارزه حول مسائل اینچنینی یکی از مسائلی است که کمتر توسط جریانهای مذهبی و سیاسی بلوچستان پیگیری شده و در معدود موارد موفق نیز، این خود مردم منطقه بودهاند که با خودسازماندهی و تشکیل اجتماعات مردمی توانستهاند تا حدی غارتگران را عقب برانند. نمونهی تفتان و حالا نمونهی کوه سبتی یکی از نقاطی است که نیروهای سیاسی بلوچستان باید از آن بیاموزند و آن را نقشهی راه خود قرار دهند. ما مقاومت در برابر این پروژهها که در عین غارت منابع بلوچستان، هویت تاریخی مردم بلوچ را نیز هدف قرار داده است را یکی از سنگرهای اصلی مبارزه میدانیم و در کنار این همسنگرانمان که با خودسازماندهی در منطقهی محل زیستشان مقاومت خود را سامان میدهند، ایستادهایم.
هسته جوانان انقلابی زاهدان