بازداشت چندباره کیوان صمیمی، پیام ویژه حاکمیت است: از شکل گیری اپوزیسیون داخل هراس داریم. اپوزیسیون ملی، مستقل، خشونت پرهیز و متکی به مقاومت مدنی کابوس حاکمیت است. به همان اندازه که از اپوزیسیون وابسته استقبال میکند از اجماع نیروهای داخلی در داخل هراس دارد.
کیوان صمیمی بر چند مولفه تاکید کرده: قدرت شهروندی که از نمودهای آن، تسخیر خیابان به واسطه حقوق طبیعی شهروندانی است که صاحب عرصه عمومی هستند، خشونت پرهیزی در عین استقامت بر آزادی، نفی روشهای تقلیل گرایانه تک بُعدی، ضرورت تشکیل جبهه ملی نجات ایران. حاکمیت تلاش دارد از شکل گیری هر گونه مرجعیت داخلی در ایران جلوگیری کند. پس مساله شخص کیوان نیست، زدن یک تیپ است که قدرت خود را نه در راهروهای کاخ های بیگانه نه در راهروهای بیت رهبری که در خیابان های ایران در تعامل با سوژه های تلاشگر برای آزادی میگیرد.
جمهوری اسلامی خوب میداند آرایش جدید سیاسی در داخل کشور در حال بازتعریف است. این آرایش جدید سیاسی هر چند سامان یافتنش زمان می برد، اما بحران سازمان سیاسی در ایران را حل خواهد کرد. ترس حاکمیت، از سوژه های آزاد و مستقل است. سوژه هایی که قدرت خود را از مردم میگیرند. پس هراس جمهوری اسلامی از لفاظی های حمله خارجی و تحریم معیشتی نیست، از داخل ایران میترسد.
بعد از بیانیه های متعددی که در دفاع از حق مردم برای تغییر نظام سیاسی از داخل ایران صادر شد، کیوان صمیمی را به صورت نمادین زدند تا از توسعه گفتمانی که بر قدرت نیروهای اصیل و مستقل دموکراسیخواه، خشونت پرهیز و قائل به مقاومت مدنی استقبال میکنند جلوگیری کنند. اما شجاعت در ایران تکثیر شده و کیوان صمیمی تنها یکی از این بازیگران این میدان سخت است.
قلب جنبش “زن،زندگی و آزادی” در ایران است. از حاشیه تا متن. در اراده کیوان، در جمعه های زاهدان، در مقاومت دانشجویان، در ایستادگی معلمان و کارگران. در استقامت خیره کننده زنان. در انبوه دادخواهانی که به دادگاههای نمایشی و پروپاگانداهای دروغین نه گفته اند. قلب این جنبش در ایران می تپد نه در کاخ های دولت های بیگانه
همه تلاش جمهوری اسلامی این است بگوید نه با سوژه های آزاد مستقل در ایران که با دولتهای بیگانه طرف ام، تلاشی مذبوحانه برای انکار واقعیت جنبش مدنی که پایه های یک سیستم امنیتی مبتنی بر رانت را لرزان کرده.
جمهوری اسلامی در بازی شطرنج شاید خوب،شاه و وزیر را کیش کند اما قدرت سربازها را دست کم گرفت و امروز با جنبشی روبروست که بر همبستگی شهروندی استوار شده و نیرویش را همان شهروندانی شکل داده اند که هانا آرنت آنها را ققنوس نامید.