سقفِ  بلندِ جامعۀ مدرن؛ قامتِ کوتاهِ ایدئولوژی، ️محمدباقر تاج الدین

جهان امروزین جهان فردگرایی، شتابناکی، کثرت گرایی، آزادیخواهی

 

ایدئولوژی ها عموماً قامت کوتاهی دارند چرا که خواهان آن هستند تا  واقعیت های پیچیده، گسترده و عمیق جامعه را به حد و اندازۀ خویش درآورند و این امری است غیر منطقی و غیر  ممکن. “ایدئولوژی اندیشی”  یعنی از سمت فکر و ذهن محدود و بسته  به سمت واقعیت های گشوده و فراخ   دنیای بیرونی رفتن که اقدامی سراسر نادرست و صد البته غیر اخلاقی و غیر انسانی است. موضوع از این قرار است که هرگاه  انسان ها از  سمت فکر و ذهن ناگشودۀ  خویش به سمت واقعیت های بسیار گسترده و عمیق جهان و جامعه  در حرکت باشند و کوشش کنند تا این واقعیت ها را  به اندازۀ   قامتِ فکر و ذهن کوچک خویش بسازند و در حلقۀ تنگ و بسته و ایستایِ آن قرار دهند و هیچ گونه تغییر و  تحولی را برنتابند می توان گفت که گرفتار ایدئولوژی شده اند.

️حقیقتِ ماجرا این است که واقعیت ها و پدیده های انسانی و اجتماعی ویژگی هایی چون عمق، گستره، فراوانی، تکثر، تنوع، تغییر پذیری، پویایی و سیّالیّت همه جانبه دارند و به ویژه در جهان مدرن از هر جهت دچار سرعت و شدت عجیبی هم شده اند به گونه ای  که بسیاری از سیاست ها و برنامه ها در برابر آن ها دچار تأخیر و عقب ماندگی گشته اند.
در مقابل چنین وضع و شرایطی هرگونه تنگ نظری، ایستایی اندیشی، گذشته نگری، محدود اندیشی، قومی و آیینی اندیشی که توانایی درک و تحلیل تغییرات و تحولات مربوط به پدیده ها و واقعیت های انسانی و اجتماعی شتابناک عصر مدرن را نداشته باشند در دام ایدئولوژی اندیشی گرفتار آمده و نتیجه ای به جز  به قهقرا بردن جامعه نخواهد داشت.  نگاهی به کارنامۀ ایدئولوژی های قرن بیستم  به خوبی نشان می دهد که چه نتایج دهشتناک انسان شکنانه، اخلاق ستیزانه،  آزادی برافکنانه، فرصت سوزانه و ویرانگری از هر جهت بر جای نهاده اند به گونه ای که  به نظر نمی رسد که اکنون دیگر هیچ انسان خردمند و دانایی  بر روی کرۀ خاکی چنین ایدئولوژی هایی را در سر بپروراند و آرزو کند.

اگر خوب بنگریم در می یابیم که سقفِ جامعۀ مدرن بسی بلندتر و افراشته تر  از قامت کوتاه ایدئولوژی هایی است  که می خواهند واقعیت های بسیار پیچیده، متنوع، متکثر و متغیر انسانی، اجتماعی،  فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را به حد و اندازۀ خویش بسازند و درآورند.

جهان امروزین جهان فردگرایی، شتابناکی، کثرت گرایی، حقوق مداری، آزادی خواهی، انتخاب گرایی، رفاه گرایی، برابری خواهی، پرسش گری، نقادی، عقل گرایی، علم محوری، تحول خواهی، تنوع طلبی و  انسان محوری است. اگر گمان بر این باشد که  می توان سقفِ بلند جامعۀ مدرن را به اندازۀ قامت کوتاه ایدئولوژی های بسته و محدود و گذشته نگرانه  درآورد گمانی بس اشتباه و باطل است چرا که نه تنها این امر مهم شدنی نیست،  بلکه اگر هم به فرض محال شدنی باشد راه به خشونت و نزاع بی حاصل می برد!!!!

ایدئولوژی اندیشی کار را به جایی می رساند که از همگان می خواهد که شبیه هم  فکر کنند، شبیه هم  بپوشند، شبیه هم تفریح کنند، شبیه هم  بگویند، شبیه هم  بخوانند، شبیه هم  دوست داشته باشند، شبیه هم  دشمنی بورزند، شبیه هم کار کنند و خلاصه این که زیست یکسان و مشابه ای مطابق با آن چه که در دستور کار است داشته باشند!!! نظام ایدئولوژیک تنها یک قرائت و برداشت از این جهان و زندگی را به شهروندان عرضه می کند و از همگان می خواهد که تنها و تنها در همین نظام رسمی و قالب و کلیشۀ از پیش تعیین شده  بود و باش و زیست این جهانی خود را  تنظیم کنند و لذا هرگونه آزادی فکر و بیان و رفتار و کنش که متفاوت با نظام رسمی باشد مورد پذیرش نخواهد بود و حتی ممکن است با مجازاتی هم  همراه باشد!!!
به گفتۀ واتسلاف هاول نویسندۀ کتاب “قدرت بی قدرتان” « نظام ایدئولوژیک همیشه و در هر قدم مردم را لمس می کند اما همیشه با دستانی پوشیده در دستکش های ایدئولوژیک»!!!

اما به راستی آیا  می توان میلیون ها انسان با انواع و اقسام تفکرات، باورها، ارزش ها، هنجارها، سلائق، علائق، سبک های زندگی و تفاوت های گسترده و عمیق را  در یک قالب و کلیشۀ بسته و محدود  قرار داد؟

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»