طبق همین قانون اساسی اگر یک مجلس خبرگان مستقل وجود داشت باید علی خامنهای را به خاطر رد کردن صلاحیت مردم در تعیین سرنوشتشان، از رهبری خلع میکرد. به همین خاطر است که انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به صحنه آمد و در نقد این سخن عجیب خامنهای موضع گرفت.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» پیامدهایی در کشور داشته است که یکی از آنها بیانیه آقای میرحسین موسوی بود که مسئله همهپرسی در مورد قانون اساسی را مطرح کرد و دیگری مطالبه همهپرسی در باره سیاستهای مهم نظام ج.ا است که بخشی از خواسته مدرسین دانشگاههاست.
طبق دیدگاه خامنهای و مصباح یزدی، حضرات و کل نظام ج.ا میتوانند از نردبان انتخابات بالا بروند، ولی نباید از همین طریق از این نردبان پایین بیایند. به همین خاطر بود که مصباح معتقد بود حکومت حقه تا جایی که قدرت دارد و زورش میرسد باید حکومت کند (نه تا جایی و مقطعی که مردم او را میخواهند).
حضرات وقتی میبینند اکثریت مردم را از دست دادهاند تفکر بنیادگرایشان که أساسا مردم را صغیر وعوام میدانند، که صاحب تشخیص و حق رای و نظر نیستند، را آشکار میکنند.
بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها بعد از سخنان شگفتانگیز علی خامنهای در رد رفراندوم صادر شده است. خامنهای در سخنرانی روز اول سال هم به تندی با خواسته رفراندوم روی ساختار قانون اساسی برخورد کرد و آن را طرح دشمنان خواند. این بار هم همهپرسی حتی روی سیاستهای مهم کشور را هم با این استدلال که مردم قدرت درک و تحلیل ندارند، با عصبانیت رد کرد.
در بیانیه مدرسین دانشگاهها چهار مقدمه و دو جمعبندی آمده است. مقدمه اول این که اساسا نظام ج.ا با رفراندوم سر کار آمده است. بعد گفته اند در قرآن هم روی مشورت با همین مردم تاکید شده است. بعد اضافه کردهاند در خود قانون اساسی اصل همهپرسی آمده است. بعد پرسیدهاند اگر مردم دارای صلاحیت نیستند چرا آنها را دعوت به انتخاباتهای مختلف میکنید و یا به حضور آنها در راهپیماییها استناد سیاسی میکنید؟
بیانیه دو جمعبندی را هم مطرح کرده است. یکی اینکه بسیاری از مشکلات و بحرانهایی که در کشور وجود دارد و حکومت از حل آن عاجز است ریشه در تناقضات ساختاری در نظام سیاسی دارد و ادامه دادهاند که از سال ۶۸ نیز قدرت متمرکزتر شده است و اینک ضرورت دارد که قانون اساسی از طریق مجمع منتخب ملت مورد تغییر و بازنگری واقع شود. یعنی آنها خواهان تغییر قانون اساسی شدهاند.
در ادامه بیانیه مطالبهشان را یک پله از خواست همهپرسی در مورد تغییر ساختار قانون اساسی پایینتر آوردهاند تا اگر این خواسته هم اینک محقق نمیشود لااقل برخی سیاستهای مهم نظام که برای مردم و کشور ایجاد مشکل و بنبست کرده به همهپرسی گذاشته شود.
آنها گفتهاند نظارت استصوابی که کل نهادهای انتخابی را بلااثر کرده، مسئله جرمانگاری عدم رعایت حجاب شرعی، سیاست خارجی که باعث انسداد در روابط بینالمللی و محروم کردن کشور و مردم از فرصتهای مهم جهانی شده و یا لوایح چهارگانه مربوط به شفافیت مالی و مسئله پولشویی (اف، ای، تی، اف) که سالهاست در مجمع تشخیص مصلحت خاک میخورد و نظام ارتباط مالی کشور با جهان را دچار اختلاف کرده به همهپرسی بگذارید.
سخنرانی حیرتآور خامنهای علیه همهپرسی یکبار دیگر دهانها را در نقد او باز کرده است.
قانون اساسی ج.ا مثل خود انقلاب التقاطی و ائتلافی و متشکل از دو ایده جمهوریت و ولایت است که به تدریج بخش ولایت، قسمت جمهوریت را دریده و بلعیده است. حالا هم خامنهای در کمال وقاحت میگوید مگر میشود مسائل مهم کشور را به همه پرسی گذاشت.
حالا علی خامنهای دیکتاتوری فردی راه انداخته و نه تنها با تغییر ساختار نظامش بلکه با تغییر سیاستهایش هم مخالف است. در اینجاست که دیگر نه تنها اکثریت ملت بلکه اقلیت طرفدار خودش را هم، که با بسیاری از سیاستهای او مخالفند، به گروگان گرفته و قربانی دیکتاتوری و استبداد رأی خودش کرده است.
گفتگوی رضا علیجانی با رادیو فردا
https://t.me/rezaalijani41